آنها همه چیز را به عنوان تروما می فروشند | چگونه درد عاطفی ما به محصول تبدیل شد
در سالهای اخیر، واژه «تروما» یا آسیب روانی از یک اصطلاح تخصصی در روانپزشکی، به مفهومی فراگیر در گفتوگوهای روزمره، شبکههای اجتماعی و صنعت خودیاری تبدیل شده است.
به گزارش دیروزبان به نقل از گاردین، اما چگونه دردهای عاطفی انسان معاصر، آرامآرام از یک تجربه انسانی به محصولی قابل فروش بدل شدهاند؛ محصولی که در قالب کتاب، پادکست، دورههای آنلاین، جلسات درمانی پرهزینه و محتوای اینستاگرامی عرضه میشود.
در گذشته، تروما عمدتاً به تجربههایی چون جنگ، تجاوز، شکنجه، بلایای طبیعی یا حوادث شدید اطلاق میشد؛ رویدادهایی که میتوانستند ساختار روان فرد را بهطور جدی مختل کنند. اما امروز این مفهوم چنان گسترش یافته که شکست عاطفی، تنهایی، فشار کاری یا حتی تعارضهای خانوادگی نیز در چارچوب «تروما» تعریف میشوند. این تورم معنایی، اگرچه میتواند همدلی اجتماعی را افزایش دهد، اما همزمان خطر تهی شدن مفهوم آسیب واقعی را نیز به همراه دارد.
در این میان، برخی چهرههای مطرح دنیای روانشناسی و درمان، با تأکید پررنگ بر نقش تروما در همه ابعاد زندگی، به محبوبیت فراوانی دست یافتهاند. منتقدان اما میگویند این رویکرد، ناخواسته افراد را به بازتعریف هویت خود بر اساس زخمها و رنجها سوق میدهد؛ گویی انسان مدرن پیش از هر چیز «مجموعهای از آسیبها»ست. این نگاه، بهزعم منتقدان، میتواند حس ناتوانی و قربانیبودن را تقویت کند و ظرفیت تابآوری فردی را به حاشیه براند.
در بازاری که اضطراب، فرسودگی و ناامنی روانی رو به افزایش است، تروما به سوخت موتور یک صنعت میلیارددلاری بدل شده است. از اپلیکیشنهای درمانی گرفته تا دورههای «شفای درون»، همه وعده آرامش و رهایی میدهند، بیآنکه همیشه پشتوانه علمی محکمی داشته باشند.
به رسمیت شناختن رنج واقعی انسانها، بدون آنکه هر دشواری زندگی به برچسب آسیب روانی تقلیل یابد. به باور بسیاری، جامعهای سالم نه رنج را انکار میکند و نه آن را کالایی میسازد؛ بلکه همزمان، همدلی، مسئولیت فردی و قدرت بازسازی انسان را جدی میگیرد.