راز ناپیدای مجسمه شاه عباس | تندیسی که نیم قرن است در خاک اصفهان پنهان مانده
در میان آثار هنری از دسترفته یا فراموششده ایران معاصر، سرنوشت مجسمه برنزی شاه عباس صفوی یکی از رازآلودترین روایتهاست؛ تندیسی هفتمتری که زمانی در میدان دروازه شیراز اصفهان نصب شده بود، اما پس از انقلاب ۱۳۵۷ برای جلوگیری از تخریب، بهصورت مخفیانه دفن شد و اکنون پس از گذشت نزدیک به پنج دهه، هنوز محل دقیق آن مشخص نیست.
به گزارش دیروزبان، پس از انقلاب اسلامی، برخی شاخههای هنری مانند مجسمهسازی و پیکرهنگاری به دلیل حساسیتهای وقت با محدودیتهای گستردهای روبهرو شدند. در این میان، بسیاری از آثار هنری که در فضاهای عمومی قرار داشتند، بهویژه آثاری که ارتباطی با دوره پهلوی یا نمادهای سلطنتی داشتند، در معرض حذف یا تخریب قرار گرفتند.
مجسمه شاه عباس صفوی یکی از مهمترین نمونههای این دوره بود. این اثر که بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۲ ساخته شد، شاه عباس را سوار بر اسب به تصویر میکشید؛ تندیسی از جنس برنز با ارتفاع حدود هفت متر و وزنی نزدیک به شش تن که در زمان خود یکی از بزرگترین پروژههای مجسمهسازی شهری ایران محسوب میشد.
طراح و سازنده این اثر، ایرج محمدی، مجسمهساز برجسته ایرانی بود که در جوانی پس از شرکت در یک فراخوان ملی، برنده طراحی تندیس شاه عباس شد. او که در سال ۱۳۲۴ در تهران متولد شده بود، ابتدا در رشته ریاضی تحصیل میکرد، اما استعدادش در طراحی باعث شد مسیر زندگیاش تغییر کند و وارد هنرستان هنرهای تجسمی شود. سپس با یادگیری تکنیکهای مجسمهسازی، مسیر حرفهای خود را آغاز کرد.

محمدی پس از ساخت این اثر برای ادامه تحصیل به آکادمی هنرهای زیبای رم رفت؛ دانشگاهی که از معتبرترین مراکز آموزش هنر در جهان به شمار میرود. اما پس از انقلاب به ایران بازگشت؛ دورانی که فعالیت مجسمهسازی با محدودیتهای جدی مواجه شده بود.
در همان سالهای نخست پس از انقلاب، بسیاری از نمادهای مرتبط با حکومت پیشین حذف شدند. البته در برخی موارد، علاقهمندان میراث فرهنگی توانستند برخی آثار را از نابودی نجات دهند؛ مانند سنگ قبر نفیس ناصرالدینشاه که بعدها در کاخ گلستان به نمایش درآمد.
در مورد مجسمه شاه عباس نیز گفته میشود شهردار وقت اصفهان معتقد بود شهری که هنوز مشکلات عمرانی دارد، نیازی به چنین مجسمهای ندارد و این اثر را نمادی از تجملگرایی میدانست. با این حال، یکی از مدیران شهرداری که نگران تخریب این تندیس بود، تصمیم گرفت آن را مخفیانه نجات دهد. به همین دلیل، با حفر گودالی بزرگ، مجسمه هفتمتری را در محلی نامعلوم دفن کردند.
سالها بعد، همزمان با پخش سریال «روشنتر از خاموشی» درباره زندگی شاه عباس صفوی، بار دیگر توجه عمومی به این پادشاه صفوی جلب شد. ایرج محمدی نیز تلاش کرد مجسمه ساختهشده توسط خود را پیدا کند و برای نصب دوباره آن اقدام کند. او به سراغ مدیر سابق شهرداری رفت که محل دفن مجسمه را میدانست، اما این فرد پیش از آنکه اطلاعات لازم را ارائه کند، از دنیا رفت. خانواده او نیز از محل دقیق دفن مجسمه اطلاعی نداشتند.
به این ترتیب، تندیس عظیم شاه عباس همچنان در نقطهای نامعلوم از خاک اصفهان باقی ماند. تنها احتمالی که مطرح شده، دفن آن در یکی از پادگانهای اطراف شهر است؛ اما هیچکس نمیداند کدام پادگان و دقیقا کجا.
سرنوشت هنری ایرج محمدی نیز پس از انقلاب کمچالش نبود. او سالها به دلیل محدودیتهای موجود در مجسمهسازی خانهنشین شد و حتی برای تأمین زندگی به ساخت شومینههای خانگی روی آورد. پس از حدود ۱۵ سال، امکان فعالیت دوباره برای او فراهم شد و نخستین مجسمه فیگوراتیو پس از انقلاب را با موضوع رفتگرانی ساخت که هنگام انجام وظیفه جان خود را از دست داده بودند.
سالها بعد، او مجسمه کاوه آهنگر را برای میدان دروازه شیراز اصفهان ساخت؛ اثری که پس از انتقاد برخی مقامات، مدتی از میدان جمعآوری شد و سرانجام پس از ۱۵ سال دوباره نصب شد. همچنین در سال ۱۴۰۴، ایرج محمدی در همکاری با پسرش دهقان محمدی، ساخت مجسمه عظیم آرش کمانگیر برای میدان ونک تهران را بر عهده گرفت.
سرگذشت مجسمههای شاه عباس، کاوه آهنگر و آرش کمانگیر، در کنار زندگی هنری ایرج محمدی، روایتی از فراز و فرود رابطه میان هنر، سیاست و نمادهای ملی در ایران معاصر است؛ نمادهایی که گاه کنار گذاشته شدهاند و گاه در مقاطع خاص، دوباره مورد توجه قرار گرفتهاند.