مذاکرات عمان؛ جنگی برای اسرائیل یا صلحی برای آمریکا؟
دونالد ترامپ میگوید که میخواهد با ایران به توافق برسد و از جنگ اجتناب کند. او حتی مذاکرهکنندگان آمریکایی را برای گفتوگو با دیپلماتهای ایرانی، روز جمعه به عمان میفرستد. امااین موضوع آشنا به نظر میرسد، نه؟
به گزارش دیروزبان، اندرو دی سردبیر ارشد نشریه آمریکن کانسروتیو در یادداشتی تحلیلی نوشته است: در آستانه گفتوگوهای برنامهریزیشده آمریکا و ایران در عمان در ژوئن سال گذشته، اسرائیل یک حمله غافلگیرانه علیه ایران انجام داد و جرقه جنگی را زد که ترامپ بعدتر با یک حمله هوایی محدود به تأسیسات اصلی هستهای تهران برای مدت کوتاهی به آن پیوست.
حالا، کمتر از هشت ماه بعد، جهان با اضطراب منتظر است ببیند آیا تاریخ بار دیگر تکرار خواهد شد یا نه؛ این بار با آمریکا در نقش بازیگر اصلی.
اسرائیل، البته، نگران است که ترامپ دست به حمله نزند. یک مقام آمریکایی به آکسیوس گفته است: «این واقعاً اسرائیلیها هستند که خواهان حملهاند. ترامپ هنوز به آن نقطه نرسیده است.» اگر ترامپ به جای مذاکره، به ایران حمله کند، به این معنا خواهد بود که اسرائیل به خواسته خود رسیده است.
اگر اندکی تحولات خاورمیانه را دنبال کرده باشید (یا صرفاً انسان زندهای باشید !) گزارش آکسیوس نباید تعجبآور باشد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دهههاست که آمریکا را به جنگ با ایران ترغیب میکند و تا پیش از دوره دوم ترامپ، رؤسایجمهور آمریکا به او گفته بودند: «ممنون، اما نه.»
حتی ترامپ هم در ژوئن گذشته همه آنچه نتانیاهو میخواست را نداد؛ او حملهای بسیار محدود را مجاز دانست و سپس میان ایران و اسرائیل آتشبس برقرار کرد.
بیشتر بخوانید:
آمریکا ویدئوی بشقاب پرنده بر فراز خلیج فارس منتشر کرد!
اوضاع میتوانست بدتر باشد (بسیار بدتر) و اگر ترامپ بار دیگر حمله کند، احتمالاً همینطور هم خواهد شد. این بار، با توجه به تجمیع تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس، به نظر میرسد دولت ترامپ در حال برنامهریزی برای حملات گسترده است. افزون بر این، کارشناسان ماههاست ارزیابی کردهاند که دولت ایران در صورت حمله مجدد آمریکا و اسرائیل، برای بازگرداندن بازدارندگی، ناچار خواهد بود شدیدتر پاسخ دهد. به نظر میرسد این ارزیابی درست بوده است. بسیاری از مقامات ایرانی گفتهاند: «اگر این بار جنگی را آغاز کنند، جنگی منطقهای خواهد بود.»
این تهدیدها نگرانکنندهاند، اما نمیتوان تهران را بهطور کامل بابت آنها سرزنش کرد. ترامپ نشان داده که ترجیح میدهد اقدامات نظامیاش سریع، محدود و بدون تلفات انسانی گسترده برای آمریکا باشد. ایران این را میداند و لفاظیهای تندش بیشتر با هدف بازدارندگی است تا تحریک واشنگتن.
با این حال، تهدیدهای ایران واقعیاند. این کشور از زمان جنگ ژوئن، تولید موشکهای بالستیک خود را افزایش داده است، هرچند هنوز تردیدهایی درباره تعداد پرتابگرهای آماده به شلیک وجود دارد. جمهوری اسلامی ممکن است ناچار باشد هر حمله آینده را تهدیدی وجودی تلقی کند، بهویژه با توجه به لحن فزاینده و تهاجمی اسرائیل و حامیان آمریکاییاش.
