چه چیزی اجرای محاصره دریایی ایران را تا این حد دشوار میکند؟ | ایران نیازی به شکست نیروی دریایی آمریکا ندارد
دونالد ترامپ، روز یکشنبه بهطور چشمگیری تنش با ایران را افزایش داد و اعلام کرد که پس از پایان مذاکرات طولانی آتشبس بدون دستیابی به توافق، بهدنبال اعمال محاصره دریایی در تنگه هرمز است.
به گزارش دیروزبان به نقل از نیوزویک، پس از بیش از ۲۱ ساعت مذاکره در اسلامآباد پاکستان با حضور مقامهای آمریکا، ایران و پاکستان، معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، بامداد یکشنبه تأیید کرد که این گفتوگوها بدون توافق برای بازگشایی تنگه یا تمدید وقفه شکننده در درگیریها پایان یافته است.
چند ساعت پس از پایان مذاکرات، ترامپ در شبکههای اجتماعی اعلام کرد به نیروی دریایی آمریکا دستور داده است «هر کشتی که قصد ورود یا خروج از تنگه هرمز را دارد» محاصره کند و همچنین کشتیهایی را که در آبهای بینالمللی «عوارض غیرقانونی» به ایران پرداخت کردهاند، توقیف کند.
همزمان، ترامپ روز شنبه هشدار خود را تکرار کرد که دولتهای خارجی نباید به ایران سلاح ارسال کنند و تهدید کرد هر کشوری که به تهران کمک کند با پیامدهای شدید روبهرو خواهد شد. با این حال، در حالی که این اعلامیه نشانه چرخش قاطع بهسوی فشار و اجبار است، کارشناسان نظامی و تحلیلگران دریایی میگویند اجرای چنین محاصرهای بهطرز فوقالعادهای دشوار خواهد بود.
چرا این موضوع اهمیت دارد؟
محاصره دریایی ایران یکی از مهمترین اقدامات نظامی آمریکا در حد و اندازهای کمتر از یک جنگ تمامعیار خواهد بود. این اقدام آزمونی است برای اینکه آیا برتری دریایی آمریکا میتواند بر رویکرد نامتقارن ایران غلبه کند، رویکردی که هدفش شکست مستقیم نیروهای آمریکایی نیست، بلکه ایجاد شرایطی است که کشتیرانی آنقدر خطرناک شود که خودبهخود کاهش یابد یا متوقف شود.
آنچه باید بدانیم
زمانبندی اقدام ترامپ اهمیت دارد. مذاکرات اسلامآباد، که مقامهای آمریکایی آن را فشرده و گسترده توصیف کردند قرار بود محدودیتهای ایران بر کشتیرانی در تنگه را بررسی کرده و آتشبس را تمدید کند. اما این گفتوگوها پس از بیش از ۲۱ ساعت بدون توافق پایان یافت و آخرین مانع دیپلماتیک در برابر تشدید تنش از میان رفت.
ترامپ پیشتر به مشاورانش گفته بود ممکن است در قالب یک توافق، بازگشایی محدود تنگه را بپذیرد.
در همین حال، ترامپ هشدار داده هر کشوری که به ایران سلاح برساند با پیامدهای گسترده مواجه خواهد شد، هشداری که بهطور گسترده بهعنوان پیامی به پکن و مسکو تفسیر شده است. این هشدار پس از گزارشی مطرح شد که مدعی بود ارزیابی اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد چین ممکن است در حال آمادهسازی برای ارسال سامانههای پدافند هوایی به ایران باشد؛ ادعایی که پکن آن را رد کرده است.
تهدید ایران به ناوهای بزرگ وابسته نیست
مقامهای نظامی آمریکا و تحلیلگران مستقل ادعا کردهاند حملات آمریکا به بخش عمدهای از نیروی دریایی متعارف ایران آسیب رسانده با این حال، تأکید میکنند این ناوها ابزار اصلی ایران برای کنترل تنگه هرمز نیستند.
به گفته پژوهشگر ارشد مسائل ایران، بیش از ۶۰ درصد از قایقهای تندرو و شناورهای سبک ایران علیرغم هفتهها حملات آمریکا همچنان سالم ماندهاند و همچنان تهدیدی جدی برای کشتیرانی محسوب میشوند.
