وقتی سوگ آزادی، ترانه شد؛ روایت تولد «از خون جوانان وطن»

دوم بهمن‌ماه یادآور خاموشی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های شعر و موسیقی معاصر ایران است؛ عارف قزوینی، شاعری که نه فقط شعر گفت، بلکه تاریخ یک ملت را خواند، شنید و با صدا و کلامش ثبت کرد.

وقتی سوگ آزادی، ترانه شد؛ روایت تولد «از خون جوانان وطن»
به گزارش دیروزبان، نام عارف بیش از هر چیز با تصنیف جاودانه «از خون جوانان وطن لاله دمیده» گره خورده است؛ اثری که پس از بیش از یک قرن، همچنان در بزنگاه‌های تاریخی، زمزمه می‌شود و بار عاطفی خود را از دست نداده است.ابوالقاسم عارف قزوینی در سال ۱۲۵۸ شمسی در قزوین به دنیا آمد. پدرش ملاهادی، روحانی بود و خانواده‌اش از نظر مالی در مضیقه نبودند، اما زندگی خانوادگی آرامی نداشت.
خود عارف بعدها نوشت که به دلیل اختلاف شدید میان پدر و مادرش، او و برادرانش «مانند زندگی میان دو ببر خشمگین» روزگار می‌گذراندند. همین تجربه تلخ کودکی، روح حساس و ناآرام او را شکل داد.
بیشتر بخوانید: 
عارف تحصیلات ابتدایی را در مکتب‌خانه آغاز کرد و با گلستان سعدی، خوشنویسی و ادبیات فارسی آشنا شد. خط را نزد استادان بنام قزوین آموخت و از نوجوانی به موسیقی گرایش پیدا کرد. در ۱۳سالگی نزد حاج صادق خرازی موسیقی را آغاز کرد و چنان پیشرفت کرد که در ۱۴سالگی او را مبتکر برخی نغمه‌ها می‌دانستند. مدتی نوحه‌خوانی کرد، لباس روحانیت پوشید و حتی به تحصیل علوم دینی پرداخت، اما روح سرکش و هنرمندش خیلی زود او را از این مسیر جدا کرد.
نخستین شکست عاطفی و ازدواج نافرجام، عارف جوان را به مهاجرت واداشت. مدتی در رشت با درویشی به نام رفعت‌علیشاه مأنوس شد و سپس راهی تهران شد؛ شهری که قرار بود سرنوشت هنری و سیاسی او را رقم بزند. عارف در تهران مدتی به اجبار در خدمت شاهزادگان قاجار درآمد، اما این زندگی درباری را «ننگ» می‌دانست و با ترفندهایی خود را رها کرد. او هرگز حاضر نشد هنر خود را ابزار معاش و تملق قدرت کند و ترجیح داد در فقر، اما با مناعت طبع زندگی کند.مشروطه، نقطه عطف زندگی عارف بود. او شیفته آزادی، عدالت و قانون شد و موسیقی را رسانه‌ای برای بیان این آرمان‌ها قرار داد. در روزگاری که موسیقی عمدتاً در دربار و محافل اشرافی جریان داشت، عارف تصنیف را به خیابان، میدان و دل مردم برد. او شاعر، آهنگساز و خواننده بود؛ «مصنف» به معنای کامل کلمه.
نخستین تصنیف سیاسی‌اش «مژده ای دل که جانان آمد» بود که به نفع آسیب‌دیدگان حریق بازار اجرا شد. پس از آن، تقریباً هر حادثه سیاسی و اجتماعی، در شعر و صدای او بازتاب یافت؛ از پیروزی مشروطه‌خواهان گرفته تا شهادت مبارزان و خیانت سیاست‌مداران. عارف تصنیف می‌خواند تا مردم را به ایستادگی دعوت کند و هزینه این صراحت را هم می‌پرداخت؛ چنان‌که برای اجرای تصنیفی انتقادی علیه ناصرالملک، به شدت مضروب شد.
