ماجرای آهنگ عاشقانهای که سیاسی شد
زندگی مرموز خواننده ترانه «مرا ببوس»؛ او به کجا فرار کرد؟
در ۱۹ اسفند ۱۳۵۴، روزنامه اطلاعات با انتشار عکسی از حسن گلنراقی در کنار یک اسب، تیتر کنجکاویبرانگیزی زد: «خواننده مرا ببوس به کجا فرار کرده است؟»
به گزارش دیروزبان، زیر عکس نیز با لحنی طنزآمیز نوشته بود: «خواننده مرا ببوس به اتفاق اسبش.» روزنامه در آن گزارش اعتراف کرده بود که حتی خبرنگاران هم خبری از این خواننده ندارند؛ مردی که پس از شهرت افسانهای یک ترانه، ناگهان از دنیای موسیقی ناپدید شده بود.
گلنراقی برخلاف بسیاری از خوانندگان همدورهاش، علاقهای به شهرت نداشت. پس از پایان تحصیلات متوسطه، به کار خانوادگی در بازار تهران روی آورد و در سرای بلورفروشان به خریدوفروش بلور و چینی عتیقه پرداخت. خودش بعدها گفته بود که میخواست صدای «مرا ببوس» در خاطره مردم باقی بماند و نمیخواست با اجرای ترانههای دیگر، آن خاطره را تغییر دهد.
پیش از «مرا ببوس»، او ترانه «دل دارم، قلوه دارم» را نیز خوانده بود که در فیلم «ماجرای زندگی» مورد توجه قرار گرفت، اما هیچیک از این آثار به اندازه «مرا ببوس» سرنوشت او را تغییر نداد.
ترانهای میان عشق و سیاست
«مرا ببوس» شعر حیدر رقابی، معروف به «هاله»، و ساخته مجید وفادار بود؛ ترانهای که سالها با کودتای ۲۸ مرداد و اعدام افسران حزب توده گره خورده بود. شایعهای قدیمی میگفت این شعر در آستانه اعدام یکی از افسران سیاسی سروده شده است، اما روایتهای مستندتر نشان میدهد ماجرای ساخت آن پیچیدهتر از این افسانه است.
بیشتر بخوانید:
شکایت لیلا فروهر علیه جوان پیراهن دوز | اتهام؟ حرکات عاشقانه!
اگر رامش به تقاضای خواستگاری من پاسخ مثبت ندهد به خواستگاری «شهره» میروم!
نامزدهای جوان سینما از غصه بیماری یکدیگر مریض شدند! | عکس
هایده: من غمگینترین خواننده دنیا هستم» | گفتوگویی صریح از عشق، اعتماد و تراژدی
وفادار بعدها توضیح داد که ملودی این قطعه برای فیلم «اتهام» ساخته شد؛ فیلمی که در سال ۱۳۳۵ روی پرده رفت. در آن فیلم، ترانه با صدای خوانندهای به نام پروانه اجرا شد و ژاله علو آن را لبخوانی کرد. با این حال، قطعه در آن زمان به شهرت گستردهای نرسید.
چند سال بعد، اجرای حسن گلنراقی در رادیو همهچیز را تغییر داد. درباره چگونگی ورود او به این ترانه دو روایت وجود دارد؛ در یکی، گلنراقی در استودیوی رادیو با پرویز یاحقی آشنا شد و قطعه را زمزمه کرد و اجرای او بدون اطلاع قبلی ضبط شد. روایت دیگر میگوید شعر از طریق پوران وفادار به گلنراقی رسید و او در یک محفل خصوصی آن را اجرا کرد.
هرچه بود، صدای گرم گلنراقی و پخش مکرر ترانه از رادیو، «مرا ببوس» را به یکی از ماندگارترین قطعات موسیقی ایران تبدیل کرد.
خوانندهای که از شهرت گریخت
پس از محبوبیت ترانه، شایعات سیاسی درباره آن نیز شدت گرفت. گلنراقی چند بار احضار شد تا درباره انگیزهاش از خواندن «مرا ببوس» توضیح دهد و تأکید میکرد که تنها به دلیل زیبایی ترانه آن را اجرا کرده و خواننده حرفهای نیست.
در نهایت، او تقریبا همانقدر که ناگهانی مشهور شده بود، از عرصه موسیقی کنار رفت. سالها بعد، مردم او را بیشتر بهعنوان صاحب مغازهای در بازار و علاقهمند به اسب میشناختند. حتی در مسابقات اسبدوانی شرکت کرد و اسبی به نام «مرا ببوس» داشت.
حیدر رقابی نیز پس از حوادث سیاسی دهه ۳۰ ایران را ترک کرد و سالها در خارج از کشور زندگی کرد. او سرانجام پس از انقلاب به ایران بازگشت، اما در سال ۱۳۶۶ بر اثر بیماری سرطان درگذشت. مجید وفادار نیز در ۹ اسفند ۱۳۵۴ چشم از جهان بست.
حسن گلنراقی سالها بعد، در مهر ۱۳۷۲، درگیر بیماری و تومور مغزی شد و درگذشت. او هرگز ازدواج نکرد و بخشی از اموالش نیز به امور خیریه اختصاص یافت.
گلنراقی، رقابی و وفادار هر سه از دنیا رفتند، اما «مرا ببوس» همچنان باقی ماند؛ ترانهای که در مرز میان عشق، جدایی، سیاست و خاطره ایستاده و برای چند نسل، صدای یک دوره پرالتهاب از تاریخ معاصر ایران بوده است.