جغرافیا به نفع ایران است
در باریکترین نقطه، عرض تنگه هرمز تنها حدود ۲۰ مایل است، ویژگیای که به نفع تاکتیکهای نامتقارن ایران عمل میکند. قایقهای کوچک ایران نسبت به ناوهای بزرگ سختتر شناسایی میشوند و میتوان آنها را در پایگاههای ساحلی زیرزمینی یا در میان قایقهای ماهیگیری پنهان کرد.
علاوه بر این، ایران میتواند از خشکی نیز کشتیرانی را تهدید کند؛ با استفاده از موشکهای ضدکشتی مستقر روی کامیون یا پایگاههای ساحلی که بر مسیرهای عبور اشراف دارند، بدون نیاز به اعزام کشتی.
حفظ کنترل دائمی بر آبهای نزدیک سواحل ایران به منابع عظیم و مداوم آمریکا نیاز دارد و حتی در این صورت نیز امکان مزاحمت و حملات غافلگیرانه باقی میماند.
مینها: سلاحی ارزان با اثرگذاری بالا
مینهای دریایی از مؤثرترین ابزارهای ایران و در عین حال از سختترین تهدیدها برای مقابله هستند. نیوزویک در این گزارش ادعا کرده است ایران هزاران مین در اختیار دارد که میتوان آنها را بهصورت مخفیانه با قایقهای کوچک یا حتی شناورهای ماهیگیری کار گذاشت.
به نوشته این رسانه ایران اخیرا به کشتیها هشدار داده برای عبور امن با ایران هماهنگ کنند، هشداری که از نظر تحلیلگران نشانه احتمال مینگذاری است.
حتی تهدید تأییدنشده مین نیز میتواند تردد را متوقف کند. پاکسازی مینها کند و خطرناک است و میتوان مینهای جدید را سریعتر از پاکسازی آنها کار گذاشت. برای شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران، همین ریسک کافی است تا عملیات را متوقف کنند.
پهپادها لایهای دیگر از خطر
ایران بهطور فزایندهای از پهپادهای دریایی (قایقهای بدون سرنشین حامل مواد منفجره) استفاده میکند که قادرند نفتکشها و بنادر را هدف قرار دهند. شرکتهای امنیت دریایی چندین حمله اخیر با این ابزارها را ثبت کردهاند؛ تاکتیکی مشابه آنچه نیروهای یمنی در دریای سرخ به کار بردهاند.
مقامهای امنیتی آمریکا و متحدانش پیشتر این توانایی برای حمله از راه دور، اجرای هرگونه محاصره را پیچیدهتر میکند.
ایران نیازی به شکست نیروی دریایی آمریکا ندارد
یکی از ضعفهای اصلی ایده محاصره این است که ایران نیازی به پیروزی در یک نبرد دریایی ندارد. کافی است شرایطی ایجاد کند که کشتیرانی آنقدر ناامن شود که خودبهخود کاهش یابد یا متوقف شود.
با پهپادها، مینها، قایقهای تندرو و موشکهای ساحلی، ایران میتواند حتی پس از از دست دادن بیشتر ناوهای بزرگ خود نیز تجارت دریایی را مختل کند. به گفته رابرت هاروارد، دریادار بازنشسته، «۱۰ درصد آخر سختترین بخش کار است.»
تاریخ، اعتمادبهنفس تهران را توضیح میدهد
دکترین دریایی ایران بر پایه تجربه شکل گرفته است. پس از آنکه نیروهای آمریکایی در سال ۱۹۸۸ بخش عمدهای از ناوگان ایران را در یک نبرد یکروزه نابود کردند، تهران تلاش برای رقابت کلاسیک دریایی را کنار گذاشت و بهسوی تاکتیکهای نامتقارن رفت.
این دکترین همچنان پابرجاست و دقیقا همان چیزی است که اجرای یک محاصره کامل و مؤثر را دشوار میکند.
گام بعدی چیست
با پایان مذاکرات بدون توافق، مقامهای آمریکا و ایران در حال بازنگری مواضع خود هستند و میانجیها بهدنبال راههایی برای جلوگیری از تشدید بیشتر تنشاند. اجرای عملی محاصره احتمالا به استقرار گسترده و مستمر نیروهای دریایی و هماهنگی با متحدان و واردکنندگان بزرگ انرژی نیاز خواهد داشت.
شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و بازارهای انرژی خود را برای اختلالات بیشتر آماده میکنند. حتی بدون اجرای کامل محاصره، افزایش اقدامات آمریکا میتواند تردد از تنگه هرمز را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد و فشار بر قیمت نفت و اقتصاد جهانی را ادامه دهد.