آدمخواری برای سلامتی مضر است!
مطالعهای تازه که توسط دو پژوهشگر اروپایی منتشر شده، به بررسی یکی از قدیمیترین تابوهای انسانی یعنی «انسانخواری» پرداخته و توضیح میدهد چرا این رفتار در طول تاریخ بشر همواره کنار گذاشته شده است.
به گزارش دیروزبان، بر اساس این تحقیق، علت اصلی ممنوعیت فرهنگی و تاریخی این پدیده نه صرفا مسائل اخلاقی، بلکه خطرات جدی بهداشتی و احتمال بالای انتقال بیماریهاست. این نتایج در مجله علمی آکادمی ساینس منتشر شده است.
پژوهشگران میگویند در نگاه اولیه ممکن است بدن انسان بهعنوان منبع غذایی بالقوه در شرایط خاص مانند قحطی یا کمبود منابع مطرح شود، اما بررسی دقیق نشان میدهد که هزینههای این انتخاب بسیار بیشتر از منافع آن است. به گفته آنان، هرچند بدن انسان میتواند مقدار محدودی کالری تأمین کند، اما از نظر تغذیهای در مقایسه با بسیاری از حیوانات دیگر، منبعی ضعیف و ناکارآمد محسوب میشود. بخش عمده بدن انسان را استخوان و بافتهای کمانرژی تشکیل میدهد و همین موضوع ارزش غذایی آن را کاهش میدهد.
نکته اصلی این پژوهش اما در حوزه بیماریها و انتقال عوامل عفونی است. دانشمندان توضیح میدهند که مصرف اعضای بدن انسان، بهویژه در میان افراد یک گونه، خطر انتقال عوامل بیماریزا را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد. برخلاف برخی بیماریهای مشترک میان انسان و حیوان، درون یک گونه امکان سازگاری و انتقال عوامل بیماریزا بسیار سادهتر است. به همین دلیل، پاتوژنها در چنین شرایطی راحتتر تکثیر شده و میتوانند اپیدمیهای گسترده ایجاد کنند.
این تحقیق همچنین به نمونههای تاریخی اشاره میکند. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که در دورههایی از تاریخ بشر، از جمله در عصر پارینهسنگی، و حتی بهطور محدود در میان نئاندرتالها، مواردی از انسانخواری مشاهده شده است. با این حال، این رفتار معمولا در شرایط بحرانی مانند قحطی شدید رخ داده و هرگز بهعنوان یک الگوی پایدار اجتماعی باقی نمانده است.
یکی از مهمترین نمونههای مورد بررسی، قوم «فور» در پاپوآ گینه نو است. این جامعه تا اواسط قرن بیستم در مراسم تدفین خود، بدن برخی از بستگان متوفی را مصرف میکرد. این عمل با باورهای آیینی درباره آزادسازی روح همراه بود، اما پیامدهای ناخواستهای به همراه داشت.
در میان این جمعیت، بیماریای به نام «کورو» بهطور گسترده شیوع پیدا کرد؛ نوعی بیماری نورودژنراتیو که باعث لرزش شدید، اختلال در هماهنگی حرکتی و در نهایت مرگ میشد. در دهه ۱۹۵۰ سالانه حدود ۲۰۰ مورد مرگ ناشی از این بیماری گزارش میشد. بعدها مشخص شد که عامل این بیماری پروتئینهای غیرطبیعی موسوم به «پریون» هستند که در بافتهای عصبی باقی میمانند و حتی در برابر حرارت مقاوماند.
با کشف علت بیماری، این نتیجه به دست آمد که مراسم تدفین و مصرف بدن متوفیان نقش مستقیم در انتقال عامل بیماری داشته است. پس از توقف این رسم، شیوع بیماری نیز بهتدریج متوقف شد. پژوهشگران این نمونه را یکی از مهمترین شواهد برای توضیح خطرات زیستی انسانخواری میدانند.
بر اساس جمعبندی این مطالعه، تابوی انسانخواری را میتوان نوعی سازوکار تکاملی دانست که در طول زمان به بقای جوامع انسانی کمک کرده است. گروههایی که این رفتار را کنترل یا حذف نکردند، در معرض بیماریهای مرگبار قرار گرفتند و در نهایت بقای کمتری داشتند. به همین دلیل، این تابو نه صرفا یک هنجار فرهنگی، بلکه نوعی سازوکار حفاظتی در برابر خطرات زیستی تلقی میشود.