جامجهانی فوتبال همیشه سیاسی بوده است | از موسولینی تا ترامپ؛ هفت نمونه از سیاستبازیهای یک جام
جام جهانی فوتبال هرگز رویدادی صرفا ورزشی نبوده و در طول تاریخ همواره به ابزاری برای نمایش قدرت سیاسی، تبلیغات دولتی و ساخت تصویر بینالمللی کشورها تبدیل شده است.
به گزارش دیروزبان، در نگاه نخست، جمله «ورزش باید از سیاست جدا باشد» منطقی و بیطرفانه به نظر میرسد. اما این گزاره بیش از آنکه واقعیت باشد، یک افسانه راحت و سودمند است. جام جهانی تنها مسابقهای شامل توپ، گل و سرودهای ملی نیست؛ بلکه صحنهای جهانی برای دولتها، نهادهای امنیتی، رسانهها و روایتهای ملی است. پرچمها، سرودها، رؤسای دولتها در جایگاه ویژه و میلیاردها بیننده، همگی این رقابت را به بستری برای نمایش قدرت ملی تبدیل میکنند. بنابراین سیاست به فوتبال وارد نشده، بلکه از ابتدا درون آن حضور داشته است.
خلاصه این گزارش را در ویدئوی زیر ببینید:
ایتالیا ۱۹۳۴ – تبلیغات فاشیستی تحت حکومت موسولینی
جام جهانی ۱۹۳۴ یکی از روشنترین نمونههای اولیه «فوتبال سیاسی» است. ایتالیا در دوران فاشیسم میزبان این رقابتها بود و از آن بهطور گسترده برای اهداف تبلیغاتی استفاده کرد.
حکومت بنیتو موسولینی تلاش کرد این تورنمنت را به نمایش قدرت، نظم و وحدت ملی تبدیل کند. ساخت ورزشگاهها و مراسم رسمی بهگونهای طراحی شده بود که زیباییشناسی فاشیستی را بازتاب دهد. قهرمانی ایتالیا در فینال نیز در داخل کشور بهعنوان نشانهای از برتری رژیم معرفی شد و موفقیت ورزشی به ابزار مشروعیت سیاسی تبدیل گردید.
فرانسه ۱۹۳۸ – تحریم و تنشهای رو به افزایش
جام جهانی ۱۹۳۸ در شرایطی برگزار شد که اروپا در آستانه جنگ جهانی دوم قرار داشت. برخی کشورها مانند اروگوئه و آرژانتین این رقابتها را تحریم کردند؛ بخشی به دلیل نارضایتی از تصمیمات فیفا و بخشی به دلیل تنشهای سیاسی گستردهتر.
فضای کلی مسابقات تحت تأثیر بیثباتی سیاسی جهان قرار داشت و نشان داد که سیاست جهانی چگونه میتواند بر حضور کشورها در ورزش بینالمللی اثر بگذارد.
آرژانتین ۱۹۷۸ – جام جهانی در سایه دیکتاتوری نظامی
جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین یکی از بحثبرانگیزترین دورههای تاریخ این رقابتهاست. کشور در آن زمان تحت حکومت نظامی خشنی بود که به نقض گسترده حقوق بشر متهم شد.
در حالی که ورزشگاهها مملو از جشن بودند، هزاران مخالف سیاسی در زندانها نگهداری میشدند یا «ناپدید» شده بودند. منتقدان معتقد بودند که حکومت از این رویداد برای بهبود چهره بینالمللی خود و پنهان کردن سرکوب داخلی استفاده کرد.
مکزیک ۱۹۸۶ – سیاست پس از زلزله و بحران اجتماعی
مکزیک پس از زلزله ویرانگر سال ۱۹۸۵ میزبان جام جهانی ۱۹۸۶ شد. دولت تلاش کرد از این رویداد برای نشان دادن توان بازسازی و بازگشت ثبات ملی استفاده کند.
اگرچه این مورد مانند فاشیسم یا دیکتاتوری نظامی نمونه مستقیم تبلیغات سیاسی نبود، اما همچنان بهعنوان ابزاری برای پیامرسانی درباره پایداری و احیای کشور به کار رفت.
فرانسه ۱۹۹۸ – هویت ملی و بحث مهاجرت
قهرمانی فرانسه در سال ۱۹۹۸ به موضوعی سیاسی در بحثهای مربوط به هویت ملی و چندفرهنگی بودن کشور تبدیل شد.
ترکیب متنوع تیم ملی—بازیکنانی با ریشههای آفریقایی، کارائیبی و اروپایی—از سوی برخی بهعنوان نماد «فرانسه سیاه-سفید-عرب» و نشانهای از جامعه چندفرهنگی ستایش شد. در مقابل، برخی دیگر آن را بهعنوان نقطه تنش در بحثهای مهاجرت و ادغام اجتماعی میدیدند.
روسیه ۲۰۱۸ – قدرت نرم و مدیریت تصویر
جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه نمونهای مدرن از «قدرت نرم» سیاسی محسوب میشود. روسیه سرمایهگذاری عظیمی در زیرساختها و برندینگ جهانی انجام داد تا تصویری مدرن، کارآمد و مهماننواز از خود ارائه دهد. این موضوع در شرایطی رخ داد که تنشهایی درباره کریمه و جنگ در شرق اوکراین وجود داشت. این رقابتها برای مدتی توجه جهان را از بحرانهای ژئوپلیتیکی به سمت فوتبال منتقل کرد.
قطر ۲۰۲۲ – حقوق کارگران و نظارت جهانی
جام جهانی قطر به دلیل نگرانیهای مربوط به وضعیت کارگران مهاجر، حقوق بشر و روند انتخاب میزبان بهشدت سیاسی شد.
انتقادات بینالمللی بر شرایط کار و محدودیتهای آزادیها تمرکز داشت. در مقابل، قطر تلاش کرد از این رویداد برای ارتقای جایگاه ملی و نمایش روند نوسازی کشور استفاده کند؛ موضوعی که منتقدان آن را نمونهای از «ورزششویی» میدانستند.