تصنیف «از خون جوانان وطن لاله دمیده» در چنین بستری متولد شد؛ در حدود سال ۱۲۹۰ شمسی و در دوره دوم مجلس شورای ملی. این اثر به یاد حیدرخان عمواوغلی و دیگر قربانیان راه آزادی سروده شد؛ در روزگاری که ایران صحنه درگیری‌های داخلی، اشغال روس‌ها، اعدام آزادی‌خواهان و سرکوب خونین بود. وقتی عارف از لاله‌هایی می‌گوید که از خون جوانان روییده‌اند، پشت این تصویر شاعرانه، تاریخی انباشته از دار، تبعید و کشتار ایستاده است.
به گفته سعید پورعظیمی، پژوهشگر و مصحح دیوان عارف، راز ماندگاری این تصنیف در «صدق عاطفی» آن است؛ کلماتی که از دل مردم برآمده و دوباره به دل آنان بازگشته‌اند. تصنیف شش‌بندی عارف، اگرچه در اجراهای امروز عمدتاً به دو بند نخست محدود می‌شود، اما همان دو بند چنان بار عاطفی و تصویری نیرومندی دارند که شعر را جاودانه کرده‌اند. برگردان مشهور «چه کج‌رفتاری ای چرخ» شکایت تاریخی یک ملت از بخت، استبداد و تکرار رنج است.
عارف تنها شاعر سوگ نبود
در دی‌ماه ۱۲۹۴ به مهاجران عازم کرمانشاه پیوست، به نظام‌السلطنه نزدیک شد، اما حاضر نشد «حقوق ملی» را فدای دوستی شخصی کند. بعدها به خراسان رفت و به قیام کلنل محمدتقی‌خان پسیان پیوست؛ شخصیتی که عارف او را بزرگ‌ترین مرد ایران پس از نادرشاه می‌دانست. عارف با شعر و موسیقی، بازوی تبلیغاتی قیام کلنل شد و خود را در سرنوشت آن شریک می‌دانست.مرگ کلنل پسیان ضربه‌ای ویرانگر بر روح عارف وارد کرد. او در سوگ یار، شعرهایی سرود که عمق اندوه و شکست را فریاد می‌زنند. خود عارف گفته بود دو چیز او را پیر کرد: توهین ایرج میرزا در «عارف‌نامه» و واقعه خراسان. عارف‌نامه، که او را به ناحق هتاک و شهوتران معرفی می‌کرد، چنان روح او را آزرد که گفت این توهین مرا خواهد کشت. عارف تا پایان عمر بر پاکدامنی و شرافت خود تأکید داشت.در سال‌های پایانی عمر، عارف منزوی، فقیر و آواره شد. پس از به قدرت رسیدن رضاشاه، حاضر نشد با حکومت جدید همکاری کند یا مدیحه‌سرایی بنویسد. فشارها او را به تبعیدی خودخواسته کشاند. با این حال، حتی در انزوا نیز زبان انتقادش خاموش نشد.
او باور داشت که روزی کشور آباد خواهد شد و آن‌گاه «همه‌اش از آن مردم است».عارف در ۵۴سالگی درگذشت. پیکرش به امانت در آرامگاه بوعلی‌سینا در همدان به خاک سپرده شد. ملک‌الشعرای بهار در وصف او نوشت: «عارف شاعر ملی ایران است و تاریخ هرگز نام او را از یاد نخواهد برد.» داوری‌ای که گذر زمان صحت آن را ثابت کرده است.
«از خون جوانان وطن» چگونه متولد شد؟
تصنیف «از خون جوانان وطن لاله دمیده» تنها یک قطعه موسیقایی نیست؛ روایتی فشرده از یکی از خونین‌ترین مقاطع تاریخ ایران است. عارف قزوینی این تصنیف را حدود سال ۱۲۹۰ شمسی، در اوج التهاب‌های سیاسی پس از پیروزی مشروطه‌خواهان سرود؛ زمانی که امید به آزادی با موجی از سرکوب، اشغال نظامی و اعدام آزادی‌طلبان درهم‌آمیخته بود. فضای اجتماعی آن روزگار، بستر اصلی تولد این تصنیف شد؛ فضایی که در آن، شادی فتح تهران و سقوط محمدعلی‌شاه با اندوه کشته‌شدن جوانان آزادی‌خواه همراه بود.
