پشت پرده یک باور رایج | آیا جام جهانی فوتبال قاچاق انسان را افزایش میدهد؟
با نزدیک شدن میزبانی شهرهای آمریکا از مسابقات جام جهانی فوتبال، هشدارهای همیشگی درباره افزایش قاچاق انسان در جریان رویدادهای بزرگ ورزشی دوباره مطرح شدهاند.
به گزارش دیروزبان رسانهها از افزایش خطر صحبت میکنند، سازمانهای اجتماعی کارزارهای آگاهیبخشی راهاندازی میکنند و نهادهای شهری و پلیس برنامههای گستردهتری برای مقابله با قاچاق انسان اجرا میکنند.
اگرچه این اقدامات با نیت مثبت انجام میشوند، اما پژوهشگران حوزه قاچاق انسان و بهرهکشی جنسی از کودکان معتقدند این نگرانی ممکن است بر پایه فرضهای نادرست شکل گرفته باشد. بررسیهای تجربی در دو دهه گذشته، شامل مطالعاتی درباره مسابقات سوپربول، بازیهای المپیک و جامهای جهانی قبلی، شواهد ثابتی ارائه نکردهاند که نشان دهد رویدادهای ورزشی بزرگ باعث افزایش قاچاق انسان میشوند.
با این حال، این باور همچنان پابرجاست، زیرا در نگاه اول منطقی به نظر میرسد. ورود تعداد زیادی گردشگر، افزایش فعالیتهای شبانه و رشد هزینههای تجاری ممکن است این تصور را ایجاد کند که تقاضا برای خدمات جنسی یا نیروی کار استثمارشده افزایش مییابد.
پژوهشها نشان میدهند اگرچه چنین رویدادهایی به طور موقت گردشگری و بازارهای خدمات جنسی را گسترش میدهند، اما قاچاق انسان لزوماً تابع این رویدادها نیست.
مطالعاتی که دادههای مربوط به دستگیریها، تماس با خطوط کمکرسانی و فعالیت خدمات اجتماعی را بررسی کردهاند، تغییراتی را نشان میدهند؛ اما این تغییرات بیشتر ناشی از افزایش توجه عمومی و گزارشدهی هستند و نه افزایش واقعی قربانیان.
محققان این پدیده را «اثر چراغقوه» نامیدهاند. در این حالت، توجه رسانهها، فعالیت بیشتر پلیس و افزایش آگاهی عمومی باعث میشود افراد بیشتری به دنبال نشانههای قاچاق انسان باشند؛ در نتیجه موارد بیشتری شناسایی یا گزارش میشود، اما این لزوماً به معنای افزایش واقعی جرم نیست.
اشتباه گرفتن افزایش شناسایی با افزایش وقوع جرم میتواند باعث برداشت نادرست و تخصیص نامناسب منابع شود.
گزارشها همچنین به چند باور نادرست رایج اشاره میکند. یکی از این تصورات آن است که قاچاقچیان به شهرهای میزبان سفر میکنند تا قربانیان ناشناس را پیدا و ربوده یا استثمار کنند.
اما واقعیت متفاوت است. بیشتر موارد قاچاق انسان از طریق روابط موجود شکل میگیرد؛ مانند شریک عاطفی، اعضای خانواده، دوستان یا افراد مورد اعتماد جامعه. فرآیند فریب، وابستگی و اجبار معمولاً طی زمان طولانی ایجاد میشود و به یک رویداد خاص محدود نیست.
باور اشتباه دیگر این است که قاچاق مرتبط با رویدادهای ورزشی عمدتاً شامل زنان و دخترانی است که قربانی شبکههای جنایی سازمانیافته میشوند. این دیدگاه باعث نادیده گرفتن قاچاق نیروی کار میشود.
پژوهشها نشان میدهند قاچاق کاری در صنایعی مانند هتلداری، ساختوساز، خدمات غذایی و نظافت نیز رخ میدهد؛ حوزههایی که در رویدادهای بزرگ رشد میکنند. قربانیان نیز تنها زنان نیستند و میتوانند مردان، پسران، افراد دارای گرایشهای جنسی متنوع یا حتی شهروندان آمریکایی باشند.
این باورهای نادرست پیامدهای مهمی دارند. نخست آنکه سیاستگذاری را منحرف میکنند و منابع بهجای سرمایهگذاری بلندمدت برای درمان، حمایت و رفع عوامل ریشهای، صرف عملیاتهای کوتاهمدت پلیسی میشود.
همچنین این نگرش میتواند باعث شناسایی نادرست قربانیان شود. افرادی که با تصویر کلیشهای قربانی مطابقت ندارند، ممکن است نادیده گرفته شوند یا حتی بهعنوان مجرم شناخته شوند.
افزون بر این، چنین رویکردهایی ممکن است نظارت و کنترل بیشتری بر گروههای آسیبپذیر مانند مهاجران، کارگران جنسی و افراد بیخانمان ایجاد کند، بدون آنکه امنیت واقعی آنها افزایش یابد.
مبارزه مؤثر با قاچاق انسان نیازمند تغییر رویکرد از «هراس و هیجان» به «دقت و شواهد علمی» است. بهجای تمرکز بر موجهای موقتی پیرامون رویدادهای بزرگ، باید بر پیشگیری بلندمدت، حمایت از بازماندگان، شناسایی زودهنگام و رفع عوامل اجتماعی و اقتصادی زمینهساز قاچاق انسان تمرکز شود.