۷۳.۸ درصد فقرا اصلا به پمپ بنزین نمیروند
از جیب فقرا تا باک ثروتمندان؛ بنزین به کدام خانهها میرسد؟
بنزین در ایران سالهاست بیش از آنکه یک حامل انرژی باشد، یک موضوع اجتماعی و اقتصادی است؛ از سهمیهبندی و کارت سوخت تا بحث آزادسازی قیمت. اما پرسش کمترپرداختشده این است که این سوخت واقعا در کدام خانهها مصرف میشود؟ دادههای تازه مرکز آمار ایران از هزینه و مصرف بنزین در دهکهای درآمدی، تصویری روشن و در عین حال نگرانکننده از نابرابری در الگوی مصرف بنزین ترسیم میکند.
نخستین یافته کلیدی به خودِ بحث دسترسی برمیگردد. بر اساس این دادهها، ۷۳.۸ درصد از خانوارهای دهک اول درآمدی (کمبرخوردارترین دهک) اصلا بنزین مصرف نمیکنند. این رقم با فاصله گرفتن از دهکهای پایین، پلهپله کاهش مییابد: حدود ۵۲.۸ درصد در دهک دوم، ۴۰.۴ درصد در دهک سوم و سرانجام تنها ۲۹.۲ درصد در دهک دهم که اصلا بنزین مصرف نمیکنند.
به زبان ساده، در خانوارهای کم برخوردار کشور تقریبا از هر چهار خانوار، سه خانوار هیچ سوختی برای خودرو نمیخرند؛ حال آنکه در ثروتمندترین دهک، این نسبت به کمتر از یکسوم میرسد. پشت این آمار، معنای سادهای نهفته است: خودرو در ایران همچنان یک کالای لوکس است و مالکیت آن به معنای درآمد بالاتر است. خانوادهای که خودرو ندارد، عملا از هرگونه یارانه ضمنی بنزین یعنی اختلاف قیمت جهانی و داخلی بیبهره است.
بیشتر بخوانید:
گرانی بنزین؛ تاکسیهای اینترنتی به آخر خط میرسند؟ | مسافران چه چیزهایی را حذف میکنند؟
تنها بیا با عشقت برگرد! | در ایونتهای شبانه بچه پولدارهای بالاشهر چه میگذرد؟
آرامش با دیازپام ده | مصرف داروهای آرامبخش در ایران ۹۰۰ درصد بیشتر شد
بخش تازهتر این دادهها به «ده درصد پرمصرف هر دهک» میپردازد و لایه پنهانتری از نابرابری را آشکار میکند. ده درصد پرمصرفترین خانوارهای دهک اول بهطور میانگین ۱۵۴ لیتر بنزین در ماه مصرف میکنند؛ رقم قابل توجهی برای فقیرترین دهک که نشان میدهد در داخل هر دهک هم پراکندگی بالاست. اما این عدد در برابر ده درصد پرمصرف دهک دهم کمرنگ میشود: ۲۷۱ لیتر در ماه، یعنی نزدیک به دو برابر.

نکته نگرانکنندهتر، روند زمانی است: نگاهی به سری زمانی از ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۳ نشان میدهد میانگین هزینه بنزین در دهک دهم تقریبا همیشه بالاتر از دهک اول بوده و در برخی سالها (مانند ۱۳۹۴) فاصله به بیش از دو برابر رسیده است. یعنی این نابرابری، پدیدهای گذرا نیست؛ یک الگوی تاریخی است.
این دادهها حکایت از یک واقعیت دارند: بنزین ارزان بیش از آنکه متعلق به همه ایرانیان باشد، در عمل به هرکدام از خانهها که خودرو دارند میرسد. هر سیاستی برای اصلاح قیمت بنزین، بدون در نظر گرفتن همین الگوی مصرف و بدون سازوکار جبران دقیق برای دهکهای پایین و شاغلان وابسته به سوخت، بیش از آنکه عدالتمحور باشد، به سنگینتر کردن بار تورمی روی دوش همان فقیرترین خانوارها ختم میشود؛ همانهایی که ۷۳.۸ درصدشان اصلا به پمپ بنزین نمیرود.