عارف تصنیف را به یاد حیدرخان عمواوغلی، از چهره‌های شاخص جنبش مشروطه، و دیگر قربانیان راه آزادی ساخت. خود او در دیوانش اشاره کرده که این اثر را با میل قلبی برای ماندگار شدن نام و یاد حیدرخان سروده است. برخلاف بسیاری از تصنیف‌های درباری که برای طرب و سرگرمی ساخته می‌شدند، «از خون جوانان وطن» از آغاز با نیت سوگواری، اعتراض و آگاهی‌بخشی شکل گرفت.
از نظر ساختار، تصنیف شش بند دارد و با فضایی بهاری آغاز می‌شود؛ تصویری فریبنده از موسم گل و شادی. این مقدمه آگاهانه انتخاب شده است. عارف ابتدا مخاطب را به چشم‌اندازی سرشار از زندگی می‌برد تا ضربه عاطفی بند دوم را عمیق‌تر کند؛ جایی که ناگهان خون، ماتم و خم‌شدن سروها جای بهار را می‌گیرد. برگردان مشهور «چه کج‌رفتاری ای چرخ» شکایت مستقیم از تقدیر، استبداد و تاریخ تکرارشونده رنج در ایران است؛ بندی که نقش ستون عاطفی تصنیف را ایفا می‌کند.
عارف نخستین بار این تصنیف را خود اجرا کرد. اواخر تابستان یا اوایل پاییز ۱۲۹۰ شمسی، حزب دموکرات ایران کنسرتی در پارک امین‌الدوله تهران برگزار کرد که مناسبت آن شکست محمدعلی‌شاه و پیروزی مشروطه‌خواهان بود. عارف در بخشی از این کنسرت «از خون جوانان وطن» را خواند. اجرای زنده، همراه با صدای لرزان و بیان پرشور او، تصنیف را به تجربه‌ای جمعی بدل کرد؛ شنوندگانی که بسیاری‌شان داغ‌دار همان «جوانان وطن» بودند.
یک سال بعد، در ۱۲۹۱ شمسی، این تصنیف برای نخستین بار به‌صورت رسمی ضبط شد. نسخه ضبط‌شده با صدای زری‌خانم و همراهی تار آرشاک‌خان، روی صفحه سنگی کمپانی گرامافون ثبت شد؛ اتفاقی مهم که به ماندگاری و گسترش تصنیف کمک کرد. با این حال، پیش از ضبط هم تصنیف به‌صورت سینه‌به‌سینه در شهرهای مختلف خوانده می‌شد و هر اجرا، بار عاطفی تازه‌ای به آن می‌افزود.
«از خون جوانان وطن» نمونه‌ای کم‌نظیر از پیوند شعر، موسیقی و تاریخ است؛ تصنیفی که نه برای دربار، بلکه برای مردم ساخته شد و به همین دلیل، پس از بیش از یک قرن، هنوز زنده است و شنیده می‌شود.تصنیف‌های عارف، به‌ویژه «از خون جوانان وطن»، نه فقط آثار هنری، بلکه اسناد تاریخی‌اند. این آثار نشان می‌دهند چگونه انقلاب مشروطه، موسیقی را از حریم خصوصی اشراف به فضای عمومی آورد. اگرچه کنسرت‌های عارف گاه بیش از ۵۰ نفر مخاطب نداشت، اما تصنیف‌هایش سینه‌به‌سینه در سراسر ایران می‌چرخید و به زبان مشترک مردم بدل می‌شد.کارشناسان موسیقی معتقدند مشروطه شاید فرم موسیقی را دگرگون نکرد، اما کارکرد آن را تغییر داد. موسیقی به ابزار بیان اجتماعی و سیاسی تبدیل شد و عارف قزوینی نماد این دگرگونی است. او پلی بود میان اندیشه سیاسی و احساس عمومی؛ پلی که هنوز پابرجاست.امروز، پس از بیش از صد سال، وقتی «از خون جوانان وطن» خوانده می‌شود، نه فقط یاد گذشته زنده می‌شود، بلکه پیوندی میان نسل‌ها شکل می‌گیرد. این تصنیف ثابت کرده است که هنر، اگر از دل مردم برخیزد، می‌تواند تاریخ شود؛ و عارف قزوینی، با تمام رنج‌ها و شکست‌هایش، یکی از ماندگارترین صداهای این تاریخ است.
ارسال نظر

خبر‌فوری: بیمار سرطانی که هشت ساعت منتظر برانکارد بود درگذشت