رواشناسان میگویند چیزی به نام «روانپریشی» وجود ندارد!
مفهوم «روانپریشی» یا سایکوپاتی سالهاست در روانشناسی، رسانهها و فرهنگ عمومی مورد توجه قرار دارد.
به گزارش دیروزبان، معمولا افراد دارای این ویژگی بهعنوان کسانی توصیف میشوند که فاقد همدلی هستند، احساس گناه ندارند، رفتارهای فریبکارانه از خود نشان میدهند و ممکن است تمایل بیشتری به رفتارهای ضد اجتماعی داشته باشند. اما اکنون برخی پژوهشگران و متخصصان روانشناسی معتقدند شاید اساسا «سایکوپاتی» بهعنوان یک اختلال مشخص و مستقل وجود خارجی نداشته باشد و برداشت رایج ما از آن نیازمند بازنگری جدی باشد.
در سالهای طولانی، بسیاری از متخصصان تلاش کردهاند سایکوپاتی را بهعنوان یک دسته تشخیصی مجزا تعریف کنند؛ یعنی وضعیتی که بتوان افراد را بهروشنی در دو گروه «دارای سایکوپاتی» و «فاقد سایکوپاتی» قرار داد. اما پژوهشهای جدید این دیدگاه را زیر سؤال بردهاند. شواهد رو به افزایش نشان میدهد ویژگیهایی که معمولا به سایکوپاتی نسبت داده میشوند، بیشتر بهصورت طیفی در میان انسانها توزیع شدهاند تا اینکه یک اختلال کاملا مستقل باشند.
بیشتر بخوانید:
مردانِ امروز به زنان مسنتر علاقمند میشوند | شوگر مامی از مُد به علاقه تبدیل شد؟
چگونه پدر شدن ذهن مردان را تغییر میدهد؟
«طلاق خواب»؛ آیا جدا خوابیدن زوجها کیفیت رابطه را بهبود میدهد؟
به بیان دیگر، ویژگیهایی مانند کاهش همدلی، تمایل به ریسک، خودمحوری، بیپروایی، سلطهطلبی یا رفتارهای دستکاریکننده ممکن است در درجات مختلف در بسیاری از افراد وجود داشته باشد. در این نگاه، تفاوت میان افراد بیشتر به شدت و ترکیب این ویژگیها مربوط است، نه به وجود یا عدم وجود یک بیماری مجزا.
منتقدان مفهوم سنتی سایکوپاتی همچنین معتقدند این برچسب میتواند پیامدهای منفی داشته باشد. هنگامی که فردی «سایکوپات» نامیده میشود، ممکن است این تصور ایجاد شود که او ذاتا خطرناک، غیرقابل تغییر یا فاقد ظرفیت اصلاح است. چنین برداشتهایی میتواند بر تصمیمهای قضایی، پزشکی و اجتماعی اثر بگذارد و حتی باعث انگزنی شود.
از سوی دیگر، برخی متخصصان هشدار میدهند که حذف کامل این مفهوم نیز ممکن است مشکلاتی ایجاد کند. آنها استدلال میکنند که برخی الگوهای شخصیتی و رفتاری واقعا وجود دارند و شناسایی آنها میتواند در ارزیابی خطر، درمان و پیشبینی برخی رفتارها مفید باشد.
بر اساس دیدگاه جدید، شاید بهتر باشد بهجای تمرکز بر یک برچسب کلی، بر ویژگیهای خاص افراد توجه شود. بهجای پرسش «آیا این فرد سایکوپات است؟»، شاید پرسش دقیقتر این باشد: «این فرد چه ترکیبی از ویژگیهای شخصیتی، هیجانی و رفتاری را نشان میدهد؟»
این تغییر نگرش میتواند به درک دقیقتر رفتار انسان کمک کند. بهجای دستهبندیهای سخت و قطعی، پژوهشگران پیشنهاد میکنند شخصیت انسان بهعنوان مجموعهای پیچیده و پیوسته از ویژگیها دیده شود؛ ویژگیهایی که میتوانند در افراد مختلف با شدت و شکلهای متفاوت ظاهر شوند.