جزئیات طرح ادعایی لاریجانی و خرازی برای پایان جنگ | پوتین از چه نقشی برای لاریجانی سخن گفت؟
اظهارات اخیر ولادیمیر پوتین درباره علی لاریجانی، بار دیگر بحث درباره نقش چهرههای دیپلماتیک و امنیتی ایران در تلاشهای پشتپرده برای پایان جنگ را مطرح کرده است.
به گزارش دیروزبان، رئیسجمهور روسیه در نشست والدای، لاریجانی را فردی «مثبت» و آماده برای یافتن راهکارهای دوجانبه توصیف کرد و گفت حذف او، از منظر امکان دستیابی به راهحل سیاسی، یک «اشتباه بسیار بزرگ» بوده است.
پوتین از چه نقشی برای لاریجانی سخن گفت؟
پوتین در سخنان خود تأکید کرد که لاریجانی میتوانست در یافتن راهکارهایی برای بازگرداندن صلح به خلیج فارس نقش داشته باشد. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که مسیرهای دیپلماتیک برای پایان جنگ ایران و آمریکا همچنان شکننده است و تهران و واشنگتن در ماههای گذشته چندین بار از مسیر مذاکره به رویارویی بازگشتهاند.
در ماه سپتامبر نیز مسعود پزشکیان اعلام کرده بود که ایران برای بازگشت به توافق موقت ماه ژوئن آمادگی دارد، مشروط بر آنکه آمریکا نیز به تعهدات خود بازگردد.
طرح ادعایی لاریجانی و خرازی چه بود؟
علی لاریجانی و سیدکمال خرازی در سختترین روزهای جنگ، برنامهای برای پایان سریع درگیریها و طراحی یک چارچوب صلح در دست داشتند. ادعای مطرحشده این است که هدف از این طرح، جلوگیری از طولانی شدن جنگ و کاهش تبعات اقتصادی و اجتماعی آن برای مردم بوده است.
بیشتر بخوانید:
اسمارتواچ روی مچ یک فرمانده | چرا ساعت فرمانده پدافند غیرعامل خبرساز شد؟
دیپلماسی در بنبست | پاسخ سختتر ایران؛ تهران اهدافی خارج از منطقه را در برنامه دارد
۳ ناوهواپیمابر و ۲ گروه آبی خاکی در منطقه | آرایش تازه نظامی آمریکا اطراف ایران
اختلاف بر سر «چه کسی اول اقدام کند» | سناریوی محتمل: توافقهای مرحلهای برای مدیریت تنش!
با این حال، جزئیات کامل این طرح در منابع مستقل منتشر نشده و نمیتوان همه اجزای آن را به عنوان یک توافق رسمی یا برنامه نهاییشده تلقی کرد. بنابراین آنچه درباره این طرح مطرح شده، در حال حاضر باید در چارچوب یک گزارش و ادعا درباره مذاکرات و رایزنیهای پشتپرده بررسی شود.
نگاه متفاوت به مفهوم امنیت
در روایت منتشرشده، لاریجانی صرفا یک چهره امنیتی یا سیاسی نبود، بلکه امنیت را مسئلهای چندبعدی میدانست؛ مسئلهای که در کنار توان نظامی، به وضعیت اقتصادی، انسجام اجتماعی و آرامش داخلی نیز وابسته است.
این نگاه میتواند توضیحی برای توجه او به پایان دادن به جنگ و جلوگیری از افزایش فشارهای اقتصادی باشد. تجربه ماههای اخیر نیز نشان داده است که جنگ تنها به میدان نظامی محدود نمانده و موضوعاتی مانند تحریم، تجارت، انرژی و تردد دریایی در تنگه هرمز به بخش مهمی از مناقشه تبدیل شدهاند.
چرا نقش دیپلماسی دوباره پررنگ شده است؟
تحولات ماههای اخیر نشان میدهد که حتی در اوج تقابل نظامی، کانالهای میانجیگری کاملا از بین نرفتهاند. پاکستان، قطر و عمان در مقاطع مختلف نقش واسطه را میان تهران و واشنگتن ایفا کردهاند و تلاشهایی برای بازگرداندن طرفین به مسیر مذاکره انجام شده است.
در تازهترین نمونه، پزشکیان در گفتوگویی با الجزیره گفته بود ایران دیگر اعتماد سابق به مذاکرات با آمریکا را ندارد، اما همزمان تأکید کرده بود که پیامهای تهران از طریق قطر و پاکستان منتقل میشود.
هرمز؛ بخشی از معادله پایان جنگ
تنگه هرمز اکنون یکی از مهمترین محورهای مذاکرات احتمالی است. تهران بازگشایی کامل این مسیر را به مجموعهای از شروط سیاسی و اقتصادی از جمله رفع تحریمها و پایان محاصره دریایی مرتبط کرده است. از سوی دیگر، بازگشایی هرمز میتواند مستقیما بر بازار جهانی انرژی و تجارت منطقه اثر بگذارد.
از این منظر، اشاره پوتین به نقش احتمالی لاریجانی در یافتن راهحل برای بازگرداندن صلح به خلیج فارس، در شرایطی مطرح شده که مسئله جنگ دیگر صرفاً یک مناقشه دوجانبه نیست و ابعاد منطقهای و اقتصادی گستردهای پیدا کرده است.
یک روایت درباره «فرصت از دسترفته»
آنچه اکنون درباره طرح ادعایی لاریجانی و خرازی مطرح میشود، بیش از آنکه یک سند علنی و قابل راستیآزمایی از برنامه صلح باشد، روایتی درباره وجود تلاشهایی برای یافتن مسیر پایان جنگ است. اظهارات پوتین نیز به این روایت بُعد تازهای داده است؛ هرچند از سخنان او نمیتوان بهتنهایی نتیجه گرفت که طرح مشخصی با جزئیات معین وجود داشته یا به مرحله توافق نهایی رسیده است.
در نهایت، مسئله اصلی همچنان یافتن سازوکاری برای توقف درگیری، بازگشایی مسیرهای تجاری و ایجاد چارچوبی برای مذاکرات بعدی است؛ مسیری که در ماههای گذشته بارها آغاز شده و بار دیگر تحت تأثیر تشدید تنشها متوقف شده است.