آیا اسرائیل آتش‌بس را می‌شکند و آمریکا را غافلگیر می‌کند؟ | ۵ سوالی که تعیین می‌کند جنگ ایران به صلح می‌رسد یا تشدید تنش

با اعلام تمدید آتش‌بس آمریکا و اسرائیل با ایران، می‌توان هم یک توافق مذاکره‌شده و هم از سرگیری جنگ را تصور کرد.

آیا اسرائیل آتش‌بس را می‌شکند و آمریکا را غافلگیر می‌کند؟ | ۵ سوالی که تعیین می‌کند جنگ ایران به صلح می‌رسد یا تشدید تنش

به گزارش خبرفوری به نقل از فارین پالیسی، نتیجه  جنگ یا صلح  به این بستگی دارد که سه طرف درگیری اهداف خود را چگونه می‌بینند، چه خطراتی را حاضر به پذیرش آن هستند و با چه محدودیت‌هایی در داخل و خارج از کشور مواجه هستند.

آمریکا و اسرائیل چه چیزی را «پیروزی» می‌دانند؟

دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو هنگام شروع جنگ، طیف وسیعی از اهداف را اعلام کردند. هر دو کشور با غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران مخالفند. آنها همچنین مصمم به از بین بردن تهدید موشکی و پهپادی ایران، به همراه نیروهای دریایی آن هستند و به طور کلی به دنبال تضعیف قابلیت‌های نظامی این کشور می‌باشند. هر دو با نیروهای جریان مقاوت مخالفند و حمایت خود را از تغییر نظام در ایران اعلام کرده‌اند. پس از تهدید ترافیک دریایی در تنگه هرمز توسط ایران، هدف جدید «آزادی دریانوردی» هم به این فهرست اضافه شد.

تقریبا برای همه این اهداف، موفقیت منوط به تفسیر است. به ادعای این رسانه بخشی از سکوهای پرتاب موشک ایران آسیب دیده‌اند و ذخایر موشکی آن کاهش یافته است.  آیا این کافی است یا باید تهدید موشکی از جانب ایران به طور کامل برای دستیابی به این هدف از بین برود؟ تغییر نظام بعید به نظر می‌رسد و اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، جنگ باعث شده است که احتمال کمتر شود.

اهداف بلندپروازانه متعدد نشان می‌دهد که مشکل عمیق‌تر، فقدان اولویت‌های مشخص است. کدام یک از اهداف فوق ضروری هستند، در کدام مورد موفقیت کامل ضروری است؛ کدام ارزشمند هستند، در کدام مورد موفقیت جزئی قابل قبول است و کدام یک را می‌توان کنار گذاشت؟ باراک اوباما، هنگام مذاکره برای برجام برنامه هسته‌ای ایران را در اولویت قرار داد. مخالفان از این توافق به دلیل عدم پرداختن به موارد دیگر انتقاد کردند . اوباما حاضر بود به موفقیت جزئی بسنده کند. آیا ترامپ در تلاش برای دستیابی به هر هدفی، خطر شکست کامل را به جان می‌خرد؟

پیروزی با موفقیت سیاسی نیز سنجیده می‌شود. هم ترامپ و هم نتانیاهو حیوانات سیاسی هستند چرا که هم اسرائیل و هم آمریکا در پاییز انتخابات دارند. ترامپ و تیمش بارها به آمریکایی‌ها اطمینان داده‌اند که «ما در این جنگ پیروز شده‌ایم» ، اما یک نظرسنجی در اوایل آوریل نشان داد که تنها ۳۶ درصد از آمریکایی‌ها فکر می‌کنند اهداف نظامی آمریکا محقق شده است.

 سقف تشدید تنش‌های آمریکا و اسرائیل چقدر است؟

آمریکا در یک کمپین هوایی گسترده علیه ایران شرکت کرده و در مجموع بیش از ۱۳۰۰۰ نقطه را هدف قرار داده است. با این حال، آمریکا و اسرائیل کارهای نظامی زیادی انجام نداده‌اند. واشنگتن تهدید کرده است که نیروگاه‌های ایران را نابود خواهد کرد، که بسیاری از ناظران آن را جنایت جنگی می‌دانند. به همین ترتیب، گذشته از یک مأموریت جستجو و نجات برای یک هواپیمای سقوط کرده آمریکایی، آمریکا و اسرائیل نیروی زمینی به ایران اعزام نکرده‌اند.

مشخص نیست که آمریکا یا اسرائیل چه زمانی و چگونه ممکن است تنش‌ها را بیشتر کنند. ترامپ با وجود اختلال مداوم در بازارهای جهانی انرژی، به شعارهای آخرالزمانی خود عمل نکرده است. اگر حملات به ایران از سر گرفته شود، آیا اوضاع به همین منوال خواهد بود یا آمریکا هم اهداف و هم نوع نیروهای مورد استفاده خود را گسترش خواهد داد؟

آیا آمریکا و اسرائیل از هم جدا خواهند شد؟

آمریکا و اسرائیل اهداف کلی مشترک زیادی در مورد ایران دارند، اما در مورد اولویت‌ها اختلاف نظر دارند. به عنوان مثال، اسرائیل به برنامه موشک‌های بالستیک میان‌برد ایران اهمیت می‌دهد زیرا این موشک‌ها می‌توانند مستقیما اسرائیل را هدف قرار دهند (اما نمی‌توانند به خاک آمریکا برسند)، در حالی که آمریکا بیشتر بر تنگه هرمز متمرکز است.

