چگونه محل بزرگ شدن بر شخصیت شما تأثیر میگذارد
آیا اگر در جای دیگری بزرگ شده بودیم، همان فرد امروز بودیم؟ تحقیقات جدید در حوزه روانشناسی میانفرهنگی نشان میدهد که محیط زندگی و فرهنگ تأثیر قابلتوجهی بر شخصیت، اخلاق و رفتار افراد دارند.
به گزارش دیروزبان، میریام فرانکل، خاطرهای از کودکی خود در هند روایت میکند که تفاوتهای فرهنگی میان او و دخترعمویش در رژیم غذایی و رفتار با حیوانات، او را به تأمل درباره تأثیر محیط بر اخلاق و باورهایش واداشت.
ژن یا محیط؛ کدام مهمتر است؟
با وجود اینکه دیانای هر انسان منحصر به فرد است، تنها ژنها ما را نمیسازند. زیادا آیورچ، متخصص ژنتیک روانپزشکی نروژی، میگوید تجربه زندگی در کشورهای مختلف باعث تغییر دیدگاهها و رفتارها میشود. تحقیقات نشان میدهد که ژنتیک به طور متوسط تنها ۵۰ درصد تفاوتها در ویژگیهای انسانها را توضیح میدهد. برخی ویژگیها مانند آیکیو بیشتر به ژنتیک وابستهاند، اما ویژگیهای شخصیتی حدود ۴۰ درصد تحت تأثیر ژنها قرار دارند و بنابراین محیط نقش پررنگتری دارد.
بیشتر بخوانید:
آیا والدین واقعاً فرزند محبوب دارند؟ پژوهشها میگویند بله
مطالعات روی دوقلوها، که دیانای یکسان یا نیمهمشابه دارند، نشان دادهاند که تفاوتهای رفتاری و شخصیتی بین آنها عمدتاً ناشی از محیط و فرهنگ است. تجربه زندگی در کشورها و فرهنگهای مختلف میتواند سطح برونگرایی، تعامل اجتماعی و میزان احترام به مقامات را تغییر دهد.
فرهنگ و هویت فردی
روانشناسان میانفرهنگی میگویند که افراد در جوامع غربی معمولاً فردگرا هستند و خود را بر اساس ویژگیهای شخصی مانند باهوش یا مهربان بودن تعریف میکنند. در مقابل، افراد در جوامع شرق آسیا بیشتر جمعگرا بوده و نقشهای اجتماعی مانند فرزند یا دانشآموز را محور خود میدانند.
مطالعات همچنین نشان دادهاند که کودکان مهاجر چینی در بریتانیا تحت تأثیر فرهنگ میزبان، رفتارهای فردگرایانه بیشتری نسبت به همنسلانشان در تایوان از خود نشان میدهند. پژوهشها بر روی ۲۲ کشور مختلف نیز نشان داد که کشورهای با فرهنگهای انضباطمحور مانند آلمان، هند و چین، امتیاز بالاتری در مسئولیتپذیری و سازماندهی دارند، در حالی که فرهنگهای انعطافپذیر و فردگرا مانند کانادا و نیوزیلند، سطح توافقپذیری و انعطاف در تجربه را افزایش میدهند.
مغز، مسیرهای عصبی و تجربه
چینگ یو هوانگ، روانشناس میانفرهنگی، توضیح میدهد که تجربه محیط زندگی، مسیرهای عصبی مغز را شکل میدهد. او میگوید اگر فردی با همان دیانای در تایوان بزرگ شده بود، مغز و رفتار او بسیار متفاوت بود. تجربیات روزمره و فرهنگ، باورها و اخلاق ما را میسازند و با گذر زمان در مغز تثبیت میشوند.
نگاه فلسفی به هویت
برخی فیلسوفان معتقدند هویت ما مستقل از محیط و حتی خاطراتمان است و نوعی «خود واقعی» وجود دارد که بنیادی و اخلاقاً خوب است. در مقابل، نظریهای به نام ساختارگرایی اجتماعی بر نقش محیط و فرهنگ در شکلدهی هویت تأکید میکند.
پژوهشها نشان میدهند که محل رشد و فرهنگ، عوامل مهمی در شکلدهی شخصیت و رفتار هستند، اما ژنتیک، تجربههای فردی و باورهای فلسفی نیز سهم قابل توجهی دارند. تجربه زندگی در فرهنگهای مختلف، توانایی ما در تعامل، انتخاب مسیر زندگی و حتی شکلگیری مغز را تغییر میدهد، و همین باعث میشود هر انسان، محصول منحصر به فرد محیط و ژنتیک خود باشد.