تعقیب در دریای تاریک | چگونه یک خانواده از کره شمالی گریخت؟
باران شدیدی به قایق چوبی سستعنصری میتاخت که در دریای متلاطم پرتاب میشد و موتور آن در برابر امواج سنگین تقلا میکرد. این شناور در پوشش شب طوفانی سه سال پیش، در حال فرار از کره شمالی بود.
به گزارش دیروزبان، سرنشینان آن ۹ نفر بودند که شامل دو کودک خردسال و یک زن باردار ششماهه میشدند. آنها با گریز از یک کشتی گشتزنی، از پرنیروترین مرز دریایی جهان عبور کردند. به محض ورود به آبهای کره جنوبی، یک ناو جنگی سریع آنها را محاصره کرد و تکتیراندازان نیروی دریایی، لیزر تفنگهای خود را به سینه سه مرد بالغ نشانه گرفتند. از طریق بلندگو فریاد زدند: «گم شدهاید؟ موتور خراب است؟» و کرهایهای شمالی پاسخ دادند: «کمک کنید، ما پناهنده هستیم.»
آرزوی یک پدر
طی ماهها مصاحبه در کره جنوبی، اعضای این خانواده با قاطعیت از دلیل فرار خود سخن گفتند. برادران کیم، اهل شهرستان پیوکسونگ در جنوب غربی کره شمالی بودند. در جریان قحطی اواخر دهه ۱۹۹۰، پدرشان که مامور امنیت راهآهن بود، گزارشهای هولناکی از استانهای آسیبدیده میآورد: اجساد لاغر کودکان در بیرون ایستگاههای قطار یخ زده بودند و مانند ماهیهای منجمد به سوی گورستان حمل میشدند. او اولین کسی در خانواده بود که به طبقه حاکمی که قادر به تغذیه مردم خود نبود، ایمانش را از دست داد. شبی پس از رسیدن پسرانش به سن بلوغ، آنها را به تپهای برد و به مجموعه چراغهایی در آن سوی مرز کره جنوبی اشاره کرد و گفت: «آنجا جایی است که باید برویم. تا زندگی کنیم و سربلند باشیم.»
یو-می، همسر برادر کوچکتر، در شهر ساحلی کانگریونگ زندگی میکرد. از آنجا میتوانست هواپیماهایی را ببیند که در آفتاب میدرخشیدند و از فرودگاه بینالمللی اینچئون کره جنوبی برمیخاستند. او گفت: «کشور ما مانند زندانی بدون میله بود.» از کودکی، آنها سرود «ما هیچچیز برای رشک نداریم» را میخواندند، حتی زمانی که برای حمل آب رودخانه یا جستجوی گیاهان دارویی در تپهها بسیج میشدند. در برابر تبلیغات دولتی، فرهنگ قاچاق گسترش یافت. فیلمها و سریالهای کره جنوبی از طریق درایوهای یواسبی قاچاقی از چین پخش میشدند. ایل-هیوک، برادر بزرگتر، به گروههای کیپاپ مانند «دختران نسل» علاقه داشت و موهای خود را مانند تایانگ از گروه «بیگبنگ» مدل میکرد. او به جرم «انحراف سرمایهداری» دستگیر شد و تنها پس از پرداخت رشوه آزاد گردید.
قرنطینه همهگیر
کره شمالی یکی از سختگیرانهترین قرنطینههای جهان را اعمال کرد. در کانگریونگ، دسترسی به دریا با سیمخار و نگهبانان مسلح بسته شد. قایقهای یی-هیوک زنگ زدند و بدهیهایش افزایش یافت. اعدامهای عمومی بیشتر شد و هزاران نفر از جمله برادران مجبور به تماشا شدند. هدف ایجاد ترس و محو کردن هرگونه خیالپردازی درباره دنیای خارج بود. ایل-هیوک میگوید: «من مجبور بودم بین او و کره شمالی یکی را انتخاب کنم. من کره جنوبی و یک انقلاب طبقاتی واقعی را انتخاب کردم.»

