معمای فشار حداکثری | چرا ایران زیر سایه ناوها «تسلیم» نمیشود؟
دونالد ترامپ بار دیگر با همان پرسشی روبهروست که در دورههای پیشین ریاستجمهوریاش نیز او را سردرگم کرده بود: چرا ایران در برابر نمایش خیرهکننده قدرت نظامی آمریکا «تسلیم» نمیشود؟
به گزارش دیروزبان به نقل از نیوزویک، به گفته استیو ویتکاف، رئیسجمهور آمریکا نمیتواند درک کند که چرا تهران، با وجود انباشت بیسابقه نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، حاضر نیست شروط واشنگتن درباره برنامه هستهای خود را بپذیرد. این ناتوانی در فهم منطق طرف مقابل، امروز به یکی از خطرناکترین بنبستهای ژئوپلیتیکی جهان بدل شده است.
توهم نمایش قدرت در آسمان خاورمیانه
به ادعای نیوزویک حضور نظامی آمریکا در منطقه به سطحی رسیده که در بیش از دو دهه گذشته سابقه نداشته است. پرواز هواپیماهای هشدار زودهنگام آواکس بر فراز سواحل مدیترانهای اسرائیل، استقرار ناوهای هواپیمابر و تمرکز بیش از یکسوم ناوگان دریایی آمریکا در خاورمیانه، همگی حامل پیامی روشناند: اگر دیپلماسی شکست بخورد، گزینه نظامی روی میز است. این آرایش نظامی، به ترامپ «حق انتخاب» میدهد؛ از حملات محدود و نمادین گرفته تا یک کارزار هوایی گسترده.
اما تجربه نشان داده است که انباشت قدرت لزوما به معنای افزایش نفوذ سیاسی نیست. ایران در گذشته نیز زیر فشار شدید تحریمها و تهدیدهای نظامی از مواضع بنیادین خود عقب ننشسته است. اکنون نیز به نظر میرسد که نمایش قدرت آمریکا بیش از آنکه تهران را مرعوب کند، بر محاسبات دفاعی و تهاجمی آن افزوده است.
از حمله محدود تا جنگ تمامعیار
ترامپ پیشتر هم دستور حمله به ایران را داده بود؛ حملهای که با بمبافکنهای رادارگریز B-2 و هدف قرار دادن تأسیسات هستهای انجام شد. اما اگر حملهای تازه در راه باشد، دامنه آن احتمالا محدود نخواهد ماند. گزینهها متنوعاند: از هدف قرار دادن مقامات تا حمله مستقیم به زیرساختهای موشکی و حتی ارتش منظم ایران.
چنین عملیاتی، بهویژه اگر با هدف «تغییر نظام» انجام شود، خطر لغزش به یک جنگ طولانیمدت را در پی دارد؛ سناریویی که آمریکا در دو دهه گذشته هزینههای آن را در عراق و افغانستان پرداخته است. حتی حملات محدود نیز ممکن است به زنجیرهای از واکنشها منجر شوند که مهار آنها از کنترل تصمیمگیران خارج شود.
دیپلماسی پرهزینه و شکننده
در کنار این تهدیدها، کانال دیپلماتیک هنوز کاملا بسته نشده است. مذاکرات میان نمایندگان ایران و آمریکا قرار است در ژنو ادامه یابد. ترامپ بارها گفته ترجیح میدهد به توافقی دیپلماتیک برسد. اما حفظ این سطح از آمادگی نظامی، میلیاردها دلار هزینه دارد و تمرکز بیش از حد بر خاورمیانه میتواند آمریکا را در دیگر نقاط جهان آسیبپذیر کند.
به ادعای نیوزویک از نگاه واشنگتن، مشکل اصلی این است که تهران حاضر نیست بهطور شفاف و علنی از مساله هستهای دست بکشد. از نگاه ایران اما، تجربه خروج آمریکا از توافق هستهای پیشین، هرگونه تضمین جدید را بیاعتبار کرده است. این شکاف عمیق بیاعتمادی، دیپلماسی را به راه رفتن بر لبه تیغ تبدیل کرده است.
محاسبات تهران و ابزارهای نامتقارن
تهران سالهاست بر توان موشکی و پهپادی سرمایهگذاری کرده و شبکهای از نیروهای مقاومت در منطقه ساخته است. تجربه درگیریهای اخیر نشان داد که ایران میتواند حتی زیر آتش سنگین، حملات موشکی خود را ادامه دهد.
در صورت حمله آمریکا، گزینههای ایران شامل هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس، حمله دوباره به اسرائیل، یا فعال کردن متحدانش مانند حزبالله لبنان و حوثیهای یمن خواهد بود. چنین واکنشی میتواند جنگی چندجبههای را شعلهور کند؛ جنگی که هیچیک از طرفها کنترلی کامل بر پیامدهای آن نخواهد داشت.
دوراهی ترامپ
در نهایت، به ادعای نیوزویک ترامپ با یک تناقض اساسی روبهروست. او هم از «تغییر نظام» سخن میگوید و هم خواهان یک «توافق هستهای بهتر» است! اما حملات هوایی، بهویژه اگر محدود باشند، نه نظام را تغییر میدهند و نه لزوما ایران را به امتیازدهی وادار میکنند. از سوی دیگر، یک حمله گسترده میتواند آمریکا را به جنگی بکشاند که خود ترامپ بارها گفته خواهان آن نیست.
آنچه باقی میماند، امید به این است که فشار نظامی، بدون عبور از آستانه جنگ، ایران را وادار به عقبنشینی کند. اما تاریخ روابط تهران و واشنگتن نشان میدهد که جنگ، بهتنهایی، به ندرت به تغییر سیاسی پایدار منجر شده است. معمای اصلی همینجاست: قدرت نظامی آمریکا بزرگ است، اما توان آن برای شکل دادن به نتایج سیاسی، بهمراتب محدودتر از آن چیزی است که در کاخ سفید تصور میشود.