نفت چگونه زمان جنگ ایران را تعیین میکند؟
سه ساعت تعیینکننده در جنگ ایران؛ نفت، میدان و واشنگتن
دیوید پترائوس، فرمانده پیشین نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان، برای توضیح وضعیت کنونی جنگ ایران از تجربه عراق استفاده میکند؛ جایی که فرماندهان نظامی از دو «ساعت» سخن میگفتند: ساعت بغداد که سرعت تحولات میدانی را نشان میداد و ساعت واشنگتن که میزان تحمل سیاسی دولت و افکار عمومی آمریکا برای ادامه جنگ را تعیین میکرد.
به گزارش دیروزبان به نقل از وال استریت ژورنال، پترائوس معتقد است در جنگ کنونی ایران، یک ساعت دیگر نیز به این معادله اضافه شده است: ساعت بازار نفت. از نگاه او، سرنوشت فشار آمریکا بر ایران تا حد زیادی به تعامل این سه ساعت بستگی دارد؛ عملیات نظامی، وضعیت انرژی و هزینه سیاسی جنگ در داخل آمریکا.
هرمز؛ میدان اصلی نبرد اقتصادی
تنگه هرمز از ابتدای جنگ به یکی از مهمترین نقاط تقابل تبدیل شده است. پیش از بحران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این مسیر عبور میکرد. اختلال در تردد کشتیها، بازار جهانی انرژی را تحت فشار قرار داد، اما بهتدریج آمریکا ادعا کرد، با همکاری کشورهای عرب خلیج فارس و شرکتهای کشتیرانی راههایی برای ادامه انتقال نفت پیدا کردند.
اسکورت نظامی کشتیها، پاکسازی مسیرهای دریایی، حرکتهای محدود و کنترلشده نفتکشها، انتقال محموله میان کشتیها و استفاده از مسیرهای جایگزین، بخشی از این اقدامات ادعایی بوده است. بر اساس ادعاهای عجیب ترامپ، جریان نفت از هرمز به حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز نزدیک شده؛ رقمی که همچنان فاصله زیادی با سطح پیش از جنگ دارد، اما نسبت به ماههای ابتدایی بحران افزایش حداقلی نشان میدهد.
مسیرهای جایگزین و کاهش فشار بازار
فجیره در امارات و بندر ینبع عربستان از جمله مسیرهایی هستند که اهمیت آنها در این بحران افزایش یافته است. هدف این مسیرها کاهش وابستگی صادرات منطقه به هرمز است؛ هرچند حمله به زیرساختهای انرژی عربستان نشان داده که مسیرهای جایگزین نیز از خطرات جنگ مصون نیستند.
در کنار افزایش عرضه از مسیرهای غیرهرمزی، کاهش تقاضای جهانی نفت نیز به بازار فرصت تنفس داده است. چین، بهعنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان نفت جهان، واردات دریایی خود را کاهش داده و بخشی از این افت تقاضا به کاهش فشار بر بازار کمک کرده است.
در نتیجه، مسئله فقط این نیست که «هرمز باز است یا بسته». سؤال مهمتر این است که روزانه چه میزان نفت واقعا از منطقه خارج میشود و آیا این حجم برای تأمین نیاز بازار کافی است یا نه.
ساعت واشنگتن؛ قیمت سوخت و سیاست
سومین ساعت، به داخل آمریکا مربوط میشود. افزایش قیمت بنزین و گازوئیل یکی از ملموسترین هزینههای جنگ برای شهروندان آمریکایی است. هرچه قیمت انرژی بالاتر بماند، فشار اقتصادی و در پی آن فشار سیاسی بر دولت افزایش مییابد.
از این منظر، افزایش جریان نفت از خلیج فارس میتواند برای واشنگتن زمان بخرد. کاهش قیمت انرژی به دولت اجازه میدهد هزینه سیاسی جنگ را برای مدت بیشتری تحمل کند؛ در حالی که ادامه اختلال در بازار نفت میتواند این زمان را کوتاهتر کند. گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد قیمت سوخت به یکی از عوامل سیاسی مهم در ادامه جنگ تبدیل شده است.
فشار بر ایران
به ادعای پترائوس محاصره و محدود شدن صادرات نفت ایران فشار مستقیمی بر اقتصاد تهران وارد کرده است. تجارت دریایی ایران نیز با محدودیتهایی روبهرو شده و بخشی از کالاها ناچارند از مسیرهای زمینی و پرهزینهتر عبور کنند.
ایران در مقابل، هرمز و توانایی ایجاد اختلال در حملونقل انرژی را بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای خود در اختیار دارد. میانجیها هم در این میان پیشنهادهایی برای پایان جنگ مطرح کردهاند که از جمله آنها توقف حملات و رفع محاصره دریایی بوده است.
سه ساعت، یک معادله
تحلیل پترائوس در نهایت بر یک عدمتقارن مهم تمرکز دارد: ایران تلاش میکند با ایجاد اختلال در جریان انرژی، هزینه جنگ را برای دیگران افزایش دهد؛ آمریکا نیز میکوشد با حفظ صادرات نفت کشورهای منطقه و محدود کردن صادرات ایران، همین اهرم را خنثی کند.
بنابراین معیار واقعی تحولات جنگ فقط تعداد حملات یا ادعای باز و بسته بودن هرمز نیست. میزان نفت عبوری، سطح ذخایر جهانی، قیمت نفت، حجم تجارت ایران و میزان تحمل سیاسی آمریکا، همگی بخشی از یک معادله واحد هستند.
به بیان دیگر، جنگ اکنون نه فقط در میدان نبرد، بلکه در سه ساعت همزمان جریان دارد؛ ساعتی در میدان، ساعتی در بازار نفت و ساعتی در واشنگتن. اینکه کدام ساعت زودتر به نقطه بحرانی برسد، میتواند بر مسیر بعدی جنگ و مذاکرات اثر بگذارد.