روایت یک فرار
برادران دیگر درباره رفتن یا نرفتن بحث نمیکردند، فقط درباره چگونگی آن. در اوایل سال ۲۰۲۳، کره شمالی شروع به کاهش محدودیتهای همهگیر کرد. قایقهای یی-هیوک اجازه یافتند به دریا بازگردند، اما پنجره فرار در حال بسته شدن بود. شب ۶ مه ۲۰۲۳، هوا و صید ایدهآل بود. مادر یو-می، بیوهای ۵۲ ساله، تنها پنج ساعت مانده به حرکت، ثبتنام کرد و گفت اگر خانوادهاش به جنوب برسند و او بماند، به عنوان بستگان خائنان، عملاً مرده محسوب میشود.
خانواده از تپهای ساحلی مملو از مین عبور کردند تا به ساحل خلوت برسند. برای حمل راحتتر دو کودک کوچک، آنها را در گونیهای برزنتی قرار دادند و روی شانههایشان گذاشتند. حدود ساعت ۱۰ شب، قایق ۹ متری به آرامی به سوی جزیره یونپیونگ در کره جنوبی حرکت کرد. ناگهان موتور با حداکثر قدرت روشن شد و دود سیاه فضای داخل را پر کرد. نورافکن یک کشتی گشتزنی کره شمالی امواج پشت سر آنها را روشن کرده بود. برادران توافق کرده بودند که در صورت عدم موفقیت، جلیقه نجات و چراغ قوه به زنان و کودکان بدهند و آنها را به دریا بفرستند تا جریان آنها را به جنوب ببرد. به تدریج، نورافکن پشت سرشان محو شد و آنها حدس زدند تور ماهیگیری که به دریا انداخته بودند، در پروانه قایق تعقیبکننده پیچیده است. این قمار دو ساعته، نیمهشب با توقف توسط یک کشتی کره جنوبی به پایان رسید.
آغاز یک زندگی تازه
قبل از پیاده شدن، یکی از افسران کره جنوبی با مشت گره کرده فریاد زد: «فایتینگ!» (کلمهای انگلیسی به معنای پیروزی که برای آنها ناآشنا بود). در جنوب، یو-می برای دریافت مدرک حسابداری تحصیل کرد و در مدرسهای مشغول به کار شد. همسر ایل-هیوک در جنوب فرزند اولشان را به دنیا آورد و آنها در سال ۲۰۲۴ ازدواج کردند. ورود به دموکراسی پرسر و صدای جنوب طاقتفرسا بود. تلویزیونها کانالهای بیپایانی ارائه میدادند. ایل-هیوک وقتی برای اولین بار از سئول خارج شد، با وظیفهشناسی با یک کارآگاه پلیس تماس گرفت تا اجازه بگیرد و کارآگاه فقط خندید.
با این حال، کره جنوبی بهشت نبود. پس از ۱۹ ماه، یی-هیوک در یک حادثه غواصی در اواخر سال ۲۰۲۴ درگذشت. مادر برادران و همسر ایل-هیوک به سرطان مبتلا شدند. ایل-هیوک از قیمتهای سرسامآور مسکن در سئول ناامید بود. با این حال، او اصرار داشت که پناهندگی «۱۰۰ درصد» انتخاب درستی بوده است. یی-هیوک قبل از مرگش در تلویزیون ظاهر شد و توضیح داد که فرار کرده تا فرزندانش را از القائات اجباری مدارس کره شمالی نجات دهد. یو-می میگوید: «همسرم پیش از مرگش، آزادی را که قول داده بود، به من و فرزندانم بخشید.» برادران همچنین آخرین وصیت پدرشان را گرامی داشتند: وقتی قایقشان از کره شمالی گریخت، خاکستر او را با خود بردند.