۷۰ دانشآموز یک مدرسه در یک سال ترک تحصیل کردند | فاجعه پشت نیمکتهای خالی
کلاسهایی که هر ماه خلوتتر میشوند، نیمکتهای خالی که خاک میخورند و رویاهایی که پیش از شکوفایی دفن میشوند؛ این تصویر تلخ، روایتی از روستاهای دورافتاده و مناطق مرزی محروم نیست، بلکه واقعیت تکاندهندهای است که در بیخ گوش پایتخت جریان دارد.
به گزارش دیروزبان، وقتی از یک مدرسه ۴۰۰ نفره در تهران، ۷۰ دانشآموز در یک سال تحصیلی از قطار آموزش پیاده میشوند، دیگر نمیتوان با واژههایی چون «افت تحصیلی» یا «عدم علاقه» صورتمسئله را تقلیل داد. ما با یک بحران عمیق اجتماعی ـ آموزشی روبهرو هستیم: سقوط آزاد نوجوانان در سنین ۱۲ تا ۱۴ سالگی به ورطه بازماندگی از تحصیل.
دوره اول متوسطه؛ گلوگاه بحرانی
ترک تحصیل در پایههای هفتم و هشتم ابعاد فاجعهبارتری نسبت به دورههای دیگر دارد. کودک تا پایه ششم تحت مراقبتهای دوره ابتدایی است، اما ورود به دوره اول متوسطه همزمان با جهش سنی، بلوغ و ورود به دنیای نوجوانی است. در این سن، ترک تحصیل به معنای خروج کامل فرد از چرخه رشد سالم شخصیتی و ورود نابهنگام به بازار کارهای سخت، کاذب و حتی غیررسمی است.
بیشتر بخوانید:
کاهش سن آغاز قمار آنلاین به ۱۵ سالگی | در تاریکخانه صنعت میلیاردی قمار چه میگذرد؟
صعود در جدول دود | ۳۰ درصد دانش آموزان سیگاریاند | صدرنشین مواد مصرفی ایران چیست؟
زندگی بند به یک تار مو | رونق تلخ بازار سیاه موی طبیعی در ایران | پشتپرده بازار میلیونی فروش مو
گره کور ازدواج؛ وام ازدواج ۳۰۰ میلیونی و یخچال ۵۰۰ میلیونی | اقتصاد بقا؛ وقتی ازدواج به صرفه نیست
وقتی نزدیک به ۱۸ درصد از جمعیت یک مدرسه در مقطع متوسطه اول درس و مشق را رها میکنند، نشاندهنده آن است که پیوند میان مدرسه و زندگی واقعی این کودکان گسسته شده است. این رخداد تنها قطع ارتباط با کتاب و تختهسیاه نیست؛ محروم شدن نوجوان از فرصت سوادپذیری پایدار، مهارتآموزی اجتماعی و تقویت سرمایه انسانی در حساسترین سالهای زندگی است.
از معیشت خانواده تا هزینههای پنهان تحصیل
بررسی چرایی این اتفاق نشان میدهد که پدیده ترک تحصیل تکعاملی نیست و از چند گسل ساختاری تغذیه میکند
هزینههای معیشت در کلانشهرها چنان سنگین شده که خانوادههای آسیبپذیر ناچار میشوند فرزندان نوجوان خود را بهعنوان نیروی کار کمهزینه وارد بازار کنند تا کمکخرج خانواده باشند.
از سوی دیگر با وجود اصل رایگان بودن آموزش عمومی، مخارج غیرمستقیم مانند نوشتافزار، کتاب، پوشاک، ایابوذهاب و شهریههای غیررسمی ثبتنام، تحصیل را به باری سنگین بر دوش خانوادههای کمدرآمد تبدیل کرده است.
همچنین مدارس اغلب زمانی متوجه غیبت طولانی یا افت دانشآموز میشوند که کار از کار گذشته و فرایند انصراف کامل شده است.
بحران بازماندگی فراتر از مرزهای پایتخت
رویداد رخداده در تهران تنها نوک کوه یخ است. آمارهای رسمی و گزارشهای تحلیلی از وضعیت آموزش در سراسر کشور نشان میدهد که صدها هزار کودک و نوجوان در سنین ۶ تا ۱۷ سالگی بیرون از چرخه آموزش رسمی قرار دارند. اگرچه تمرکز بازماندگی در گذشته بیشتر معطوف به استانهای کمتربرخوردار، مناطق دوزبانه و حاشیهنشینها بود، اما تسری شدید این بحران به شهرهای بزرگ و مناطق شهری نشان میدهد که آسیبهای اقتصادی و اجتماعی سراسری شدهاند.
شکاف تحصیلی میان دهکهای درآمدی بهشدت در حال عمیقتر شدن است. نوجوانانی که در دوره متوسطه اول ترک تحصیل میکنند، در سالهای آتی وارد لایههای آسیبپذیر جامعه میشوند و بازتولید فقر و آسیبهای اجتماعی شتاب میگیرد.
هر نیمکت خالی در پایه هفتم و هشتم، زنگ خطری جدی برای آینده جامعه است. نوجوانی که امروز از سر ناچاری یا فقر قلم را زمین میگذارد، فردا در برابر تندبادهای اجتماعی بیپناه خواهد بود. نجات ۷۰ دانشآموز یک مدرسه یا هزاران دانشآموز دیگر در سراسر کشور، یک مسئولیت اخلاقی، ملی و جمعی است؛ تا فرصت باقی است باید دستهای این نسل را گرفت و اجازه نداد چرخه ترک تحصیل ادامه یابد.