خشک شدن دریای خزر هم تقصیر روسیه است | تحقیقات تازه فاش کرد
تا همین چند سال پیش، وقتی از کاهش سطح دریای خزر یا کاسپین سخن گفته میشد، نگاه غالب به سمت چرخههای طبیعی بارش و تبخیر میرفت؛ اینکه دریا در دورههایی بالا میآید و در دورههایی پایین مینشیند، و اکنون نیز گرمایش زمین و افزایش تبخیر، این روند را تشدید کرده است.
به گزارش دیروزبان، اما مطالعات جدید تصویر پیچیدهتر و نگرانکنندهتری را پیش رو گذاشتهاند: بخش بزرگی از این عقبنشینی، نه فقط حاصل اقلیم، بلکه نتیجه مستقیم کاهش جریان و افزایش برداشت از رود ولگا در روسیه است؛ رودخانهای که ستون فقرات تغذیه کاسپین به شمار میرود.
ولگا؛ شریان اصلی کاسپین
ولگا بزرگترین رود اروپا و مهمترین منبع ورودی آب به دریای خزر است. بنا بر برآوردهای رایج، بیش از ۸۵ درصد آب ورودی به کاسپین از همین رود تامین میشود. به همین دلیل هر تغییری در رژیم آبدهی ولگا، بهسرعت در تراز آب دریای خزر منعکس میشود. اگر پیشتر تصور میشد که کاهش سطح دریا عمدتا ناشی از نوسانات طبیعی و گرمایش جهانی است، اکنون روشن شده که مدیریت آب در حوضه ولگا و سدسازیها، برداشتهای صنعتی و کشاورزی، و تغییرات انسانی در مسیر این رود نقش تعیینکنندهتری پیدا کردهاند.
در چنین شرایطی، گزارشهایی که سهمی نزدیک به ۶۰ درصد از افت سطح دریا را به کاهش جریان و افزایش برداشت از ولگا نسبت میدهند، عملا معادله را تغییر میدهند. یعنی مسئله فقط «کاهش بارش» یا «افزایش دما» نیست؛ بلکه پای تصمیمات انسانی، مداخلههای مهندسی و سیاست آبی روسیه نیز در میان است.
ضربه مستقیم به ایران
برای ایران، این بحران صرفا یک موضوع محیطزیستی نیست؛ یک تهدید اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی است. پایین رفتن سطح آب خزر، نخست تالابهای شمال کشور را تحت فشار قرار میدهد. تالابهای گرگان و انزلی از جمله آسیبپذیرترین مناطقاند؛ جاهایی که در اثر کاهش تراز آب، افت کیفیت اکوسیستم، افزایش شوری، رسوبگذاری، کاهش تنوع زیستی و اختلال در چرخه تغذیه آبزیان، بهتدریج کارکرد طبیعی خود را از دست میدهند.
این بحران، تنها به تالابها محدود نمیشود. سواحل ایران در خزر که بخشی از آنها محل گردشگری، صید، فعالیتهای بندری و سکونتهای محلی هستند، با پسروی آب دچار تغییرات جدی میشوند. در برخی نقاط، فاصله خط ساحلی تا تأسیسات و مراکز تفریحی افزایش مییابد، اسکلهها با مشکل دسترسی روبهرو میشوند و هزینه حفظ و توسعه زیرساختهای آبی بالا میرود. برای صیادان نیز ماجرا ساده نیست: تغییر زیستگاه ماهیان، افت ذخایر آبزی و اختلال در مسیرهای صید، معیشت هزاران خانواده را تهدید میکند.
بحرانی فراتر از محیطزیست
کاهش سطح کاسپین، بهویژه اگر ریشه آن در سیاستهای آبی بالادست باشد، دیگر فقط یک معضل اقلیمی نیست؛ به مسئلهای ژئوپلیتیکی تبدیل میشود. اینجا جایی است که مناسبات قدرت، منافع ملی و ابزارهای فشار وارد صحنه میشوند. روسیه که در بسیاری از معادلات منطقهای، از انرژی تا امنیت و حملونقل، بازیگر اصلی است، در موضوع کاسپین نیز موقعیتی دارد که میتواند بر منافع ساحلی دیگر کشورها اثر بگذارد.
در نگاه منتقدان، کاهش سطح آب خزر برای ایران صرفا یک خسارت طبیعی نیست، بلکه در بستر نابرابری قدرت، به تضعیف تدریجی حقوق و منافع ایران در این پهنه آبی نیز منجر میشود. وقتی دریا عقب مینشیند، خطوط ساحلی، دسترسیها، امکانات بندری، و حتی برداشتهای حقوقی و عملی از پهنه آبی دستخوش تغییر میشوند. در چنین فضایی، هرچه تراز آب پایینتر برود، دغدغههای ایران درباره سهم عملی، دسترسی، و حفاظت از منافعش بیشتر میشود.
کارت ایران در بازیهای سیاسی
به این معادله باید یک لایه حساستر هم افزود: استفاده از موقعیت ایران بهعنوان کارت سیاسی در معادلات منطقهای. روسیه در سالهای اخیر نشان داده که در پروندههای مختلف، از همکاری گرفته تا فشار، از ابزارهای متنوع برای پیشبرد منافعش بهره میبرد. در موضوع خزر نیز، این نگرانی وجود دارد که مسائل فنی و محیطزیستی بهراحتی در مدار چانهزنیهای سیاسی قرار گیرند؛ چانهزنیهایی که در آن، منافع ایران ممکن است در اولویتهای پایینتر قرار گیرد.
هشدار برای آینده
دریای کاسپین امروز فقط یک پهنه آبی در حال عقبنشینی نیست؛ آینهای از بحرانهای درهمتنیده اقلیمی، مدیریتی و سیاسی است. اگر روند کنونی ادامه یابد، ایران با مجموعهای از پیامدهای زنجیرهای روبهرو خواهد شد: تضعیف تالابها، آسیب به شیلات، افزایش هزینههای ساحلی، اختلال در زیستبوم، و کاهش توان کشور در بهرهبرداری پایدار از شمال.
در چنین شرایطی، لازم است نگاه به خزر از سطح توصیفهای کلی درباره «گرمایش زمین» فراتر برود. مسئله، هم به اقلیم مربوط است و هم به سیاست آب در روسیه، ساختار مدیریت حوضه ولگا، و توان دیپلماسی محیطزیستی ایران. خزر در حال پسنشینی است، اما اگر پاسخها همچنان پراکنده و دیرهنگام بمانند، چیزی که عقب مینشیند فقط آب نخواهد بود؛ منافع، اکوسیستم و آینده ساحل ایران نیز عقب خواهد رفت.