پزشکانی که مسافرکشی میکنند | وقتی طبابت هم کفاف زندگی را نمیدهد
در شرایطی که سالها تحصیل و آموزش تخصصی، پزشکان را به یکی از گروههای حرفهای مورد انتظار جامعه تبدیل کرده است، گزارشها از وضعیت اقتصادی بخشی از جامعه پزشکی ایران، تصویری متفاوت از این تصور ارائه میدهد؛ پزشکانی که برای تأمین هزینههای زندگی به مشاغلی خارج از حوزه درمان روی آوردهاند و برخی دیگر نیز از ادامه فعالیت در مطبهای خود منصرف شدهاند.
به گزارش دیروزبان، افزایش هزینههای زندگی، پایین بودن درآمد برخی پزشکان عمومی و دشواری تأمین هزینههای راهاندازی و اداره مطب، باعث شده است گروهی از پزشکان برای کسب درآمد بیشتر، به مشاغلی مانند رانندگی در تاکسیهای اینترنتی، نگهداری از سالمندان و حتی کار در مراکز خدماتی روی بیاورند؛ وضعیتی که بار دیگر پرسشهایی درباره اقتصاد سلامت و آینده شغلی پزشکان در ایران مطرح کرده است.
از مطب تا تاکسی اینترنتی
پزشکی که سالها برای ورود به دانشگاه، گذراندن دوره عمومی و کسب تجربه حرفهای تلاش کرده، انتظار دارد بتواند از طریق تخصص و دانش خود زندگی مناسبی داشته باشد. با این حال، واقعیت اقتصادی برای همه پزشکان چنین نیست.
درآمد برخی پزشکان عمومی، بهویژه افرادی که تازه وارد بازار کار شدهاند یا در مناطق کمبرخوردار فعالیت میکنند، با هزینههای زندگی تناسب ندارد. اجاره مسکن، هزینه رفتوآمد، مخارج خانوار و بدهیهای احتمالی، بخشی از درآمد محدود این گروه را میبلعد.
بیشتر بخوانید:
دختر سیاهپوش کنار خودرو | تصویر متفاوت یک زن در تبلیغات خودرو خبرساز شد
مدارس خارجی از داخل ایران دانشآموز میگیرند | شهریه ۵ میلیارد تومانی برای دیپلم آنلاین!
کوچ فقرا از دانشگاههای ایران | وقتی کنکور به میدان رقابت پولدارها تبدیل شد
فقر فقط سفره را کوچک نمیکند | رابطه معنادار تورم و فقر با نرخ سرقت، قتل و خودکشی
در چنین شرایطی، برخی پزشکان ترجیح میدهند بخشی از وقت خود را به مشاغلی اختصاص دهند که درآمد فوریتری دارند. رانندگی در تاکسیهای اینترنتی یکی از گزینههایی است که به دلیل امکان فعالیت منعطف، برای بعضی از این افراد جذابیت پیدا کرده است. برخی نیز برای جبران کاهش درآمد، به فعالیتهای غیرپزشکی دیگر روی میآورند.
البته نمیتوان وضعیت همه پزشکان را یکسان دانست. درآمد پزشکان به عواملی مانند تخصص، سابقه کاری، محل فعالیت، تعداد مراجعان و نوع قرارداد بستگی دارد. با این حال، طرح چنین تجربههایی نشان میدهد که مدرک پزشکی بهتنهایی تضمینکننده ثبات اقتصادی نیست.
مطبهایی که دیگر صرفه اقتصادی ندارند
یکی از مشکلات مهم پزشکان، هزینههای ثابت اداره مطب است. اجاره محل، حقوق کارکنان، تجهیزات، هزینههای جاری و سایر مخارج اداری، حتی در روزهایی که تعداد بیماران کم است، ادامه پیدا میکنند.
برای پزشکی که مراجعهکنندگان محدودی دارد، درآمد حاصل از ویزیت ممکن است پس از کسر هزینهها، رقم قابلتوجهی نباشد. در نتیجه، برخی پزشکان فعالیت مستقل را متوقف میکنند یا به دنبال همکاری با مراکز درمانی و مجموعههایی میروند که بخشی از هزینههای اداره محل کار را بر عهده میگیرند.
تعطیلی یا کاهش فعالیت مطبها فقط مسئلهای صنفی نیست؛ این روند میتواند بر دسترسی بیماران به خدمات درمانی نیز اثر بگذارد. اگر پزشک در یک منطقه امکان ادامه فعالیت اقتصادی نداشته باشد، ساکنان همان منطقه ممکن است برای دریافت خدمات اولیه درمانی با دشواری بیشتری روبهرو شوند.
تحصیل طولانی، آینده نامطمئن
روزنامه شرق مینویسد؛ ورود به رشته پزشکی به سالها آموزش و تلاش نیاز دارد؛ مسیری که پس از پایان تحصیلات نیز با دورههای کارآموزی، کسب تجربه و در برخی موارد ادامه تحصیل همراه است. به همین دلیل، وقتی پزشک پس از این مسیر طولانی نمیتواند درآمد متناسبی با هزینههای زندگی به دست آورد، مسئله فراتر از نارضایتی شغلی میرود.
ناامنی اقتصادی میتواند انگیزه ورود به حرفه پزشکی یا ماندن در آن را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، تفاوت فرصتهای شغلی میان شهرهای بزرگ و مناطق محروم ممکن است توزیع نیروی انسانی درمانی را دشوارتر کند.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که جامعه پزشکی یکدست نیست و گروههایی از پزشکان، بهویژه در برخی تخصصها و موقعیتهای شغلی، درآمد بالاتری دارند. مسئله اصلی، وضعیت پزشکانی است که با وجود برخورداری از دانش و مهارت تخصصی، امکان دستیابی به حداقلی از ثبات مالی را ندارند.
مسئلهای فراتر از درآمد پزشکان
بحث درباره معیشت پزشکان نباید به تقابل میان منافع پزشک و بیمار تبدیل شود. بیماران نیز با افزایش هزینههای درمان، مشکلات بیمهای و دشواری پرداخت هزینه دارو و ویزیت روبهرو هستند. راهحل پایدار، سیاستهایی است که هم دسترسی مردم به خدمات درمانی را حفظ کند و هم امکان فعالیت حرفهای و اقتصادی پزشکان را فراهم آورد.
بازنگری در تعرفههای خدمات پزشکی، تقویت پوشش بیمهای، کاهش هزینههای غیرضروری اداره مطب و طراحی سازوکارهای حمایتی برای پزشکان مناطق محروم، از جمله راهکارهایی است که میتواند مورد بررسی قرار گیرد.
اگر پزشک برای تأمین هزینههای زندگی ناچار شود دانش پزشکی خود را کنار بگذارد و به شغلی دیگر روی بیاورد، مسئله فقط سرنوشت یک فرد نیست؛ این وضعیت میتواند نشانهای از اختلال در رابطه میان آموزش، اشتغال و نظام سلامت باشد. حفظ نیروی انسانی درمانی، نیازمند آن است که سالها تحصیل و تخصص، به آیندهای شغلی قابلاتکا منتهی شود؛ آیندهای که در آن طبابت نه امتیازی برای گروهی محدود، بلکه حرفهای با امکان زندگی شرافتمندانه برای فعالان آن باشد.