عادیسازی جنایت | چیزی که هگست و ترامپ از جنگ به دست آوردند | شکست اخلاقی کنار تحقیر نظامی
یادداشت تازه پایگاه نیوریپابلیک استدلال میکند که جنگ دولت دونالد ترامپ علیه ایران، بهویژه تحت هدایت پیت هگست، نشاندهنده سقوط خطرناک استانداردهای حرفهای و اخلاقی در ارتش آمریکا است.
به گزارش دیروزبان به نقل از نیوریپابلیک، نویسنده معتقد است که رویکرد کنونی نهتنها از نظر راهبردی مبهم و ناکارآمد است، بلکه اصول دیرینهای را که برای محدود کردن خشونت در جنگها طراحی شده بودند، تضعیف کرده است. بهطور خاص، او به اظهارات هگست اشاره میکند که پیشتر از کنار گذاشتن «قوانین درگیری محدودکننده» دفاع کرده و خواهان جنگی با «حداکثر قدرت و بدون ملاحظات سیاسی» شده بود، نگاهی که به گفته منتقدان، زمینهساز نقض قوانین بینالمللی است.
در این چارچوب، مقاله استدلال میکند که دولت ترامپ عملا در حال بازتعریف معیارهای قابل قبول در جنگ است. بهجای تأکید بر تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی یا تلاش برای کاهش تلفات غیرنظامیان، گفتمان رسمی بیشتر بر «نابودی کامل» و نمایش قدرت متمرکز شده است. این تغییر لحن، بهزعم نویسنده، نهتنها خطر افزایش تلفات انسانی را بالا میبرد، بلکه اعتبار آمریکا را نیز خدشهدار میکند!
نویسنده همچنین به تناقض میان ادعاهای رسمی و واقعیتهای میدانی اشاره میکند. در حالی که مقاماتی مانند هگست از «پیروزی قاطع» سخن میگویند، گزارشها نشان میدهد که ایران همچنان توانایی پاسخگویی نظامی دارد و جنگ بهمراتب پیچیدهتر از روایت رسمی است. این شکاف میان تبلیغات و واقعیت، به گفته تحلیلگران، میتواند تصمیمگیریهای سیاسی را بر پایه اطلاعات نادرست شکل دهد.
بخش دیگری از یادداشت به پیامدهای فرهنگی و نهادی این رویکرد میپردازد. نویسنده هشدار میدهد که اگر ارتش آمریکا بهتدریج به سمت نادیده گرفتن قواعد جنگی حرکت کند، این امر میتواند به عادیسازی رفتارهایی منجر شود که پیشتر غیرقابل قبول تلقی میشدند. به بیان دیگر، مسئله فقط این جنگ خاص نیست، بلکه تغییر بلندمدتی است که ممکن است ماهیت نیروهای مسلح را دگرگون کند.
در همین راستا، مقاله به استفاده از زبانهای ایدئولوژیک و حتی مذهبی در توجیه جنگ نیز اشاره میکند. به ادعای او چنین گفتمانی میتواند خطرناک باشد، زیرا مرز میان اهداف نظامی و انگیزههای ایدئولوژیک را کمرنگ میکند و زمینه را برای اقدامات افراطیتر فراهم میسازد.
در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که آنچه در حال رخ دادن است، صرفا یک اختلاف سیاسی یا تاکتیکی نیست، بلکه مسئلهای عمیقتر درباره استانداردهای جنگ و مسئولیتپذیری است. اگر این روند ادامه یابد، ممکن است نهتنها پیامدهای فاجعهباری در میدان نبرد داشته باشد، بلکه به تضعیف هنجارهای بینالمللی و افزایش بیثباتی در سطح جهانی نیز منجر شود.