چرا اوکراینیها میخواهند از شر فرمانده ارتش خودشان خلاص شوند؟
در روزهای اخیر بار دیگر خیابانهای کییف صحنه اعتراضات مردمی شده است. اگرچه این تجمعها ابتدا در واکنش به تصمیم ولودیمیر زلنسکی برای برکناری میخایلو فدوروف، وزیر دفاع اصلاحطلب اوکراین، شکل گرفت، اما اکنون بخش زیادی از معترضان خواستار برکناری فرد دیگری هستند: اولکساندر سیرسکی، فرمانده کل نیروهای مسلح اوکراین.
به گزارش دیروزبان، در میانه جنگ با روسیه، بخشی از جامعه اوکراین آشکارا علیه فرمانده ارتش موضع گرفته و بسیاری معتقدند برکناری او تنها مسئله زمان است.
سیرسکی که متولد سال ۱۹۶۵ است، حدود دو سال و نیم پیش، در فوریه ۲۰۲۴، جایگزین والری زالوژنی در رأس ارتش اوکراین شد. دلیل این تغییر، بیش از آنکه ناکامیهای نظامی زالوژنی باشد، نگرانی زلنسکی از احتمال ورود او به عرصه سیاست عنوان شد. در مقابل، اطرافیان رئیسجمهور معتقد بودند سیرسکی فاقد چنین جاهطلبی سیاسی است.
با این حال، شخصیت سیرسکی تفاوت زیادی با زالوژنی دارد. برخلاف فرمانده پیشین که چهرهای مردمی و کاریزماتیک داشت، سیرسکی فردی خشک و کمحرف شناخته میشود. او از نظر قومی روستبار است، در روسیه متولد شده و حتی زبان اوکراینی را نیز با دشواری صحبت میکند؛ موضوعی که همواره مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است.
با وجود این انتقادها، کمتر کسی در توانایی نظامی او تردید دارد. سیرسکی در سال ۲۰۲۲ فرماندهی دفاع از کییف در نخستین هفتههای تهاجم روسیه را بر عهده داشت و چند ماه بعد نیز عملیات آزادسازی استان خارکیف را هدایت کرد؛ دو موفقیت مهم ارتش اوکراین که نام او را در تاریخ جنگ ثبت کردند. همچنین عملیات نفوذ نیروهای اوکراینی به منطقه کورسک روسیه در سال ۲۰۲۴ نیز زیر نظر او انجام شد. کارشناسان معتقدند سیرسکی یکی از معدود فرماندهان ارتش اوکراین است که توانایی طراحی عملیاتهای پیچیده تهاجمی را دارد.
با این حال، همین فرمانده کارکشته به دلیل شیوه جنگیدن خود با انتقادهای گسترده روبهرو است. منتقدان میگویند او در نبرد باخموت توجه کافی به جان نیروهایش نداشت و تلفات انسانی برایش اهمیت چندانی نداشت؛ به همین دلیل مخالفانش لقب «قصاب» را برای او انتخاب کردهاند.
یکی دیگر از محورهای انتقاد، تشکیل یگانهای تهاجمی ویژهای است که سیرسکی در پاییز ۲۰۲۵ ایجاد کرد. این نیروها که مستقیما زیر نظر فرمانده ارتش فعالیت میکنند، برای اعزام سریع به نقاط بحرانی جبهه طراحی شدهاند، اما گزارشهایی از بدرفتاری با سربازان، شکنجه و حتی مرگ نیروها در پشت خطوط مقدم از این واحدها منتشر شده است.
منتقدان سیرسکی معتقدند این رفتارها یادآور شیوه فرماندهی ارتش روسیه و حتی دوران شوروی است؛ رویکردی که به جان سربازان اهمیت نمیدهد و خود را با تحولات سریع جنگهای مدرن، بهویژه نقش پهپادها، هماهنگ نکرده است.
در مقابل، میخایلو فدوروف به عنوان نماد رویکردی نوین شناخته میشد. او بر توسعه فناوری، پهپادها و حملات نامتقارن برای مقابله با روسیه تأکید داشت و معتقد بود اوکراین باید به جای فرسایشی کردن جنگ، از برتری فناوری برای ضربه زدن به مسکو استفاده کند. از نگاه منتقدان، سیرسکی تنها به ادامه جنگ فرسایشی و حفظ خطوط دفاعی میاندیشد.
اما حامیان فرمانده ارتش این انتقادها را اغراقآمیز میدانند. آنها میگویند تصویری کلیشهای از سیرسکی ساخته شده است؛ گویی در یک سو وزیر جوان و طرفدار فناوری قرار دارد و در سوی دیگر فرماندهان سالخوردهای که تنها راه پیروزی را حملات انسانی میدانند. به اعتقاد آنها، موفقیتهای اخیر ارتش اوکراین در جلوگیری از پیشروی روسیه نیز باید به حساب سیرسکی گذاشته شود.
آنچه مسلم است، اختلاف میان سیرسکی و فدوروف تنها یک نزاع شخصی نبود، بلکه بازتاب تقابل میان رهبری نظامی و مدیریت غیرنظامی وزارت دفاع به شمار میرفت؛ دو نهادی که هر دو مستقیماً به رئیسجمهور دسترسی دارند. به گفته فدوروف، سیرسکی حتی بهطور صریح خواستار برکناری او شده بود.
در نگاه نخست، به نظر میرسد فرمانده ارتش در این کشمکش پیروز شده و فدوروف پس از تنها شش ماه از وزارت دفاع کنار رفته است. اما همانطور که خود سیرسکی بهتر از هر کسی میداند، پیروزی در یک نبرد تاکتیکی لزوما به معنای پیروزی در جنگ نیست؛ بهویژه زمانی که فشار افکار عمومی هر روز برای کنارهگیری او بیشتر میشود.