بازی نفتی چین؛ فشار قیمتها آمریکا و ایران را دوباره به مذاکره نزدیک میکند؟
بازار جهانی نفت در آستانه فصل سرد سال بار دیگر در شرایطی پرریسک قرار گرفته است. قیمت نفت برنت در روزهای اخیر حوالی ۱۰۰ دلار در نوسان بوده و همزمان، عبور و مرور نفتکشها از تنگه هرمز بهشدت کاهش یافته است.
به گزارش دیروزبان، رویترز گزارش داده که در مقاطعی تنها شمار محدودی کشتی از این مسیر عبور کردهاند؛ مسیری که پیش از آغاز جنگ، روزانه حدود ۱۲۵ شناور تجاری بزرگ را در خود جای میداد.
در چنین شرایطی، ایران، آمریکا و چین هر سه با یک معادله مشترک مواجهاند: نفت. کاهش صادرات ایران، محدودیت عرضه در منطقه و نیاز چین به تأمین نفت جایگزین، میتواند بازار انرژی را به یکی از اهرمهای مهم در محاسبات سیاسی تبدیل کند.
چین؛ خریدار بزرگ در جستوجوی نفت جایگزین
چین پیش از جنگ یکی از مهمترین خریداران نفت ایران بود، اما اختلال در حملونقل دریایی دسترسی پالایشگاههای چینی به نفت ایران را محدود کرده است. طبق دادههای کپلر که رویترز در سپتامبر منتشر کرد، واردات دریایی نفت خام چین در اوت حدود ۷.۱۴ میلیون بشکه در روز بود؛ رقمی نزدیک به ۴۰ درصد پایینتر از میانگین سه ماه پیش از آغاز جنگ.
بیشتر بخوانید:
آمریکا ۶ میلیون بشکه نفت ایران را دزدید | گزارش تانکر ترکرز چه میگوید؟
چرا نفت ۲۰۰ دلاری نشد؟ آیا تنگه هرمز اهمیتش را از دست داده است؟
چه میزان نفت از تنگه هرمز عبور میکند؟ چرا آمارها با ادعاهای آمریکا همخوانی ندارد؟
اوپک را فراموش کنید | چین اکنون قدرت بزرگ نفتی جهان است
این کاهش فقط به نفت ایران مربوط نیست. محدودیت عبور از هرمز، جریان نفت خاورمیانه به بازار آسیا را نیز کاهش داده است. در نتیجه، چین برای تأمین خوراک پالایشگاههای خود به منابع دیگری از جمله روسیه روی آورده است. واردات دریایی نفت روسیه به چین در اوت به حدود ۱.۶۸ میلیون بشکه در روز رسید که بالاترین سطح از مارس بود.
پالایشگاههای کوچک چینی زیر فشار
یکی از گروههایی که بیشترین تأثیر را از کاهش عرضه نفت ایران میپذیرد، پالایشگاههای مستقل چین موسوم به «تیپات» هستند. این پالایشگاهها سهم قابلتوجهی از ظرفیت پالایشی چین را در اختیار دارند و از مشتریان مهم نفت تحریمی ایران محسوب میشوند.
با کاهش دسترسی به نفت ایران، این پالایشگاهها ناچارند برای تأمین خوراک خود به فروشندگان دیگری مراجعه کنند. به همین دلیل، تغییر مسیر خرید چین میتواند تقاضا برای نفت روسیه، عراق و سایر تولیدکنندگان را افزایش دهد و رقابت بر سر محمولههای موجود را شدیدتر کند.
هرمز؛ گلوگاه اصلی بازار انرژی
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که وضعیت تنگه هرمز را در نظر بگیریم. بر اساس دادههای حملونقل منتشرشده در روزهای اخیر، عبور شناورها از این آبراه بهشدت کاهش یافته است؛ هرچند بخشی از نفتکشها با خاموش کردن سامانههای موقعیتیابی خود همچنان در منطقه تردد میکنند و همین موضوع، برآورد دقیق حجم صادرات را دشوار کرده است.
رویترز برآورد کرده که صادرات نفت منطقه خلیج فارس همچنان حدود یکسوم پایینتر از سطح پیش از جنگ است. همین کاهش عرضه، همراه با ابهام درباره مسیرهای بعدی، به افزایش «حق بیمه ریسک» در بازار نفت کمک کرده و قیمت برنت را به بالای ۱۰۰ دلار رسانده است.
آمریکا هم از نفت گران در امان نیست
شرق در این باره مینویسد؛ افزایش قیمت نفت برای آمریکا نیز بدون هزینه نیست. قیمت بالاتر نفت میتواند هزینه سوخت و حملونقل را افزایش دهد و فشار تورمی ایجاد کند. در مقابل، واشنگتن تلاش کرده با افزایش عرضه از مسیرهای دیگر و استفاده از ذخایر و منابع جایگزین، بخشی از فشار بازار را کنترل کند.
از سوی دیگر، تداوم اختلال در صادرات خاورمیانه میتواند مدیریت بازار انرژی را برای آمریکا دشوارتر کند؛ بهخصوص اگر بحران وارد فصل سرد شود و تقاضای انرژی افزایش یابد.
نفت؛ اهرمی برای بازگشت دیپلماسی؟
در چنین فضایی، نفت میتواند یکی از عوامل مؤثر بر محاسبات تهران، واشنگتن و پکن باشد؛ اما نمیتوان صرفاً از روی قیمت نفت یا کاهش صادرات، نتیجه گرفت که مذاکرات الزاماً از سر گرفته خواهد شد.
با این حال، فشار همزمان بر درآمدهای نفتی ایران، هزینه تأمین انرژی چین و ریسک قیمتهای بالا برای آمریکا، منافع مشترکی برای کاهش تنش ایجاد میکند. رویترز نیز در روزهای اخیر گزارش داده که امید به پیشرفت دیپلماتیک میان ایران و آمریکا یکی از عواملی بوده که به کاهش مقطعی قیمت نفت کمک کرده است.
به این ترتیب، بازار نفت دیگر صرفا بازتاب جنگ نیست؛ خود به بخشی از معادله جنگ و دیپلماسی تبدیل شده است. اگر اختلال در هرمز ادامه یابد، فشار اقتصادی بر هر سه بازیگر افزایش خواهد یافت و اگر مسیر مذاکره دوباره فعال شود، نخستین واکنش بازار میتواند در قیمت نفت و هزینه حملونقل انرژی دیده شود.