چرا جیمی کارتر از اشغال جزیره خارک صرف‌نظر کرد؟ | درسی که ترامپ نادیده می‌گیرد

افکار عمومی آمریکا هر شب با دیدن تصاویر تکان‌دهنده گروگان‌های چشم‌بندزده و دست‌بسته که از تلویزیون پخش می‌شد، به شدت تحت تأثیر قرار می‌گرفت و از دولت می‌خواست راهی برای آزادی آنها پیدا کند. در چنین فضایی، برخی مشاوران کاخ سفید از رئیس‌جمهور می‌خواستند برای حل بحران به گزینه نظامی متوسل شود.

چرا جیمی کارتر از اشغال جزیره خارک صرف‌نظر کرد؟ | درسی که ترامپ نادیده می‌گیرد

به گزارش دیروزبان به نقل از ریسپانسیبل استیت کرفت، اما این روایت مربوط به دولت دونالد ترامپ نیست؛ بلکه به بحران جیمی کارتر در سال ۱۹۷۹ بازمی‌گردد؛ زمانی که صدها دانشجوی انقلابی ایرانی سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند. سه نفر دیگر نیز در ساختمانی نزدیک سفارت بازداشت شدند.

به نوشته این گزارش، در میان شباهت‌های آن دوران با وضعیت امروز، یک نقطه جغرافیایی اهمیت ویژه‌ای دارد: جزیره خارک در شمال خلیج فارس، در فاصله حدود ۳۰ کیلومتری از سواحل ایران. این جزیره محل استقرار مهم‌ترین پایانه صادرات نفت ایران است و تقریبا تمام نفت صادراتی کشور از آن عبور می‌کند. دونالد ترامپ از زمان آغاز جنگ با ایران در ۲۸ فوریه، بارها از احتمال تصرف این جزیره سخن گفته است.

اما ترامپ نخستین رئیس‌جمهوری نیست که چنین ایده‌ای را مطرح کرده است. در یکی از بخش‌های کمتر شناخته‌شده دوران ریاست‌جمهوری جیمی کارتر، طرح اشغال جزیره خارگ نیز روی میز او قرار گرفت، اما کارتر آن را رد کرد؛ دلایلی که به اعتقاد نویسنده همچنان برای امروز نیز معتبر هستند.

در یادداشتی فوق‌محرمانه در اواخر دسامبر ۱۹۷۹، زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، از او خواست اقداماتی نظامی را بررسی کند که بتواند به سقوط انقلاب ایران منجر شود و در نهایت آزادی گروگان‌ها را تضمین کند.

برژینسکی معتقد بود تصرف خارک و دو جزیره دیگر در نزدیکی تنگه هرمز، «تحقیر طولانی‌مدتی» برای ایران ایجاد می‌کند که تنها با آزادی گروگان‌ها پایان خواهد یافت. او همچنین امیدوار بود این اقدام نظامی با عملیات سیاسی مخفی برای ایجاد جایگزینی برای حکومت وقت ایران همراه شود؛ هدفی که در عمل چیزی جز تغییر حکومت نبود!

روزنامه واشنگتن‌پست در مارس ۱۹۸۰ فاش کرد که این طرح شامل اعزام ناوهای آبی‌ـ‌خاکی به خلیج فارس و پیاده کردن تفنگداران دریایی آمریکا در خارک بود. طبق این برنامه، نیروهای آمریکایی پس از ورود به جزیره کنترل خطوط انتقال نفت را در دست می‌گرفتند تا با قطع درآمدهای نفتی، فشار شدیدی بر ایران وارد شود، بدون آنکه واکنش گسترده ناشی از بمباران خاک اصلی ایران را برانگیزند.

اما کارتر با این رویکرد موافق نبود. به نوشته ادوارد لوس در زندگینامه برژینسکی، کارتر هشدار داده بود که چنین اقداماتی تنها باعث می‌شود مردم ایران بیش از پیش پشت رهبر خود متحد شوند. همین اختلاف دیدگاه موجب ناامیدی برژینسکی شد که معتقد بود کارتر حتی به قیمت از دست دادن انتخابات، حاضر نبود دست به اقدامی بزند که آن را نادرست می‌دانست.

