چه چیزی لازم است تا کشتیها دوباره از تنگه هرمز عبور کنند؟
اعلام آتشبس میان آمریکا ایران ر ابتدا موجی از خوشبینی ایجاد کرد. انتظار میرفت که عبور کشتیها بهسرعت از سر گرفته شود. اما چنین نشد.
به گزارش دیروزبان به نقل از کانورسیشن، صبح روز بعد، ترافیک دریایی همچنان بسیار محدود بود. تنها تعداد اندکی کشتی، که اغلب به ایران مرتبط بودند، از این مسیر عبور کردند، در حالی که بیشتر کشتیهای منتظر در خلیج فارس همچنان در جای خود باقی ماندند. کمی بعد، ایران اعلام کرد که در واکنش به حملات اسرائیل، عملا تنگه را بسته نگه خواهد داشت.
واقعیت این است که تنگه هرگز بهطور کامل «بسته» نشده بود. این تصور که تنگه یا باز است یا بسته، سادهسازی بیش از حد ماجراست. کشتیها بهطور فیزیکی متوقف نشدهاند، بلکه «بازدارندگی» عامل اصلی است.
در هفتههای اخیر، ایران نشان داده که هم توانایی و هم تمایل هدف قرار دادن کشتیهای تجاری را دارد. حملات و تهدیدهای معتبر علیه کشتیها باعث شده تعداد عبور روزانه از حدود ۱۳۰ کشتی به تنها چند مورد کاهش یابد. تا زمانی که این ریسک تغییر نکند، کشتیها بهطور گسترده بازنخواهند گشت.
اعلامهای سیاسی درباره آتشبس، نهتنها مشکل را حل نکردهاند بلکه به ابهام افزودهاند. واشینگتن تأکید دارد که تنگه باز است، اما پیامهای تهران مبهمتر بوده و حتی به ضرورت اطلاعرسانی کشتیها به مقامات ایرانی اشاره کرده است.
برخی این موضوع را نشانهای از تلاش برای اعمال کنترل بیشتر بر تنگه حتی از طریق دریافت عوارض میدانند. این ابهام اهمیت زیادی دارد، زیرا صنعت کشتیرانی بر اساس محاسبه ریسک عمل میکند. شرکتها و خدمه کشتیها صرفا بر پایه اظهارات سیاسی حرکت نمیکنند، بهویژه وقتی تجربه اخیر نشان داده که این اظهارات قابل اتکا نیستند.
اهمیت «اطمینانبخشی»
بازگشت ترافیک دریایی احتمالا در دو مرحله رخ میدهد. نخست، کاهش تهدید. این امر میتواند از طریق اقدامات نظامی، دیپلماتیک یا ترکیبی از هر دو حاصل شود، اما باید بهطور ملموس توانایی یا تمایل ایران برای هدف قرار دادن کشتیها را کاهش دهد.
مرحله دوم، بازسازی اعتماد است. حتی اگر حملات متوقف شوند، کشتیها فورا بازنمیگردند. اعتماد آسیب دیده و بازسازی آن زمان میبرد.
یکی از راههای ایجاد این اطمینان، اسکورت محدود کشتیها حداقل در مراحل اولیه است. جالب اینجاست که آمریکا بلافاصله پس از آتشبس چنین اقدامی انجام نداد؛ اقدامی که میتوانست سیگنال روشنی به بازار بدهد و اعتماد را تقویت کند.
یک برنامه مؤثر اطمینانبخشی همچنین نیازمند حضور گستردهتر بینالمللی برای نظارت، تبادل اطلاعات و واکنش سریع است.
دیپلماسی و مینهای دریایی
دیپلماسی نیز نقشی کلیدی دارد. پیامهای هماهنگ و شفاف از سوی جامعه جهانی، همراه با تهدید به پیامدهای اقتصادی در صورت حمله مجدد به کشتیهای تجاری، برای بازسازی اعتماد ضروری است.
نگرانی دیگری نیز درباره احتمال مینگذاری در تنگه وجود دارد. حتی طرح این احتمال، سطح ریسک را افزایش میدهد. ارزیابی شفاف و عمومی درباره وجود یا عدم وجود مینها میتواند نقش مهمی در کاهش عدماطمینان داشته باشد.