پیشنهاد جنجالی اندیشکده آمریکایی: توافق عدم تجاوز میان ایران و اسرائیل
پس از ماهها تنش دیپلماتیک و درگیریهای نظامی، ایالات متحده و ایران سرانجام جنگ را متوقف کرده و یک یادداشت تفاهم امضا کردهاند. اما پرسش اصلی این است که آیا این توافق موقت میتواند به صلحی پایدار در منطقه منجر شود یا تنها وقفهای کوتاه در چرخه بحرانهای خاورمیانه خواهد بود.
به گزارش دیروزبان به نقل از پایگاه ریسپانسیبل استیت کرفت، نویسندگان این تحلیل معتقدند که حل مسائل فنی مربوط به برنامه هستهای ایران و تردد کشتیها در تنگه هرمز تنها بخشی از ماجراست. برای دستیابی به ثبات بلندمدت، باید ریشههای اصلی تنش در منطقه، بهویژه دشمنی میان ایران و اسرائیل، مورد توجه قرار گیرد! از نگاه آنان، یک «توافق بزرگ» باید محدودیتهای هستهای ایران را با ایجاد یک معماری امنیتی جدید در منطقه پیوند بزند؛ معماریای که شامل توافق عدم تجاوز میان ایران و اسرائیل و همچنین میان اسرائیل، لبنان و سوریه باشد.
به باور نویسندگان، موفقیت مذاکرات نیازمند فاصله گرفتن از «دیپلماسی مبتنی بر فشار» و حرکت به سمت سازوکاری است که به همه طرفها امکان حفظ آبرو و منافع حیاتیشان را بدهد. در ادبیات مذاکره از این رویکرد با عنوان «پل طلایی» یاد میشود؛ مسیری که امکان مصالحه را بدون تحقیر یا احساس شکست فراهم میکند.
بیشتر بخوانید:
چگونه توافق با ایران، زمینه را برای درگیری بیشتر فراهم میکند
چرا جیدی ونس برای مذاکره با ایران در یک استراحتگاه لوکس سوئیسی بود؟
یادداشتهای عاشقانه دستیار بلوند کاخ سفید در «فضاهای خصوصی» برای ترامپ
یکی از نخستین گامها در توافق فعلی، بازگشایی تنگه هرمز از سوی ایران است. با این حال تهران بعید است کنترل راهبردی خود بر این آبراه حیاتی را کنار بگذارد. بر اساس مفاد یادداشت تفاهم، ایران قرار است همراه با عمان و دیگر کشورهای خلیج فارس درباره مدیریت مشترک تنگه هرمز گفتوگو کند. این موضوع نشان میدهد که تهران آماده همکاری منطقهای است، اما نه به قیمت واگذاری حاکمیت خود. در مقابل، ایران امیدوار است چنین ترتیباتی درآمد اقتصادی ایجاد کرده و فشار تحریمها را کاهش دهد.
نویسندگان این تحلیل پیشنهاد میکنند برای تشویق ایران به تغییر محاسبات راهبردی خود، صندوقی منطقهای برای کمکهای بشردوستانه، بازسازی و حفاظت زیستمحیطی خلیج فارس ایجاد شود. در همین راستا، یادداشت تفاهم نیز از تدوین برنامهای اقتصادی به ارزش دستکم ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه ایران سخن میگوید. به اعتقاد آنان، مشوقهای اقتصادی نقشی اساسی در موفقیت این روند خواهند داشت.
پیشنهاد دیگر، ایجاد سازوکاری تحت نظارت سازمان ملل برای دریافت عوارض محدود از صادرات نفت، گاز و کودهای شیمیایی عبوری از تنگه هرمز است. این طرح میتواند سالانه دهها میلیارد دلار درآمد ایجاد کند و منابع مالی لازم برای توسعه و ثبات منطقه را فراهم سازد، بدون آنکه اختلال جدی در بازارهای جهانی انرژی به وجود آورد.
در حوزه هستهای، نویسندگان بر این باورند که ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران باید به سطح ۳.۶۷ درصد، مناسب برای سوخت نیروگاههای هستهای، کاهش یابد. همچنین آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید دسترسی گستردهتری برای بازرسی از تأسیسات مورد نظر خود داشته باشد. از سوی دیگر، آنها پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم منطقهای انرژی هستهای را مطرح میکنند که فعالیتهای مربوط به چرخه سوخت را تحت نظارت مشترک کشورهای منطقه مدیریت کند.
این تحلیل تأکید میکند که ایران برنامه هستهای خود را بهعنوان ابزاری بازدارنده در برابر حملات احتمالی آینده میبیند. بنابراین بعید است با نابودی کامل زیرساختهای هستهای غیرنظامی خود موافقت کند. به همین دلیل، هر توافق واقعبینانه باید حق ایران برای برخورداری از برنامه هستهای صلحآمیز را در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای به رسمیت بشناسد و تمرکز اصلی را بر شفافیت و راستیآزمایی قرار دهد، نه بر برچیدن کامل تأسیسات.
نویسندگان همچنین معتقدند جنگ اخیر محدودیتهای قدرت آمریکا را آشکار کرده است. در نتیجه، کشورهای موسوم به «قدرتهای میانی» مانند ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان، عمان، قطر و مصر نقش پررنگتری در مدیریت بحرانهای منطقهای پیدا کردهاند. آنها پیشنهاد میکنند یک میز مذاکره دائمی منطقهای با دبیرخانه ثابت تشکیل شود تا کشورهای منطقه خود مسئولیت بیشتری در حفظ امنیت و حل اختلافات بر عهده بگیرند.
در نهایت، این تحلیل تأکید میکند که بدون مشارکت ایران و اسرائیل دستیابی به ثبات پایدار ممکن نیست، اما ورود مستقیم دو طرف به چنین ساختاری نیازمند زمان و دیپلماسی محتاطانه خواهد بود. به باور نویسندگان، توافق فعلی فرصتی ارزشمند برای توقف چرخه خشونت ایجاد کرده است. اکنون همه چیز به این بستگی دارد که آیا بازیگران اصلی حاضرند از منطق تقابل فاصله گرفته و به سمت منافع مشترک حرکت کنند یا خیر. در غیر این صورت، منطقه بار دیگر به چرخه انتقامجویی، تشدید بحران هستهای و بیثباتی بازخواهد گشت.