در حالی که تهران ماه گذشته اعتراضات گسترده را آرام میکرد، چهرههای حامی اسرائیل مانند سناتور لیندزی گراهام فشار بر ترامپ برای سرنگونی ایران را افزایش دادند. دونالد ترامپ تا آستانه همراهی با جنگطلبان پیش رفت، اما در نهایت عقبنشینی کرد.
ترامپ به این جمعبندی رسید که ارتش آمریکا آمادگی مقابله با حملات تلافیجویانه گسترده علیه اسرائیل، شرکای عرب و نیروهای آمریکایی در منطقه را ندارد. به همین دلیل یک «ناوگان» شامل ناو هواپیمابر لینکلن را به خاورمیانه اعزام کرد. اما زمانی که این تجهیزات رسیدند، ایران اعتراضات را مهار کرده بود و بیش از پیش مشخص شد که حملات آمریکا چه دستاوردی میتواند داشته باشد.
ترامپ دلیل مهم دیگری هم برای تردید داشت: حمله به ایران از نظر هزینه–فایده به سود آمریکا نیست. مردم آمریکا از یک جنگ انتخابی دیگر در خاورمیانه نفعی نمیبرند و جنگ عراق نشان داد چنین جنگهایی چقدر پرهزینهاند.
حتی مخالفان حکومت ایران نیز احتمالاً از حملات آمریکا سودی نخواهند برد. پل پیلار، مقام سابق اطلاعاتی آمریکا، مینویسد: «حمله ناگهانی اسرائیل یا آمریکا میتواند به حکومت ایران کمک کند تا با تحریک احساسات ملیگرایانه، جایگاه سیاسی خود را تقویت کند.» چنین جنگی همچنین میتواند به معترضان آسیب بزند؛ به زبان ساده، با کشتن شمار زیادی از آنها و ایجاد هرجومرج.
واقعیت این است: اگر جنگی میان آمریکا و ایران رخ دهد، احتمالاً نه به نفع آمریکا خواهد بود و نه به نفع ایرانیان مخالف حکومت. اما حتما به نفع اسرائیل خواهد بود.
هر دو کشور خواهان جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهایاند، اما اسرائیل هدف دیگری هم دارد: تغییر رژیم یا فروپاشی دولت ایران. منافع آمریکا میتواند از طریق دیپلماسی تأمین شود (همانطور که در توافق هستهای تحقق یافت؛ توافقی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد ) اما اسرائیل دیپلماسی آمریکا با ایران را تهدید میداند.
این اختلاف منافع منطقی است. ایران برای آمریکا تهدید نظامی مستقیمی نیست، اما برای اسرائیل دشمن اصلی محسوب میشود. و نتانیاهو معمولاً تنها به یک ابزار برای مواجهه با دشمنان منطقهای اعتماد دارد: زور آشکار.
اما ایران آنقدر بزرگ و قدرتمند است که اسرائیل بدون کمک ابرقدرت حامیاش نتواند از پس آن برآید. کمک بسیار زیاد. اسرائیل در ژوئن گذشته بدون حمایت آمریکا از خود در برابر موشکهای ایران، با خسارات فاجعهبار روبهرو میشد و تغییر رژیم در ایران نیز مستلزم دخالت گسترده آمریکا است.
حملات محدود ترامپ به ایران جایگزین خوبی برای مذاکره نبود، اما دستکم برنامه هستهای را هدف گرفت، نه خود حکومت را. اما حمله به ساختار حاکمیتی ایران داستانی کاملاً متفاوت است.
ترامپ اکنون با یک انتخاب روشن روبهروست: جنگی دیگر برای اسرائیل، یا صلحی برای آمریکا. تصمیم او آزمونی تعیینکننده برای فهم سیاست خارجی این دولت است: آیا سیاست ایرانِ ترامپ در خدمت منافع آمریکا است یا منافع کشوری دیگر؟ من پیشبینی میکنم ترامپ تا اواسط فوریه دست به حمله بزند. امیدوارم اشتباه کنم.