بعد از جنگ چه بر سر اقتصاد میآید؟ | آتشبس کافی نیست؛ اقتصاد اعتماد میخواهد
پایان جنگ لزوما آغاز بازگشت اقتصاد به شرایط عادی نیست. با توقف شلیکها و باز شدن مسیرهای تجاری، کارخانهها و بازارها یکشبه به وضعیت پیش از درگیری برنمیگردند.
به گزارس دیروزبان، سرمایهای که خارج شده، نیروی متخصصی که مهاجرت کرده و اعتمادی که از بین رفته است، با امضای یک توافق سیاسی احیا نمیشود.
پژوهش جدید صندوق بینالمللی پول با بررسی ۱۹۴ کشور، ۱۷۰ مورد آغاز جنگ و ۱۵۸ مورد پایان جنگ بین سالهای ۱۹۴۶ تا ۲۰۲۴، نشان میدهد آثار اقتصادی جنگ بسیار عمیقتر و ماندگارتر از یک شوک کوتاهمدت است. حتی در کشورهایی که صلح دستکم پنج سال دوام آورده، پس از پنج سال تنها حدود نیمی از افت تولید ناشی از جنگ جبران شده است.
پنج سال؛ برای جبران کافی نیست
اقتصاد جنگزده فقط ساختمان و زیرساخت از دست نمیدهد؛ فرصت رشد را نیز از دست میدهد. کارخانهای که ساخته نمیشود، ماشینی که خریداری نمیشود، دانشجویی که تحصیلش نیمهکاره میماند و نیروی متخصصی که کشور را ترک میکند، بخشی از هزینه پنهان جنگ هستند.
بر اساس یافتههای صندوق، تولید در اقتصادهایی که مستقیما درگیر جنگ شدهاند، در همان سال نخست بهطور متوسط حدود سه درصد کاهش پیدا میکند و زیان انباشته آن در پنج سال به حدود هفت درصد میرسد. تبعات جنگ حتی یک دهه بعد نیز قابل مشاهده است. در جنگهای شدیدتر، این فاصله بهمراتب بزرگتر میشود.
بیشتر بخوانید:
وقتی نفت دیگر قدرت سابق را ندارد | چرا افزایش قیمت نفت به سود ایران نیست؟
چرا نفت ۲۰۰ دلاری نشد؟ آیا تنگه هرمز اهمیتش را از دست داده است؟
آرامش با دیازپام ده | مصرف داروهای آرامبخش در ایران ۹۰۰ درصد بیشتر شد
همزمان، تورم و بیثباتی ارزی فشار بیشتری بر اقتصاد وارد میکنند. پنج سال پس از آغاز جنگ، سطح قیمت مصرفکننده در نمونه بررسیشده حدود ۳۵ درصد بالاتر از پیش از جنگ بوده و شکاف میان نرخ رسمی و غیررسمی ارز نیز تقریباً دو برابر شده است.
ایران؛ جنگ روی اقتصاد زخمی
این تصویر برای ایران اهمیت بیشتری دارد؛ اقتصادی که حتی پیش از جنگ نیز با تحریم، کاهش سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساختها، ناترازی انرژی، کسری بودجه و ضعف نظام بانکی دستوپنجه نرم میکرد.
روزنامه سازندگی در این باره نوشته است؛ اختلال در بنادر، بیمه، حملونقل و نقلوانتقال پول میتواند حتی کارخانهای را که سالم مانده، از تولید بازدارد. کاهش واردات نیز الزاما خبر خوبی نیست. اگر بنگاه به دلیل ناتوانی در تأمین قطعه و مواد اولیه واردات را کاهش دهد، این اتفاق میتواند نشانه کوچکشدن تولید باشد، نه کاهش وابستگی.
از سوی دیگر، دولت پس از جنگ با صورتحساب بزرگی مواجه میشود: بدهیهای جدید، هزینه بازسازی، حمایت از خانوارها و پروژههای متوقفشده. بنابراین ممکن است جنگ تمام شده باشد اما آثار مالی و تورمی آن همچنان ادامه پیدا کند.
اشتغال زودتر برمیگردد، سرمایه نه
یکی از یافتههای مهم پژوهش صندوق این است که بازسازی پس از جنگ الزاما با جهش سرمایهگذاری آغاز نمیشود. معمولاً اشتغال سریعتر از ظرفیت تولیدی و بهرهوری احیا میشود.
بررسی بیش از پنج میلیون بنگاه نیز نشان میدهد شرکتهای باقیمانده پس از جنگ اندکی بر اشتغال خود میافزایند، اما موجودی سرمایه آنها همچنان حدود ۴.۶ درصد کمتر باقی میماند و بهبود محسوسی در بهرهوری مشاهده نمیشود.
این یعنی ممکن است پس از آتشبس، رستورانها، حملونقل، فروشگاهها و سایر خدمات دوباره فعال شوند و اشتغال افزایش پیدا کند، اما این الزاماً به معنای رونق پایدار نیست.
سرمایه، به صلح اعتماد میکند
کلید اصلی بازسازی، فقط پول نیست؛ اعتماد به آینده است. اگر احتمال آغاز دوباره جنگ، تشدید تحریمها یا بستهشدن مسیرهای تجاری وجود داشته باشد، حتی پروژههای سودآور نیز برای سرمایهگذار جذاب نخواهند بود.
پژوهش صندوق نشان میدهد اگر جنگ ظرف پنج سال دوباره آغاز شود، روند بهبود تولید عملاً متوقف میشود. بنابراین صلح شکننده نمیتواند بستر مناسبی برای سرمایهگذاری بلندمدت باشد.
برای ایران، مسیر بازسازی از ثبات سیاسی و اقتصادی، بازگشت تجارت خارجی، دسترسی به ارز و فناوری، اصلاح نظام بانکی و تأمین مالی غیرتورمی میگذرد. تزریق پول بهتنهایی کافی نیست؛ اگر منابع به سمت پروژههای ناکارآمد یا بنگاههای خاص برود، ممکن است هزینه بازسازی خود به عامل تازهای برای تورم و نابرابری تبدیل شود.