یک چیز در ۲۵۰ سال گذشته تغییر نکرده است: تمایل آمریکاییها به اینکه فریب بخورند
آمریکا سرزمین فرصتهاست؛ اما همزمان سرزمین کلاهبرداریها و وعدههای فریبنده نیز هست. باور دیرینه آمریکاییها به اینکه «هر چیزی ممکن است» در کنار خوشبینی، فردگرایی و عطش ثروتمندتر و سالمتر شدن، بارها زمینه را برای ظهور شیادان و مدعیان دروغین فراهم کرده است.
به گزارش دیروزبان گزارش آسوشیتدپرس نشان میدهد این پدیده، با وجود گذشت ۲۵۰ سال، نهتنها از بین نرفته، بلکه با ظهور شبکههای اجتماعی شکل تازهای پیدا کرده است.
در سال ۱۸۹۷، یک کشیش باپتیست مردم را متقاعد کرد که شرکتش میتواند از آب دریا در ایالت مین طلا استخراج کند. چند دهه بعد، شرکتی در نیوجرسی محصولی به نام «رادیتور» عرضه کرد و مدعی شد این ماده رادیواکتیو میتواند نیروی حیاتی را بازگرداند و حتی ناتوانی جنسی را درمان کند. اما نه طلایی از آب دریا به دست آمد و نه رادیتور کسی را جوان و نیرومند کرد؛ این ماده در نهایت موجب مسمومیت افراد با تشعشعات رادیواکتیو شد.
از روغن مار تا وعده جوانی
یکی از مشهورترین نمونهها «کلارک استنلی»، ملقب به «پادشاه مارهای زنگی»، بود که محصولی موسوم به «روغن مار» میفروخت و ادعا میکرد این ماده میتواند طیف گستردهای از بیماریها، از روماتیسم و سیاتیک گرفته تا فلج و دردهای عضلانی را درمان کند.
چارلز پونزی نیز نام خود را به یکی از مشهورترین الگوهای کلاهبرداری مالی تاریخ داد؛ او وعده میداد سرمایهگذاران میتوانند تنها در ۴۵ روز ۵۰ درصد سود به دست آورند.
بیشتر بخوانید:
خانه کودکی دونالد ترامپ بالاخره مشتری پیدا کرد | عکس
شهرت عجیب یک سارق به دلیل شباهتش با جنیفر لوپز | عکس
دروازهبانی که با ۱۳۰ کیلو وزن با پارتی مادرش فیکس باشگاه شد
بحث اول رسانههای چین نه نفت است، نه جنگ بلکه این بازیگر زن است!
با این حال، به گفته کارشناسان، مشکل فقط در سادهلوحی مردم نیست. دکتر لیدیا کانگ، متخصص داخلی و نویسنده کتابی درباره مدهای پزشکی، میگوید انسانها عمیقا آرزو دارند عمر طولانی و سالمی داشته باشند؛ بدون درد، ناتوانی یا از دست دادن تواناییهای ذهنی. همین میل میتواند افراد را در برابر وعدههای غیرواقعی آسیبپذیر کند.
وقتی امید به کالا تبدیل میشود
تالـی شاروت، استاد علوم اعصاب در دانشگاه کالج لندن، معتقد است انسانها همیشه باورهای خود را صرفا برای داشتن تصویری دقیق از جهان شکل نمیدهند؛ گاهی باورهایی را انتخاب میکنند که به آنها احساس امنیت، امید یا تعلق میدهد.
به همین دلیل، حتی زمانی که شواهد علمی یک ادعا را رد میکند، ممکن است افراد همچنان به آن باور داشته باشند. بلیت بختآزمایی نمونه سادهای است: فرد میداند احتمالا پولش را از دست میدهد، اما در ازای آن، برای مدتی امکان تصور آیندهای ثروتمندتر را به دست میآورد.
در حوزه سلامت نیز شرایط مشابه است. مکملها، روشهای درمانی و محصولات ضدپیری ممکن است شواهد علمی بسیار محدودی داشته باشند، اما وعده بهبود وضعیت جسمی، جوانی یا طول عمر میتواند برای مصرفکننده جذاب باشد.
شبکههای اجتماعی؛ بازار جدید شیادان
این فضای روانی، فرصت مناسبی برای شرکتهایی ایجاد میکند که امید مردم را به محصول تبدیل میکنند. برخی مکملها و درمانهای تأییدنشده بر مطالعات حیوانی یا تحقیقات کوچک و مشاهدهای تکیه دارند؛ مطالعاتی که بهتنهایی نمیتوانند رابطه علت و معلولی را ثابت کنند.
امروزه حتی برخی علاقهمندان به افزایش طول عمر به داروهایی مانند راپامایسین امید بستهاند؛ دارویی که برای بیماران پیوند عضو استفاده میشود و در مطالعات روی مخمر، مگس و موش با افزایش طول عمر ارتباط داشته است.
همزمان، موفقیت داروهایی مانند انسولین و داروهای کاهش وزن نظیر ویگووی و زپباوند که از خانواده پپتیدها هستند، به شکلگیری بازاری برای انواع دیگری از پپتیدها منجر شده است؛ موادی که ادعا میشود رشد عضلات را افزایش میدهند، روند ترمیم بدن را سرعت میبخشند یا پیری را به تعویق میاندازند، اما بسیاری از آنها هنوز بهطور کامل آزمایش نشدهاند.
چرا امروز خطر بیشتر است؟
پیشرفت واقعی علم نیز به تقویت این باورها کمک کرده است. انسان امروز میتواند در چند ساعت با هواپیما از یک سوی آمریکا به سوی دیگر برود و تقریبا به تمام دانش بشر از طریق یک تلفن همراه دسترسی داشته باشد. امید به پیشرفت بیشتر، باعث میشود وعدههای جدید نیز باورپذیرتر به نظر برسند.
اما شبکههای اجتماعی این وضعیت را تشدید کردهاند. «اینفلوئنسرها» با ارائه روایتهای شخصی و چهرههایی ظاهرا قابل اعتماد، محصولات و درمانهایی را تبلیغ میکنند که گاهی پشتوانه علمی کافی ندارند. از سوی دیگر، نظام درمانی پیچیده و پرهزینه آمریکا نیز باعث میشود برخی افراد به دنبال راههای سادهتر و سریعتر باشند.
کانگ هشدار میدهد که شبکههای اجتماعی و اینترنت، همراه با کاهش اعتماد به برخی منابع سنتی اطلاعات، شرایطی ایجاد کردهاند که مردم بیش از گذشته در معرض وعدههای اثباتنشده قرار دارند.
«روغن مار» شاید دیگر در بطریهای قرن نوزدهم فروخته نشود، اما منطق پشت آن همچنان زنده است: هرجا امید به سلامتی، جوانی و ثروت وجود داشته باشد، کسانی هم پیدا میشوند که حاضرند این امید را به کالا تبدیل کنند.