اعتیاد به رویاپردازی | در سرم یک جهان دیگر دارم
برخی افراد ساعتهای طولانی در دنیای خیال زندگی میکنند؛ آنقدر غرق در رویاپردازی میشوند که داستانهایی پیچیده و شخصیتهایی مفصل در ذهنشان شکل میگیرد و حتی ممکن است این جهان خیالی دههها ادامه پیدا کند.
به گزارش دیروزبان، پدیدهای که متخصصان آن را «رویاپردازی ناسازگار» مینامند؛ وضعیتی که میتواند بهشدت زندگی روزمره را مختل کند.
رویاپردازی در ذات خود پدیدهای منفی نیست. تقریبا همه انسانها آن را تجربه میکنند و پژوهشها نشان میدهد حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد فعالیت ذهنی افراد در بیداری به افکاری اختصاص دارد که ارتباط مستقیمی با فعالیت فعلی آنها ندارد. رویاپردازی حتی میتواند فوایدی داشته باشد؛ از جمله افزایش خلاقیت، همدلی، تنظیم احساسات، کاهش خستگی و کمک به یافتن معنا در تجربههای زندگی.
اما در رویاپردازی ناسازگار، وضعیت متفاوت است. افراد ممکن است بیش از نیمی از ساعات بیداری خود را در دنیای ذهنی سپری کنند. برخی موارد شدید حتی تا ۱۲ ساعت در روز گزارش شده است. مشکل اصلی این نیست که فرد خیالپردازی میکند؛ بلکه این است که دیگر کنترل آن را در دست ندارد.
کالین راس، روانپزشک و پژوهشگر، توضیح میدهد که این نوع رویاپردازی کاملا جذبکننده است؛ باعث ناراحتی میشود، عملکرد روزانه را مختل میکند و در عین حال به دلیل ماهیت اعتیادگونه آن، فرد نمیتواند بهراحتی آن را متوقف کند.
بیشتر بخوانید:
رواشناسان میگویند چیزی به نام «روانپریشی» وجود ندارد!
تعداد بیماران روانی دوبرابر شد | تعداد زنان بیشتر است
چرا مردان در محل کار زنان را مورد آزار جنسی قرار میدهند؟ | علم دو توضیح ارائه میدهد
«کایلا بورچردز» از تجربه شخصی خود میگوید که از چهار سالگی دنیاهای دیگری در ذهنش میساخت. پس از تغییر مدرسه و تمسخر شدن به دلیل لهجهاش، این داستانها به پناهگاهی امن تبدیل شدند؛ جایی که کسی او را قضاوت نمیکرد و احساس پذیرفتهشدن داشت.
اما این پناهگاه بهتدریج به نوعی اجبار تبدیل شد. او ساعتها در خیالش غرق میشد. خودش این وضعیت را شبیه میل شدید به خوردن شکلات یا استفاده بیوقفه از شبکههای اجتماعی توصیف میکند.
الی سومر، روانشناس بالینی و کسی که اصطلاح «رویاپردازی ناسازگار» را مطرح کرده، میگوید: «مشکل زمانی آغاز میشود که فرد دیگر از خیال استفاده نمیکند، بلکه خیال بر فرد مسلط میشود.»
بسیاری از مبتلایان برای حفظ تمرکز روی رویاهایشان از محرکهایی مانند موسیقی یا حرکات تکراری کمک میگیرند. قدم زدن، تکان خوردن مداوم یا انجام حرکتهای فیزیکی تکرارشونده از جمله این رفتارها هستند.
مشکل دیگر، فاصله گرفتن تدریجی از زندگی واقعی است. افراد ممکن است روابط اجتماعی خود را محدود کنند، منزوی شوند و سپس گرفتار چرخهای از احساس شرم و پشیمانی شوند.
برخی افراد در رویاهای خود قهرمان، محبوب یا موفق هستند؛ تصویری که شاید در زندگی واقعی احساس میکنند از آن محروماند. برای نمونه، زنی به نام ماریا میگفت بارها خود را روی صحنهای تصور میکرد که دیگران او را تحسین میکنند.
پژوهشها نشان میدهد عواملی مانند آسیبهای دوران کودکی، احساس تنهایی، افسردگی، اضطراب، اختلال کمتوجهی و بیشفعالی وسواس فکری ـ عملی و برخی ویژگیهای مرتبط با اوتیسم میتوانند با این پدیده مرتبط باشند.
با این حال متخصصان تأکید میکنند رویاپردازی ناسازگار با این اختلالها یکسان نیست. ویژگی اصلی آن، غرق شدن عمیق در روایتهای ذهنی و وابستگی احساسی شدید به یک جهان درونی است.
اگرچه هنوز درمان رسمی و استانداردی برای این وضعیت وجود ندارد، پژوهشگران میگویند نتایج اولیه درمانهای روانشناختی امیدوارکننده به نظر میرسد.