همه دخترانِ عاشقان هیتلر
چگونه یک دیکتاتور برای میلیونها زن به «مردی جذاب» تبدیل شد؟
وقتی ارنست هانفشتانگل، دوست و حامی آدولف هیتلر، برای نخستینبار او را در دهه ۱۹۲۰ دید، هیتلر در نظرش «مثل آرایشگر محلهای بود که روز تعطیلش را میگذراند». یکی دیگر از اعضای حلقه نزدیک او نیز در خفا گفته بود رهبر نازیها از نظر ظاهری شبیه «پیشخدمت ارشد رستورانی در ایستگاه قطار یک شهر کوچک» است.
به گزارش دیروزبان، حتی آگوست کوبیزک، دوست دوران جوانی هیتلر در وین، او را فردی ازپاافتاده و بیجاذبه توصیف کرده بود. با این حال، کوبیزک در خاطراتش در سال ۱۹۵۳ نوشت که هیتلر با وجود لباسهای ساده، رفتار سرد و خویشتندارش، آنقدر مورد توجه زنان قرار میگرفت که گاهی یکی از آنها هنگام عبور از کنار او سرش را برمیگرداند.
این مشاهدات پرسشی را مطرح میکند که همچنان ذهن تاریخپژوهان را درگیر کرده است: چگونه مردی گوشهگیر، کمحرف و به ظاهر ناتوان در روابط عاطفی، با آن سبیل معروف، به چهرهای تبدیل شد که زنان بسیاری شیفتهاش شدند؟
پس از آنکه هیتلر در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ صدراعظم آلمان شد و خود را به عنوان «پیشوا» معرفی کرد، این پدیده آشکارتر شد. تصاویر و فیلمهای آن دوران نشان میدهد برخی زنان هنگام عبور خودرو هیتلر از میان جمعیت، به حالتی هیجانی و حتی هیستریک میرسیدند.
«پیشوا» و زنان
رابطه هیتلر با زنان پیچیده بود. بدون حمایت زنان و بهویژه آرای آنها، حزب نازی نمیتوانست به قدرت برسد. هیتلر در عین مخالفت شدید با برابری زنان، در چارچوب ایدئولوژی نازی به آنها نقشهایی مشخص داده بود.
دختران نوجوان در «اتحادیه دختران آلمانی» برای نخستینبار فرصتهایی برای فعالیت خارج از خانواده پیدا میکردند. زنان نیز در سازمانهای زنان نازی، فعالیتهای حزبی، امور رفاهی و اقتصاد جنگی مشارکت داشتند.
با این حال، به نظر میرسد بخشی از شیفتگی زنان به هیتلر جنبه جنسی نیز داشت. مارتا شاد، تاریخنگار، نوشته است برخی زنان حاضر بودند برای او فرزند به دنیا بیاورند و حتی همراه او به استقبال مرگ بروند.
آدیلِ شیرین و «عزیزترینم
پس از جنگ جهانی دوم، حدود هشت هزار نامه از زنان شیفته هیتلر پیدا شد. ویلیام سی. امکر، افسر آمریکایی، این نامهها را در ویرانههای صدراعظمی آلمان پیدا کرد و به نیویورک برد.
عبارتهایی مانند «پیشوای محبوب من»، «عزیزترین هرتسلِ من»، «آدیلِ شیرین» و «عزیزترینم» در این نامهها فراوان بود.
یکی از زنان از هیتلر عذر خواسته و نوشته بود اگر او را ناراحت کرده، امیدوار است به اردوگاه کار اجباری فرستاده نشود. در موردی دیگر، زنی که بارها برای هیتلر نامه نوشته بود، به دلیل این مکاتبات در یک مرکز روانپزشکی بستری شد؛ مرکزی که بعدها به محل مرگ بسیاری از قربانیان برنامه کشتار معلولان نازی تبدیل شد.
برخی نامهها حتی صریحتر بودند. یکی از زنان هیتلر را «آدولف کوچولوی شیرین» خطاب کرده و برایش بوسه فرستاده بود. زن دیگری نیز با لحنی کاملا جنسی از علاقه خود به او نوشته بود.
جذابیت قدرت
اما چرا هیتلر، با ظاهر و رفتار سرد و غیرصمیمیاش، چنین واکنشی ایجاد میکرد؟ هلم اشتیرلین، روانکاو آلمانی، احتمال داده بود که همین ترس هیتلر از صمیمیت، او را برای برخی زنان جذاب میکرد. شاید رفتار ناشیانه و ناتوانی ظاهری او در روابط انسانی نیز نوعی میل به مراقبت و «مادری کردن» را در زنان برمیانگیخت.
در مقابل، نویسنده بریتانیایی، فیل کارادیس، معتقد است جذابیت هیتلر بیش از ظاهرش، به هاله قدرتی مربوط بود که اطراف او شکل گرفته بود. او قدرت و کنترل را به نمایش میگذاشت و برای برخی زنان، این تصور میتوانست با نیاز به امنیت و محافظت پیوند بخورد.
البته هیتلر در عمل محافظ خوبی نبود. رژیم او زنان را به خانهنشینی و فرزندآوری برای «رایش» تشویق میکرد. آرایش، دامن کوتاه و کفش پاشنهبلند ناپسند شمرده میشد و حضور زنان در مشاغل تخصصی و عرصه عمومی کاهش یافت.
زنان؛ بیش از شیفتگی شخصی
پژوهشهای تاریخی نشان میدهد حمایت زنان از نازیها تنها ناشی از جذابیت هیتلر نبود. بسیاری از زنان به دلایل سیاسی و اجتماعی نیز جذب جنبش نازی شدند. آنها برای نیروهای اسآ و دیگر سازمانهای نازی لباس و پرچم میدوختند، آشپزخانههای عمومی راه میانداختند و از اعضای زخمی یا نیازمند این گروهها حمایت میکردند.
برخی تاریخپژوهان معتقدند همین فعالیتها به زنان احساس نقشآفرینی و تأثیرگذاری میداد. تبلیغات نازی هیتلر را فردی زاهد و فداکار نشان میداد که تمام زندگی خود را وقف آلمان کرده است. اما واقعیت متفاوت بود. هیتلر از سالها پیش به تأثیر خود بر زنان پی برده و از این شیفتگی در مسیر رسیدن به قدرت استفاده میکرد.
او معمولا زنان را با عباراتی مانند «بانوی محترم» یا «کودک عزیز من» خطاب میکرد و بهویژه به زنان بسیار جوان یا زنان مسنتر علاقه نشان میداد. برخی از آنها برای او نقش مادرانه داشتند و برخی دیگر به ایجاد ارتباطات اجتماعی و سیاسی کمک میکردند.
از جمله هلنه بکشتاین، همسر یکی از وارثان خاندان معروف سازندگان پیانو، که در اوایل دهه ۱۹۲۰ از حامیان هیتلر شد. او لباس پوشیدن در محافل اشرافی و حتی شیوه خوردن غذاهای رسمی را به هیتلر آموزش داد و برایش در میان محافل صنعتی و ثروتمند آلمان ارتباط ایجاد کرد. در سال ۱۹۲۴ نیز زمانی که هیتلر پس از کودتای نافرجامش در زندان لاندسبرگ بود، خود را مادرخوانده او معرفی کرد تا بتواند به دیدنش برود.