البریج کلبی، استراتژیست ارشد ترامپ کیست؟
اعتراف غیرمنتظره مغز متفکر پنتاگون درباره جنگ ایران
البریج کلبی، معاون سیاستگذاری وزارت دفاع آمریکا و یکی از تأثیرگذارترین استراتژیستهای دولت دونالد ترامپ، در گفتوگویی تازه تلاش کرد از راهبرد واشنگتن در قبال جنگ با ایران دفاع کند؛ اما به اعتقاد نویسنده این یادداشت، سخنان او نهتنها نگرانی مخالفان جنگ را برطرف نمیکند، بلکه پرسشهای تازهای نیز درباره آینده این درگیری ایجاد میکند.
به گزارش دیروزبان به نقل از آمریکن کانسرتیو، کلبی که در دولت نخست ترامپ معمار راهبرد «تمرکز بر مهار چین» بود و کتاب مشهور «استراتژی بازدارندگی» را نیز در همین زمینه نوشته است، سالها استدلال میکرد که خلیج فارس نباید اولویت اصلی سیاست خارجی آمریکا باشد و واشنگتن باید از ماجراجوییهای پرهزینه در خاورمیانه فاصله بگیرد. اما اکنون، در جایگاه معاون وزارت دفاع و در میانه جنگ با ایران، ناچار است از سیاست رسمی دولت دفاع کند.
او در گفتوگو با راس داوتات، ستوننویس نیویورکتایمز، کوشید تصویری امیدوارکننده از وضعیت جنگ ارائه دهد؛ هرچند پاسخهایش از نگاه منتقدان چندان قانعکننده نبود.
یکی از مهمترین نگرانیها درباره جنگ، کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکاست. برخی تحلیلگران هشدار دادهاند که ارسال گسترده مهمات به خاورمیانه میتواند آمادگی ارتش آمریکا را در سایر نقاط جهان، بهویژه در برابر چین، تضعیف کند.
اما کلبی این نگرانی را رد کرد و گفت: «این موضوع بزرگنمایی شده است. البته نمیتوانم وارد جزئیات شوم، اما توانمندیهای مهم ما با کمبود مواجه نیست و از این نظر وضعیت خوبی داریم.»
با این حال، نویسنده مقاله معتقد است چنین اظهاراتی به دلیل محرمانه بودن اطلاعات، نمیتواند نگرانی افکار عمومی را برطرف کند. بهویژه آنکه گزارشهایی درباره انتقال بخشی از سامانههای موشکی از شبهجزیره کره به جبهه ایران منتشر شده است. از نگاه نویسنده، اگر دولت واقعا قصد دارد حمایت عمومی از جنگ را افزایش دهد، باید شفافیت بیشتری درباره وضعیت ذخایر تسلیحاتی خود نشان دهد.
موضوع دیگر، مدت زمان جنگ است. کلبی با توصیف این درگیری به عنوان «بنبست» مخالفت کرد، اما توضیح روشنی نیز ارائه نداد. او گفت: «فکر نمیکنم بتوان گفت جنگ در بنبست قرار دارد. دیپلماسی هنوز کنار گذاشته نشده و باید دید در آینده چه اتفاقی میافتد.»
نویسنده مقاله این پاسخ را مبهم توصیف میکند و مینویسد عباراتی مانند «باید صبر کنیم» یا «هنوز مشخص نیست» نمیتواند برای جامعهای که نگران گرفتار شدن در یک جنگ طولانی است، اطمینانبخش باشد.
کلبی همچنین تأکید کرد که راهبرد آمریکا برای موفقیت به زمان بیشتری نیاز دارد. به گفته او، عملیات نظامی تنها بخشی از این راهبرد است و همزمان فشارهای دیپلماتیک، اقتصادی و بازگرداندن تحریمها نیز علیه ایران ادامه خواهد یافت.
اما نویسنده این استدلال را نیز زیر سؤال میبرد. او یادآوری میکند که تحریمها طی سالهای گذشته نتوانستهاند تاثیر داشته باشند و حتی در برخی موارد موجب تقویت اقتصاد ایران شدهاند. بنابراین، تکیه دوباره بر همان ابزارها چندان امیدوارکننده به نظر نمیرسد.
کلبی در دفاع از اهداف جنگ نیز گفت عملیات آمریکا باعث شده برنامه هستهای ایران آسیب ببیند و توانایی این کشور برای اعمال قدرت نظامی در منطقه به میزان قابل توجهی کاهش یابد. به گفته او، نیروی دریایی، نیروی هوایی و بخشهایی از صنایع دفاعی ایران خسارتهای سنگینی دیدهاند، هرچند ایران همچنان از موشکها و پهپادهای خود استفاده میکند.
اما نویسنده معتقد است این دقیقا همان نقطه ضعف راهبرد کنونی است. به باور او، اگر توافق دیپلماتیک پایداری حاصل نشود، آمریکا ناچار خواهد شد بارها و بارها برای تضعیف توان نظامی ایران وارد عمل شود؛ راهبردی که در ادبیات نظامی به «چمنزنی» مشهور است؛ یعنی حملات دورهای برای جلوگیری از بازیابی قدرت طرف مقابل، بدون آنکه مسئله به طور ریشهای حل شود.
او یادآور میشود که پیش از آغاز حملات نظامی، دستیابی به یک توافق دیپلماتیک با ایران امکانپذیرتر بود، اما اکنون که جنگ آغاز شده، انگیزه تهران برای تقویت توان نظامی و بازدارندگی خود بیش از گذشته شده است.
کلبی همچنین حملات ایران به پایگاههای آمریکا در اردن را نشانهای از ادامه تهدید ایران دانست. اما نویسنده در پاسخ میگوید این استدلال نیز چندان قانعکننده نیست، زیرا تقریبا هر کشوری که مورد حمله قرار گیرد، واکنش نظامی نشان میدهد و این نمیتواند بهتنهایی توجیهی برای ادامه جنگ باشد.
در پایان، نویسنده اذعان میکند که دیدگاههای کلبی درباره موضوعاتی مانند اروپا یا سیاستهای کانادا قابل تأمل است، اما در موضوع ایران، آنچه از زبان یکی از مهمترین استراتژیستهای پنتاگون شنیده میشود، چیزی جز درخواست برای «زمان بیشتر»، «فشار بیشتر» و این جمله نیست که «باید منتظر ماند و دید چه میشود». از نگاه او، اگر این بهترین استدلالی است که دولت آمریکا برای ادامه جنگ در اختیار دارد، نمیتواند اعتماد منتقدان و تردیدکنندگان را جلب کند.