اگر جنگ شود مردم کجا بروند؟
جنگ نزدیک، آژیرهای خاموش، پناهگاههای ناتمام
در فاصله دو جنگ اخیر، بارها درباره ضرورت تجهیز شهرها به پناهگاههای امن و سامانههای هشدار عمومی صحبت شد؛ وعدههایی که قرار بود امنیت شهروندان را در برابر حملات هوایی افزایش دهد، اما حالا با گذشت ماهها، فاصله میان برنامههای اعلامشده و اقدامات عملی همچنان نگرانکننده است.
به گزارش دیروزبان، بسیاری از کلانشهرهای ایران همچنان با کمبود زیرساختهای ضروری برای پناهگیری اضطراری روبهرو هستند و حتی وعده ساخت پناهگاههای بزرگ در تهران نیز به مرحلهای روشن و قابل ارزیابی نرسیده است.
مسئله فقط کمبود پناهگاه نیست؛ نبود سامانه مؤثر برای اطلاعرسانی بهموقع و مشخص نبودن مسئولیت دستگاههای مختلف نیز میتواند در شرایط بحرانی، جان شهروندان را به خطر بیندازد. مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی پیشتر درباره وضعیت شهرهای حساس اما فاقد آمادگی هشدار داده بود. بر اساس این ارزیابی، تهران، اصفهان، تبریز و مشهد به دلیل تمرکز مراکز اداری، نظامی و شریانهای حیاتی در معرض تهدید قرار دارند. شهرهایی مانند نطنز، فردو، بوشهر و عسلویه نیز به دلیل نزدیکی به تأسیسات هستهای، پالایشگاهی و موشکی با مخاطرات خاصی مواجهاند.
بیشتر بخوانید:
روایت یک عکس عجیب از چاوز پای سفره احمدینژاد| وقتی احمدینژاد نتوانست چاوز را روی زمین بنشاند!
اعتراف جنجالی ژنرال اخراجشده پنتاگون | او اطلاعات محرمانه ایران را لو داد!
سلامت روان ایرانیها زیر فشار تورم و بلاتکلیفی؛ زنگ خطر به صدا درآمد
سبد خالی بازار داروهای اعصاب | بیماران اعصاب و روان در جستوجوی دارو
یکی از انتقادهای اصلی به مدیریت شهری، تمرکز بر طرحهای بلندمدت به جای اقدامات فوری است. شهرداری تهران پس از جنگ ۱۲روزه از برنامه ساخت پارکینگهای زیرزمینی با قابلیت استفاده بهعنوان پناهگاه خبر داده بود؛ با این حال، هنوز اطلاعات روشنی درباره محل اجرا، تعداد این مراکز و میزان پیشرفت آنها منتشر نشده است. حتی تلاش رسانهای برای دریافت توضیحات از شهرداری نیز به نتیجه مشخصی نرسیده است.
مرکز تحقیقات مسکن برای کاهش این آسیبپذیری، شش راهکار فوری پیشنهاد کرده است: استفاده از ایستگاههای عمیق مترو، تجهیز پارکینگهای طبقاتی دولتی، آمادهسازی سولههای بحران شهرداری، ایجاد فضاهای امن موقت در ۲۰ تا ۳۰ نقطه شهر، استفاده از سازههای فلزی آماده و احداث پناهگاههای نیمهصحرایی در اطراف شهرها. این پیشنهادها بر یک ضرورت تأکید دارند: برای محافظت از مردم نباید تا تکمیل پروژههای بزرگ و پرهزینه منتظر ماند.
نگاهی به تجربه تهران در دهه ۶۰ نیز نشان میدهد که اقدام سریع امکانپذیر است. در سال ۱۳۶۶، همزمان با اوج حملات هوایی، ۴۷ پناهگاه عمومی در مدارس تهران با همکاری آموزشوپرورش ایجاد شد. آموزش شهروندان برای مقاومسازی منازل، تجهیز زیرزمینها و آمادهسازی مسیرهای دسترسی نیز بخشی از برنامههای آن دوره بود.
احمد فاطمی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، معتقد است ساخت پناهگاه باید به یکی از الزامات صدور مجوز ساختمانها تبدیل شود. به باور او، شهرداریها باید در مناطق پرتراکم، بازارها، مراکز تجاری و شهرکهای صنعتی نیز پناهگاههای عمومی ایجاد کنند. او همچنین بر ضرورت شکلگیری فرماندهی متمرکز برای مدیریت هشدارهای شهری تأکید کرده است.
در مقابل، مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران، میگوید موضوع پناهگاه در شورا بررسی و مصوبه آن تصویب شده است. به گفته او، پناهگاهها میتوانند در ایستگاههای مترو، ساختمانهای عمومی و حتی ساختمانهای خصوصی پیشبینی شوند، اما تصمیمگیری درباره آژیرهای خطر در اختیار شهرداری نیست.
دنیای اقتصاد در این باره مینویسد؛ تغییر ماهیت جنگهای جدید نیز مسئله را پیچیدهتر کرده است. آژیرهای سنتی ممکن است بهتنهایی پاسخگوی حملات سریع و چندموجی نباشند و اطلاعرسانی از طریق پیامک و اعلان تلفن همراه نیز باید در کنار زیرساختهای امن قرار گیرد. در نهایت، پرسش اساسی همچنان باقی است: اگر بار دیگر حملات هوایی آغاز شود، شهروندان دقیقا کجا باید پناه بگیرند و چه نهادی مسئول اطلاعرسانی به آنها خواهد بود؟