تسویه‌حساب سیاسی یا نقض تعهدات حرفه‌ای؟

پشت پرده برکناری نوید محمدزاده | ماجرا به فلسطین ارتباطی ندارد!

ماجرای حذف ناگهانی نوید محمدزاده از پروژه بزرگ و پرحاشیه تئاتر ارکسترال «آرش» در آستانه آغاز اجراها، به یکی از داغ‌ترین مناقشات روز جامعه هنری بدل شده است.

پشت پرده برکناری نوید محمدزاده |  ماجرا به فلسطین ارتباطی ندارد!

به گزارش دیروزبان، این رویداد که تنها به فاصله کوتاهی از موضع‌گیری صریح و خبرساز این بازیگر در حمایت از مردم فلسطین رقم خورد، موجی از تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های متضاد را در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی به راه انداخته است؛ تقابلی آشکار میان روایت «بایکوت عقیدتی» از یک سو و ادعای «قانون‌مداری حرفه‌ای» از سوی دیگر.

از هالیوود تا تئاتر ایران؛ الگوی بایکوت یا تقارن زمانی؟

بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران فرهنگی، خروج ناگهانی این ستاره سینما و تئاتر را در امتداد رفتارهای قهری و بایکوت‌های آشنای دنیای هنر ارزیابی کردند؛ نمونه‌ای شبیه به آنچه چهره‌هایی چون مارک رافالو در هالیوود پیرامون هزینه‌زایی مواضع ضداسرائیلی و قرار گرفتن نام هنرمندان در لیست‌های سیاه مطرح کرده بودند. از این منظر، کنار گذاشته شدن محمدزاده پس از ماه‌ها تمرین فشرده، نشانه‌ای از تسلیم تیم تولید در برابر فشارهای سازمان‌یافته مجازی، کمپین‌های تحریم تئاتر و حملات کاربران شبکه‌های اجتماعی قلمداد شد.

حامیان این رویکرد معتقد بودند طرح اولیه مسائلی چون «مطالبه مخاطبان» یا «مشکلات شخصی بازیگر»، بهانه‌هایی لحظه‌آخری برای سرپوش گذاشتن بر فشارهای بیرونی و هراس از تبعات مالی تحریم فروش بلیت‌ها بوده است.

واکنش تند سازندگان؛ رد ادعای بایکوت عقیدتی

در سوی دیگر این مناقشه، روابط‌عمومی پروژه تئاتر ارکسترال «آرش» با انتشار بیانیه‌ای رسمی، قاطعانه هرگونه ارتباط میان این تصمیم و مواضع سیاسی یا اظهارنظر محمدزاده پیرامون حمایت از فلسطین را تکذیب کرد. تیم تولید اثر تأکید کرد که علت اصلی کنار گذاشتن این چهره، مسائلی کاملا صنفی، حقوقی و درون‌پروژه‌ای بوده است.

طبق اعلام سازندگان نمایش، «نقض مکرر تعهدات قراردادی»، «بروز رفتارهای غیرحرفه‌ای» و در نهایت «ایجاد اخلال در روند منظم تمرینات» در روزهای منتهی به اجرا، ادامه همکاری با این بازیگر را عملا غیرممکن ساخته است. از دیدگاه گروه کارگردانی و تهیه‌کنندگی، پایبندی به دیسیپلین تئاتری و احترام به نظم گروهی بر هر نام و جایگاه فردی ارجحیت دارد و تقلیل دادن اختلافات حرفه‌ای به ماجراهای سیاسی، تحریف واقعیت‌های حاکم بر پلاتوی تمرین است.

 قطبی‌شدگی هنر و آزمون نهادهای ناظر

روزنامه فرهیختگان در این باره می‌نویسد؛ با وجود توضیحات ارائه‌شده از سوی بانیان نمایش، شکاف میان روایت سازندگان و برداشت افکار عمومی همچنان عمیق است. هم‌زمانی این تصمیم انضباطی با موج شدید حملات مجازی و بایکوت شبکه‌های اجتماعی، تشخیص مرز میان «اخراج حرفه‌ای» و «عقب‌نشینی در برابر فشارهای سایبری» را برای ناظران دشوار کرده است.

این پرونده بار دیگر نشان داد که فضای فرهنگی کشور تا چه اندازه تحت تأثیر دوقطبی‌های کاذب، هجمه‌های الگوریتمی و بحران نبود شفافیت در قراردادها و مناسبات کاری قرار دارد. در چنین فضایی، سکوت یا انفعال نهادهای متولی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه تئاتر، نه‌تنها به حل ابهامات کمکی نمی‌کند، بلکه امنیت شغلی هنرمندان از یک سو و حقوق حقوقی گروه‌های تولید را از سوی دیگر با چالش‌های جدی و پایدار روبه‌رو می‌سازد.

ارسال نظر