نیمی از تهران کم‌برخوردار است

پایتخت برای همه یکسان نیست | مسکن چگونه تهران را دوپاره کرد؟

تهران در ظاهر یک شهر واحد است، اما واقعیت اقتصادی و اجتماعی آن از وجود شکافی عمیق میان مناطق مختلف پایتخت حکایت دارد؛ شکافی که خود را بیش از هر چیز در کیفیت مسکن، سطح برخورداری از امکانات شهری و توان خانوارها برای تأمین هزینه‌های زندگی نشان می‌دهد.

پایتخت برای همه یکسان نیست |  مسکن چگونه تهران را دوپاره کرد؟

به گزارش دیروزبان،  بررسی‌ها از وضعیت مناطق مختلف پایتخت، تصویری از شهری ارائه می‌کند که بخش قابل توجهی از جمعیت آن در محدوده‌های کم‌برخوردار زندگی می‌کنند.

این شکاف در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا کرده که مسکن طی سال‌های اخیر به یکی از اصلی‌ترین عوامل فشار بر بودجه خانوار تبدیل شده است. افزایش قیمت خرید و اجاره، در کنار کاهش قدرت خرید، باعث شده دسترسی به مسکن مناسب برای بخش بزرگی از خانوارهای تهرانی دشوارتر شود.

تهران؛ شهری با دو چهره متفاوت

تفاوت میان مناطق تهران فقط به قیمت آپارتمان محدود نمی‌شود. برخورداری از خدمات شهری، کیفیت زیرساخت‌ها، دسترسی به حمل‌ونقل عمومی، فضای سبز، مراکز آموزشی و درمانی و حتی کیفیت محیط زندگی نیز در مناطق مختلف یکسان نیست.

در بخش‌های برخوردارتر شهر، قیمت بالای زمین و مسکن با دسترسی بیشتر به امکانات همراه شده است؛ در مقابل، مناطق کم‌برخوردار با محدودیت‌های اقتصادی و شهری بیشتری مواجه‌اند. همین مسئله سبب شده محل زندگی، تا حد زیادی تعیین‌کننده کیفیت زندگی خانوارها باشد.

بیشتر بخوانید:

ماجرای مصرف گوشت اسب و الاغ در ایران | پشت پرده یک نامه جنجالی

کالابرگ چقدر از سفره مردم را پوشش می‌دهد؟ | سبقت تورم از کالابرگ؛ قدرت خرید خانوارها آب رفت

مراقب گوشی‌هایتان باشید! |با توقف پروازهای عمان، گوشی وارد کشور نمی‌شود

فاجعه قدرت خرید خودرو | با حقوق ۲۴ میلیون، خرید ارزان‌ترین خودرو چند سال طول می‌کشد؟

آمارهای بازار مسکن نیز عمق این فاصله را نشان می‌دهد. در پاییز امسال، متوسط قیمت پیشنهادی مسکن در تهران به حدود ۲۳۶ میلیون تومان برای هر مترمربع رسیده بود؛ اما فاصله میان مناطق بسیار زیاد است و در برخی مناطق شمالی قیمت‌ها چند برابر مناطق جنوبی گزارش شده است.

وقتی مسکن از توان خانوار فاصله می‌گیرد

بحران اصلی اما فقط افزایش قیمت خانه نیست؛ مسئله مهم‌تر، فاصله میان قیمت مسکن و درآمد خانوارهاست. برای بسیاری از خانوارهای متوسط و کم‌درآمد، خرید خانه عملا از یک هدف قابل دسترس به رؤیایی دور تبدیل شده و بازار اجاره نیز فشار بیشتری بر آنها وارد کرده است.

در چنین شرایطی، خانوارها برای کاهش هزینه‌ها ناچار به انتخاب مناطق ارزان‌تر می‌شوند؛ انتخابی که گاهی به معنای فاصله گرفتن از محل کار، دسترسی کمتر به خدمات و تحمل زمان طولانی‌تر رفت‌وآمد است.

از سوی دیگر، افزایش اجاره‌بها دیگر محدود به مناطق گران‌قیمت شمال تهران نیست و مناطق کم‌برخوردار نیز با رشد قابل توجه هزینه اجاره مواجه شده‌اند. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد افزایش اجاره در برخی مناطق ارزان‌تر حتی با شدت بیشتری احساس شده است.

شکاف شهری؛ محصول فقط بازار مسکن نیست

نابرابری موجود در تهران را نمی‌توان صرفا نتیجه عملکرد بازار مسکن دانست. تمرکز سرمایه‌گذاری، تفاوت ارزش زمین، توزیع نامتوازن امکانات و محدودیت منابع برای توسعه شهری نیز در شکل‌گیری این وضعیت نقش دارند.

از همین منظر، سیاست‌های مسکن اگر صرفاً بر افزایش تعداد واحدهای ساختمانی تمرکز کنند، الزاماً به معنای کاهش نابرابری شهری نخواهند بود. تجربه تهران نشان می‌دهد مسئله فقط «چند واحد مسکونی ساخته شود» نیست؛ بلکه پرسش مهم‌تر این است که این واحدها در کدام مناطق، با چه کیفیتی و برای کدام گروه درآمدی ساخته می‌شوند.

نیمی از شهر درگیر کم‌برخورداری

دنیای اقتصاد در این باره می‌نویسد؛ تصویر تهرانِ برخوردار در مناطق خاص، نباید واقعیت بخش بزرگی از پایتخت را پنهان کند. وقتی بخش قابل توجهی از شهر با هزینه بالای مسکن، ضعف قدرت خرید و محدودیت دسترسی به امکانات مواجه است، نمی‌توان توسعه شهری را صرفاً با شاخص‌هایی مانند افزایش قیمت ملک یا ساخت‌وساز سنجید.

مسئله کم‌برخورداری در تهران در نهایت به مسئله فرصت نیز تبدیل می‌شود. کودکی که در منطقه‌ای کم‌برخوردار رشد می‌کند، خانواده‌ای که بخش بزرگی از درآمدش را صرف اجاره می‌کند و کارگری که برای دسترسی به مسکن ارزان‌تر مجبور به زندگی در فاصله‌ای دور از محل کار می‌شود، عملاً با محدودیت‌های بیشتری برای ارتقای کیفیت زندگی مواجه است.

مسکن؛ از کالای سرمایه‌ای تا بحران اجتماعی

ادامه این روند می‌تواند شکاف میان مناطق تهران را عمیق‌تر کند. در شرایطی که قیمت مسکن بسیار سریع‌تر از توان درآمدی بسیاری از خانوارها افزایش یافته، بخش بزرگی از جامعه از بازار خرید حذف شده و فشار به بازار اجاره منتقل شده است.

بنابراین، مسئله مسکن تهران دیگر صرفا یک موضوع اقتصادی یا ملکی نیست؛ بلکه به مسئله‌ای اجتماعی و شهری تبدیل شده است. اگر سیاستگذار قصد کاهش این شکاف را دارد، باید همزمان به قدرت خرید خانوار، عرضه مسکن استطاعت‌پذیر، توسعه زیرساخت‌ها و توزیع عادلانه خدمات شهری توجه کند.

تهران زمانی می‌تواند شهری متوازن‌تر باشد که کیفیت زندگی و دسترسی به امکانات، بیش از توان مالی برای خرید خانه تعیین‌کننده نباشد. در غیر این صورت، شکاف میان تهران برخوردار و تهران کم‌برخوردار همچنان بزرگ‌تر خواهد شد.

ارسال نظر