لاک پشت و خرگوش: آیا چین در رقابت بازگشت به ماه از آمریکا پیشی میگیرد؟
گزارش تازه گاردین به رقابت فزاینده میان آمریکا و چین برای بازگشت به ماه میپردازد؛ رقابتی که در قرن بیستویکم بار دیگر شکل «مسابقه فضایی» به خود گرفته، اما این بار با اهدافی فراتر از پرچمگذاری و دستاوردهای نمادین.
به گزارش دیروزبان، نویسنده توضیح میدهد که هر دو قدرت در حال آمادهسازی برای فرود سرنشیندار بر سطح ماه هستند، اما مسیر و توانمندیهای آنها متفاوت است. ایالات متحده با برنامه ناسا موسوم به آرتمیس تلاش میکند تا در دهه جاری بار دیگر انسان را به ماه بازگرداند، در حالی که چین با برنامهای منسجمتر و بلندمدتتر، هدف مشابهی را برای حدود سال ۲۰۳۰ دنبال میکند.
دو مسیر متفاوت: آمریکا و چین
بر اساس گزارش، ناسا در حال توسعه سامانههای پیچیدهای مانند موشکهای سنگین و کپسولهای سرنشیندار است، اما با چالشهای سیاسی و مالی مواجه است. بودجه ناسا نسبت به دوران آپولو کاهش یافته و تغییرات دولتها باعث شده برنامهریزیها ناپایدار باشد.
در مقابل، چین با ساختار متمرکز دولتی و حمایت پایدار سیاسی، برنامه فضایی خود را با ثبات بیشتری پیش میبرد. سازمان ملی فضایی چین از همکاری نزدیک میان بخشهای نظامی، دولتی و شرکتهای فناوری استفاده میکند تا سرعت توسعه پروژهها را افزایش دهد. این کشور طی سالهای اخیر مأموریتهای متعدد چانگ را اجرا کرده و به دستاوردهایی مانند فرود در سمت پنهان ماه و جمعآوری نمونههای سطحی دست یافته است.
هدف مشترک اما رقابتی: حضور دائمی در ماه
نویسنده تأکید میکند که این رقابت دیگر صرفا درباره «رسیدن به ماه» نیست، بلکه درباره ایجاد حضور دائمی در آن است. هر دو کشور به دنبال ساخت زیرساختهایی هستند که بتواند پایگاههای انسانی، آزمایشگاههای علمی و حتی بهرهبرداری از منابع طبیعی ماه را ممکن کند.
مناطقی مانند قطب جنوب ماه اهمیت ویژهای یافتهاند، زیرا احتمال وجود یخ آب در دهانههای سایهدار وجود دارد. این منابع میتوانند برای تولید سوخت موشکی و پشتیبانی از مأموریتهای بلندمدت فضایی استفاده شوند.
نقش شرکتهای خصوصی و تغییر الگوهای قدرت
در آمریکا، بخش مهمی از برنامه فضایی به شرکتهای خصوصی مانند اسپیس ایکس و بلو اورجین وابسته شده است. این شرکتها فناوری پرتابهای قابل استفاده مجدد را توسعه دادهاند و نقش کلیدی در کاهش هزینهها دارند. با این حال، این مدل خصوصیسازی باعث شده هماهنگی میان اهداف ملی و صنعتی پیچیدهتر شود.
در چین، اگرچه شرکتهای خصوصی نیز در حال رشد هستند، اما همچنان دولت نقش هدایتکننده اصلی را دارد. این تفاوت ساختاری یکی از عوامل کلیدی در سرعت متفاوت پیشرفت دو کشور محسوب میشود.
ژئوپولیتیک ماه
گاردین اشاره میکند که رقابت فضایی جدید صرفا علمی نیست، بلکه به شدت ژئوپولیتیکی است. ماه بهعنوان یک «منبع استراتژیک آینده» دیده میشود که میتواند شامل منابع معدنی، یخ آب و موقعیتهای مناسب برای پایگاههای علمی یا حتی نظامی باشد.
در همین راستا، آمریکا همکاری فضایی با چین را محدود کرده، در حالی که چین در حال گسترش همکاریهای بینالمللی خود با برخی کشورها، از جمله روسیه و اعضای پروژههای مشترک فضایی است.
تغییر مفهوم «رقابت فضایی»
نویسنده نتیجه میگیرد که این رقابت با جنگ سرد متفاوت است. در آن دوران، هدف اصلی اثبات برتری سیاسی بود، اما امروز تمرکز بر «تسلط پایدار» و «زیرساخت بلندمدت» است. به عبارت دیگر، برنده کسی نخواهد بود که زودتر به ماه برسد، بلکه کسی است که بتواند بیشتر در آن بماند.
در نهایت، مقاله هشدار میدهد که این رقابت میتواند آینده سیاست جهانی را تغییر دهد. اگرچه ماه هنوز قلمرویی غیرملکی بر اساس معاهدات بینالمللی است، اما فشار قدرتهای بزرگ برای دسترسی به منابع آن، ممکن است در آینده مفهوم مالکیت و حاکمیت در فضا را دگرگون کند.