هزینه توهمات ترامپ! | چرا فشار نظامی علیه ایران نتیجه نداد؟
تصمیم دولت دونالد ترامپ برای حمایت از حملات نظامی علیه ایران، با این فرض کلیدی اتخاذ شد که فشار نظامی سریع و سنگین میتواند تهران را وادار به عقبنشینی کند.
به گزارش دیروزبان به نقل از فارین پالیسی، اما تحولات میدانی و واکنشهای سیاسی نشان میدهد که این محاسبه، دستکم تا اینجا، با واقعیتهای منطقهای همخوانی نداشته است. به نظر میرسد واشینگتن نهتنها میزان تابآوری ایران، بلکه پویایی پیچیده میان ایران، اسرائیل و بازیگران منطقهای را دستکم گرفته است.
توهم فروپاشی سریع
این رسانه در یادداشتی تحلیلی مینویسد: در قلب این استراتژی، این باور قرار داشت که ضربات محدود اما دقیق میتواند هزینههای ادامه تنش را برای ایران آنقدر بالا ببرد که تهران راهی جز عقبنشینی نداشته باشد. تجربههای پیشین، از جمله تحریمهای حداکثری، ظاهرا این ذهنیت را تقویت کرده بود که فشار خارجی نهایتا شکافهای داخلی ایران را فعال میکند. اما آنچه رخ داد، خلاف این انتظار بود: بهجای تضعیف انسجام داخلی، حملات خارجی بار دیگر گفتمان «مقاومت» را در سیاست ایران تقویت کرد.
واکنشی فراتر از پیشبینیها
ایران بهجای پاسخ نمادین یا محدود، دامنه واکنش خود را گسترش داد؛ از حملات موشکی و پهپادی تا فعالسازی شبکه متحدان منطقهای. این واکنشها پیام روشنی داشت: تهران حاضر است هزینههای بیشتری را بپذیرد تا نشان دهد بازدارندگیاش از بین نرفته است. همین موضوع باعث شد بحران بهجای فروکش کردن، وارد مرحلهای فرسایشی شود؛ مرحلهای که کنترل آن برای همه طرفها دشوارتر است.
اسرائیل و منطق تشدید
در این میان، نقش اسرائیل نیز تعیینکننده بوده است. تلآویو حملات را بخشی از راهبرد بلندمدت برای مهار ایران میداند و بر این باور است که تعلل، تهدیدها را انباشتهتر میکند. اما همزمان، هر موج جدید حملات، احتمال ورود بازیگران دیگر و گسترش جغرافیای درگیری را افزایش میدهد. این همان نقطهای است که محاسبات کوتاهمدت میتواند به هزینههای بلندمدت بدل شود.
این رسانه مدعی است یکی از نقاط ضعف اصلی سیاست آمریکا، ناهماهنگی در هدفگذاری است. گاهی سخن از مهار برنامه هستهای به میان میآید، گاهی از برنامه موشکی و گاهی نیز اشاراتی به تغییر رفتار یا حتی تغییر نظام سیاسی ایران شنیده میشود. این ابهام، نهتنها پیام روشنی به تهران مخابره نمیکند، بلکه متحدان آمریکا را نیز در مورد مقصد نهایی این استراتژی دچار تردید میسازد.
آیندهای پرهزینه
آنچه اکنون در حال شکلگیری است، نه یک پیروزی سریع وعده داده شده، بلکه یک بنبست پرهزینه است. ادامه این مسیر میتواند به افزایش حملات متقابل، فشار بیشتر بر اقتصاد جهانی و تضعیف موقعیت دیپلماتیک آمریکا منجر شود. تجربه نشان داده است که در خاورمیانه، محاسبه اشتباه درباره آستانه تحمل بازیگران، اغلب به بحرانهایی منتهی میشود که مهار آنها بهمراتب دشوارتر از آغازشان است.
در نهایت، پرسش اصلی این است: آیا واشینگتن حاضر خواهد شد پیش از آنکه هزینهها غیرقابل بازگشت شوند، در محاسبات خود بازنگری کند، یا اینکه منطقه بار دیگر وارد چرخهای از تشدید تنش خواهد شد که پایان آن نامعلوم است؟