چهار ماه بعد و در حالی که بحران گروگان‌ها همچنان ادامه داشت، برژینسکی بار دیگر پیشنهاد حملات نظامی را مطرح کرد. در طرح شش مرحله‌ای او، یکی از گزینه‌ها بستن مسیر جزیره خارگ یا اشغال جزایر تنب و ابوموسی بود، اما کارتر بار دیگر مخالفت کرد.

جرمی سوری، مورخ دانشگاه تگزاس، می‌گوید: «کارتر به این نتیجه رسیده بود که هرگونه اقدام نظامی در خلیج فارس بیش از اندازه خطرناک است و می‌تواند به جنگی گسترده‌تر منجر شود. او ترجیح داد از مسیر دیپلماسی و ارتباطات پشت‌پرده برای آزادی گروگان‌ها استفاده کند.»

ادوارد لوس نیز تأکید می‌کند که نگاه کارتر به استفاده از نیروی نظامی کاملا متفاوت از برژینسکی بود. او می‌گوید برژینسکی بارها پیشنهاد اشغال خارک، محاصره دریایی و بمباران پالایشگاه‌های نفت ایران را مطرح کرد، اما کارتر تقریبا هیچ‌یک از این گزینه‌ها را نپذیرفت و تنها عملیات نجات «پنجه عقاب» را تأیید کرد.

عملیات پنجه عقاب در آوریل ۱۹۸۰ با شکست فاجعه‌باری در صحرای طبس روبه‌رو شد و این ناکامی ضربه‌ای سنگین به دولت کارتر وارد کرد. جان قزوینیان، مورخ روابط ایران و آمریکا، معتقد است این شکست آخرین امیدها برای دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک را نیز از بین برد.

نویسنده سپس وضعیت امروز را با آن دوران مقایسه می‌کند و می‌نویسد اکنون دیگر گروگانی برای نجات وجود ندارد، بلکه این دونالد ترامپ است که به تصمیم‌های خود گرفتار شده است. او پس از دو حمله به ایران در میانه مذاکرات، شاید به دنبال بازگشایی تنگه هرمز باشد، اما مقامات جدید ایران نشان داده‌اند که توان تحمل فشارهای شدید را دارند؛ بنابراین تصرف خارک نیز احتمالا به اهرم مؤثری برای وادار کردن تهران به عقب‌نشینی تبدیل نخواهد شد.

با این حال، برخی چهره‌های نظامی در واشنگتن همچنان از این ایده حمایت می‌کنند. ژنرال بازنشسته فرانک مک‌کنزی معتقد است اشغال خارک می‌تواند در مذاکرات آینده به اهرم فشار تبدیل شود.

در مقابل، دن گریزر از اندیشکده استیمسون هشدار می‌دهد که هرگونه عملیات در خارک بسیار پرهزینه خواهد بود، زیرا نیروهای آمریکایی در تیررس دائمی موشک‌ها و پهپادهای ایران قرار می‌گیرند. هریسون مان، افسر پیشین ارتش آمریکا نیز می‌گوید استقرار نیروهای آمریکایی در جزیره‌ای نزدیک سواحل ایران، آن را به «ماشینی برای تولید تلفات» تبدیل خواهد کرد.

در نهایت، گروگان‌های آمریکایی تنها در آخرین روز ریاست‌جمهوری کارتر و با میانجیگری الجزایر و توافق بر سر آزادسازی نزدیک به ۸ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران آزاد شدند. کارتر حاضر شد آینده سیاسی خود را برای جلوگیری از جنگ به خطر بیندازد.

به باور نویسنده، تفاوت اصلی میان کارتر و ترامپ در همین نکته نهفته است. در حالی که ترامپ و وزیر دفاعش، پیت هگست، بارها بر آمادگی خود برای استفاده از قدرت نظامی تأکید کرده‌اند، تجربه تاریخی نشان می‌دهد مشکل اصلی همواره سوءبرداشت واشنگتن از اراده و محاسبات ایران بوده است؛ اشتباهی که به اعتقاد نویسنده، در صورت تکرار، اشغال احتمالی جزیره خارک را نیز به موفقیتی راهبردی تبدیل نخواهد کرد.

ارسال نظر

خبر‌فوری: تاریک‌ترین چهره پاتایا | گزارشی هولناک از صنعت گردشگری جنسی تایلند