تماشای این تلویزیون «افتخاری» ندارد

دوربین وارونه رسانه ملی | چرا صداوسیما فلاکت دیگران را به جای درمان خود می‌فروشد؟ | آیا نمایش بدبختی دیگران حال ما را بهتر می‌کند؟

«صداوسیما مدام می‌گوید آمریکا تورمش ۲ درصد رفته بالا؛ خب تورم ایران ۱۰۰ درصد رفته بالا!»؛ این جملات بی‌تعارف مسعود پزشکیان، بار دیگر یکی از کهنه‌ترین و متناقض‌ترین رویکردهای رسانه ملی را پیش چشم ما آورده است. انتقادی که دست بر روی یک مغالطه رسانه‌ای چند دهه‌ای می‌گذارد: تمرکز میکروسکوپی بر مشکلات، بحران‌ها و تورم کشورهای غربی و نادیده گرفتن یا کوچک‌نمایی بحران‌های معیشتی در داخل کشور.

دوربین وارونه رسانه ملی | چرا صداوسیما فلاکت دیگران را به جای درمان خود می‌فروشد؟ | آیا نمایش بدبختی دیگران حال ما را بهتر می‌کند؟

به گزارش دیروزبان، اما چرا رسانه‌ای که با بودجه عمومی اداره می‌شود، تصور می‌کند اگر وضعیت یک کشور دیگر «بد» باشد، به معنای «خوب» بودن یا قابل‌تحمل بودن وضعیت معیشتی ایران است؟ و آیا اصلا نمایش ناامنی و فلاکت دیگران، می‌تواند سفره خالی مردم را پر کند یا از بار روانی تورم کمرشکن بکاهد؟

عینک دودی رسانه ملی

سالیان سال است که بخش‌های خبری صداوسیما الگوی ثابتی را دنبال می‌کنند. کافی است در ساعات پیک خبری تلویزیون را روشن کنید تا با یکسری گزارش‌هایی از اعتصاب در پاریس، بی‌خانمانی در نیویورک، گرانی سوخت در لندن و افزایش چند درصدی قیمت نان در یک کشور اروپایی مواجه شوید. در روایت رسانه ملی، غرب همواره در آستانه فروپاشی، سرمای سخت و قحطی است.

این رویکرد که در ادبیات علوم ارتباطات به «مغالطه بدتر بودن دیگران» معروف است، با یک هدف روانی انجام می‌شود: تقلیل انتظارات عمومی. اتاق فکرهای رسانه‌ای با تمرکز بر چالش‌های جوامع دیگر، می‌کوشند این پیام غیرمستقیم را به مخاطب مخابره کنند که «مشکلات، جهانی است و شما تنها نیستید». اما پنهان‌سازی یک تفاوت ساختاری در این میان نادیده گرفته می‌شود؛ فرقی است میان تورم ۲ تا ۵ درصدی در اقتصادهای پایدار با تورم‌های مزمن، افسارگسیخته و چند ده درصدی که قدرت خرید طبقه متوسط و ضعیف را نابود کرده است.

بیشتر بخوانید:‌

سقوط آزاد رفاه و بازگشت به عصر «تاناکورا» | رونق بازار خرید و فروش کالاهای دست دوم در ایران

زندگی بند به یک تار مو | رونق تلخ بازار سیاه موی طبیعی در ایران | پشت‌پرده بازار میلیونی فروش مو

سایه سنگین ژئوپلیتیک بر سفره ایرانیان | اقتصاد بر سر دوراهی مهار یا انفجار تورم | بخند، فردا روز بدتری است!

گوشت قسطی تفاخری ندارد که روی بیلبورد وعده داده شود

معادلات اشتباه در جام‌جم

ریشه این خطای محاسباتی در صداوسیما به یک باور قدیمی بازمی‌گردد: «اثبات خود از طریق نفی دیگری». خط‌مشی رسانه‌ای حاکم بر این سازمان تصور می‌کند اگر تصویر رقبای سیاسی یا کشورهای متخاصم را بحران‌زده نشان دهد، به طور خودکار کارآمدی سیستم داخلی به اثبات می‌رسد.

اما این یک خطای منطقی ساده است. فرض کنیم در کشوری مانند آمریکا یا یک کشور اروپایی، نرخ بی‌خانمانی افزایش یافته یا تورم انرژی فشار وارد کرده است؛ آیا این واقعیت، مانع از سقوط خط فقر در ایران می‌شود؟ آیا بحران در صورت‌حساب‌های سوخت یک شهروند آلمانی، اجاره‌بهای سرسام‌آور یا فاجعه قیمت خودرو و مسکن در تهران را توجیه می‌کند؟ پاسخ جامعه‌شناسان و اقتصاددانان یک «خیر» قاطع است. وضعیت بد دیگران، متغیری مستقل از ناکارآمدی‌های ساختاری داخلی است و هرگز به معنای وضعیت مطلوب در داخل نخواهد بود.

آیا نمایش فلاکت دیگران حال ما را بهتر می‌کند؟

از منظر روان‌شناسی اجتماعی، نشان دادن مدام مصائب دیگران شاید در کوتاه‌مدت نوعی «مقایسه نزولی» ایجاد کند و حس همذات‌پنداری کاذب یا تسلی‌خاطر لحظه‌ای به بار آورد، اما در بلندمدت اثر معکوس دارد. جامعه‌ای که با تورم بالا، کاهش قدرت خرید و آینده نادقیق دست‌وپنجه نرم می‌کند، با دیدن گزارش‌های یک‌طرفه از «فلاکت غرب» دچار نوعی بی‌اعتمادی عمیق و «شکاف ادراکی» با رسانه رسمی می‌شود.

مخاطب امروز که به لطف اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به آمارهای جهانی و واقعیت‌های زندگی در سایر نقاط جهان دسترسی دارد، روایت‌های یک‌جانبه صداوسیما را ناهمخوان با واقعیت ملموس زندگی خود می‌بیند. نتیجه این بازنمایی ناشیانه، نه تسلی خاطر مردم، بلکه ریزش شدید مخاطب و مهاجرت خبری آنان به سمت رسانه‌های بیگانه است. پیام بازخورد مردم مشخص است: «مشکلات بقیه کشورها به خودشان مربوط است؛ برای سفره و معیشت ما چه کرده‌اید؟»

وقت بازنگری در فرمول‌های کهنه رسانه‌ای

نقد صریح رئیس‌جمهور به رویکرد صداوسیما، زنگ خطری بود برای رسانه‌ای که سال‌هاست درمان مشکلات داخلی را در انعکاس ضعف‌های بیرونی می‌جوید. جامعه امروز ایران نیازمند واقع‌گرایی، شفافیت و مواجهه شجاعانه با ابربحران‌های اقتصادی است.

فرار به جلو با تکنیک «آن‌ها هم وضعیت‌شان بد است»، نه توجیه‌کننده تورم و نابسامانی‌های داخلی است و نه حال مردمی را که هر روز با مخارج سنگین زندگی مواجه می‌شوند بهتر می‌کند. وقت آن رسیده است که رسانه ملی عینک آرمانی نقد دیگران را بردارد و دوربین‌های خود را به سمت واقعیت‌های ملموس خیابان‌های همین سرزمین بچرخاند؛ چرا که نقد و اصلاح خانه خود، همواره بر به تصویر کشیدن ویرانی خانه همسایه مقدم است.

ارسال نظر