فرماندهان آمریکایی ترسیده‌اند | گفتن حقیقت پشت درهای بسته

نقش یک ژنرال در یک دموکراسی چیست؟ بسیاری از فرماندهان نظامی امروز آمریکا پاسخ مشخصی برای این پرسش دارند: روی مسائل تاکتیکی تمرکز کن، دستورات را اجرا کن و در دیگر موارد سکوت اختیار کن.

فرماندهان آمریکایی ترسیده‌اند | گفتن حقیقت پشت درهای بسته

به گزارش دیروزبان، اما این رویکرد همیشه در میان فرماندهان ارشد آمریکا رایج نبوده است. ژنرال‌ها و دریاسالاران بلندپایه این کشور همواره موظف بوده‌اند مشاوره نظامی صریح و بدون تعارف به رئیس‌جمهور ارائه دهند و سوگند خورده‌اند که از قانون اساسی دفاع کنند. تاریخ آمریکا پر است از نمونه‌هایی که فرماندهان نظامی علاوه بر مسائل عملیاتی، درباره پیامدهای اخلاقی و راهبردی تصمیم‌های رئیس‌جمهور نیز اظهارنظر کرده‌اند.

با این حال، در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، شرایط تغییر کرده است. ترامپ پیش‌تر گفته بود که ژنرال‌هایی را ترجیح می‌دهد که شبیه فرماندهان ارتش هیتلر باشند و پیت هگست، وزیر دفاع او، چندین فرمانده ارشد را به دلیل آنچه «وفاداری ناکافی» می‌دانست، کنار گذاشته است. در چنین فضایی، بسیاری از رهبران نظامی آمریکا نقش مشورتی خود را بسیار محدود تعریف کرده‌اند.

ژنرال «دن کین»، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا که ترامپ او را از دوران بازنشستگی به این سمت منصوب کرد، به نماد این رویکرد محتاطانه تبدیل شده است. او معمولا گزینه‌های نظامی را ارائه می‌کند، درباره نیروها و عملیات صحبت می‌کند، اما از ورود به بحث‌های بزرگ‌تر مانند سیاست خارجی، اهداف سیاسی جنگ‌ها یا درستی تصمیم‌های دولت خودداری می‌کند؛ البته تا زمانی که دولت آن اقدامات را قانونی بداند.

کین ماه گذشته هنگام سخنرانی برای فارغ‌التحصیلان دانشگاه دفاع ملی آمریکا، دیدگاه خود را روشن کرد. او گفت فرماندهان آینده باید محدودیت‌های نقش خود را در مشاوره به رهبران سیاسی بدانند. به گفته او، پرسش «آیا می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟» یک پرسش نظامی است و ارتش به آن پاسخ می‌دهد؛ اما پرسش «آیا باید این کار را انجام دهیم؟» مربوط به سطح سیاست‌گذاری است و در حوزه کاری نظامیان قرار ندارد.

از یک منظر، این رویکرد می‌تواند اصلاحی در برابر رفتار برخی فرماندهان دوران جنگ‌های عراق و افغانستان باشد؛ فرماندهانی که گاهی به‌شدت درباره اهداف جنگ و نحوه اداره آن اظهارنظر می‌کردند. ژنرال‌های ارشد مانند کین در نهایت منصوب رئیس‌جمهور هستند و وظیفه آن‌ها ارائه مشاوره نظامی است، نه تعیین مسیر سیاسی کشور.

اما از سوی دیگر، منتقدان معتقدند کین و دیگر فرماندهان بیش از حد محتاط شده‌اند؛ بخشی از این وضعیت نیز به فشارهای پیت هگست بازمی‌گردد. وزیر دفاع آمریکا تاکنون بیش از ۲۰ ژنرال و دریاسالار را برکنار کرده که برخی از آن‌ها از شناخته‌شده‌ترین فرماندهان حرفه‌ای ارتش بوده‌اند.

هگست توضیح روشنی برای هر یک از این برکناری‌ها ارائه نکرده و این موضوع باعث شده برخی فرماندهان ارشد احساس کنند وزیر دفاع بیشتر از تجربه و توانایی، به اطاعت و وفاداری اهمیت می‌دهد.

البته ژنرال‌های پرحرف و صاحب‌نظر نیز همیشه درست عمل نکرده‌اند. جنگ‌های عراق و افغانستان که با حضور فرماندهان نظامی پرنفوذتر اداره شدند، سال‌ها ادامه یافتند، هزینه‌های تریلیون دلاری به همراه داشتند و در نهایت به پیروزی قاطع منجر نشدند. اما منتقدان می‌گویند سکوت بیش از حد فرماندهان در جنگ ایران نیز نتیجه مطلوبی نداشته است.

پیش از آغاز این درگیری، فرماندهان آمریکایی برنامه‌هایی برای حفظ عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز در صورت اقدام ایران برای بستن این مسیر آماده کرده بودند. اما رئیس‌جمهور مسیر دیگری را انتخاب کرد. فرماندهان دستورات را اجرا کردند و از انتقاد علنی خودداری کردند؛ در نهایت ایران تنگه هرمز را به روی تردد تجاری بست، تجارت جهانی مختل شد و دولت ترامپ به سمت آتش‌بس شکننده و بازگشت به دیپلماسی حرکت کرد.

این وضعیت پرسش مهمی را مطرح می‌کند: مردم آمریکا باید از ژنرال‌های خود چه انتظاری داشته باشند؟

پاسخ به این پرسش با توجه به نگاه ترامپ به ارتش اهمیت بیشتری پیدا کرده است. او در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود رهبران پنتاگون را «کودن و بچه» خوانده بود و پس از ترک قدرت، مشاور نظامی ارشد خود را به خیانت متهم کرد. در دوره دوم نیز با تشویق هگست، از نیروهای نظامی در شهرهای آمریکا استفاده کرده و درباره استفاده از ارتش برای نظارت بر انتخابات سخن گفته است.

توازن میان اطاعت از رهبران غیرنظامی و دفاع از قانون اساسی، اکنون برای فرماندهان نظامی دشوارتر از همیشه شده است.

تاریخ آمریکا نمونه‌های متفاوتی از این رابطه را نشان می‌دهد. جورج واشنگتن در دوران جنگ استقلال بارها درباره کمبود منابع به کنگره هشدار داد، اما در نهایت از تصمیم‌های رهبران غیرنظامی تبعیت کرد. آبراهام لینکلن نیز در جنگ داخلی، اختیار عملیاتی گسترده‌ای به ژنرال اولیس گرانت داد، در حالی که خود اهداف سیاسی جنگ را تعیین می‌کرد.

یکی از مشهورترین بحران‌ها در سال ۱۹۵۱ رخ داد؛ زمانی که رئیس‌جمهور هری ترومن، ژنرال داگلاس مک‌آرتور را پس از مخالفت علنی او با سیاست دولت در جنگ کره برکنار کرد. این اقدام زنجیره فرماندهی غیرنظامی را حفظ کرد، هرچند بسیاری معتقد بودند نگرانی‌های مک‌آرتور درباره راهبرد جنگ بی‌دلیل نبود.

امروز برخی افسران سابق معتقدند ژنرال کین و دیگر فرماندهان ارشد، در واکنش به رفتار مارک میلی، رئیس پیشین ستاد مشترک، بیش از حد به سمت سکوت رفته‌اند. میلی که در دوره ترامپ منصوب شده بود، در برخی موارد آشکارا مواضعی مستقل اتخاذ کرد و همین موضوع باعث انتقاد شدید محافظه‌کاران شد.

منتقدان می‌گویند اکنون پاندول بیش از اندازه به سوی سکوت و اطاعت حرکت کرده است. به باور آن‌ها، اگر فرماندهان نظامی از بیان ارزیابی‌های واقعی خود درباره مسائل تخصصی هراس داشته باشند، ممکن است کشور وارد تصمیم‌های اشتباه و حتی جنگ‌های شکست‌خورده شود.

دن کین همچنان به عنوان فرمانده‌ای آرام و منظم شناخته می‌شود. او روابط نزدیکی با کاخ سفید دارد و در نخستین سال حضورش در این سمت صدها بار به کاخ سفید رفت. نزدیکانش می‌گویند روش او «گفتن حقیقت به قدرت، اما در پشت درهای بسته» است.

با این حال، منتقدان می‌گویند سخن گفتن خصوصی کافی نیست. تاریخ ممکن است ژنرال‌های امروز آمریکا را نه فقط بر اساس عملیات‌هایی که فرماندهی کردند، بلکه بر اساس تصمیم‌هایی که درباره زمان سکوت و زمان اعتراض گرفتند، قضاوت کند.

ارسال نظر

خبر‌فوری: احضار الناز شاکردوست به دادگاه انقلاب | اتهام او چیست؟