این دو متحد با هم هماهنگ نیستند. وقتی آمریکا آتش‌بس با ایران را اعلام کرد، اسرائیل از این موضوع مطلع شد، نه اینکه با او مشورت شود . اسرائیل نیز به نوبه خود، با وجود اینکه خطر برهم زدن آتش‌بس را به همراه داشت، چندین روز به حملات خود به لبنان ادامه داد. در داخل کشور، اسرائیلی‌ها از آتش‌بس در لبنان و با ایران ناامید هستند، در حالی که آمریکایی‌ها از آن استقبال کردند.

این امر محتمل است که آمریکا ممکن است با شرایطی با ایران موافقت کند که اسرائیل با آن مخالف است. این ممکن است شامل آزاد کردن دارایی‌های مسدود شده ایران، پذیرش محدودیت‌ها بر برنامه هسته‌ای ایران بدون حذف کامل آن، یا پایان جنگ باشد. اسرائیل، به نوبه خود، ممکن است حملات بیشتری به لبنان یا حتی ایران انجام دهد که منجر به واکنش تهران با فشار بیشتر در تنگه یا هدف قرار دادن منافع آمریکا به جای حمله مستقیم به اسرائیل می‌شود.

اسرائیل در لبنان چه انتظاری دارد و آیا آمریکا اهمیتی می‌دهد؟

حتی با اینکه جنگ ایران توجه جهانی را به خود جلب کرده است، اسرائیل جنگ جداگانه‌ای را - بدون دخالت نظامی آمریکا - علیه حزب‌الله دنبال کرده است. دور جدید این جنگ زمانی آغاز شد که حزب‌الله، در پاسخ به حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، موشک‌هایی را به شمال اسرائیل شلیک کرد و بسیاری از ساکنان آنجا را آواره کرد. در پاسخ، اسرائیل یک کمپین وحشیانه علیه این گروه در لبنان آغاز کرده و نیروها و پایگاه‌های آن را در سراسر کشور بمباران کرده و یک منطقه حائل در جنوب لبنان در امتداد مرز ایجاد کرده است. حداقل ۱۵ اسرائیلی و بیش از ۲۰۰۰ لبنانی در این جنگ کشته شده‌اند و این جنگ بیش از یک میلیون لبنانی را آواره کرده است. اسرائیل مستقیما با دولت لبنان مذاکره می‌کند و خواستار خلع سلاح حزب‌الله است. اما رهبران اسرائیل می‌دانند که دولت لبنان قادر به انجام این کار نیست.

آمریکا از مذاکرات آتش‌بس حمایت کرده است، اما پایان روشنی در لبنان ندارد. این کشور نیز به دنبال ضعیف‌تر شدن حزب‌الله است، اما به نظر می‌رسد که از تقویت دولت لبنان به عنوان وزنه تعادل حمایت می‌کند، در حالی که اسرائیل برای ضعیف نگه داشتن حزب‌الله بیشتر به نیروی نظامی وابسته است.

هر دو جامعه تا چه زمانی می‌توانند دوام بیاورند؟

خساراتی که ایران به اسرائیل و آمریکا وارد کرده، کمتر از ویرانی‌هایی است که ایران تحمیل شده است. با این حال، هر دو کشور متحمل خساراتی شده‌اند و قدرت ماندگاری آنها زیر سوال است. اسرائیل از زمان حمله 7 اکتبر در جنگ بوده است. تمرکز جنگ‌های آن متفاوت بوده است (اسرائیل به عراق، سوریه، یمن و کرانه باختری و همچنین غزه و اکنون به ایران حمله کرده است.) مردم آن خسته و اقتصاد آن تحت فشار است.

منافع آمریکا نیز محدودتر است. آمریکایی‌ها، برخلاف ایران و بسیاری از اسرائیلی‌ها، این درگیری را حیاتی نمی‌بینند و اکثر آنها با جنگ مخالفند. برای آمریکایی‌ها، هزینه اقتصادی، به ویژه افزایش قیمت بنزین، بیشترین نگرانی را ایجاد می‌کند (نگرشی که ممکن است دولت ترامپ را به سمت دستیابی به توافقی سریع برای باز کردن کامل تنگه هرمز و پایان دادن به حملات به انرژی سوق دهد، حتی اگر این امر مغایر با سایر اهداف آمریکا و اسرائیل باشد.)

تأثیر بلندمدت آن بر متحدان آمریکا چیست؟

این جنگ برای بسیاری از متحدان آمریکا که اکثر آنها به انرژی وارداتی بسیار وابسته‌تر هستند، یک فاجعه اقتصادی بوده است. جنگ در ایران ممکن است صدها میلیارد دلار برای منطقه آسیا و اقیانوسیه هزینه داشته باشد، در حالی که اروپا با شوک انرژی روبرو است. متحدان آمریکا در خلیج فارس حملاتی را به مردم و زیرساخت‌های خود متحمل شدند، در حالی که آمریکا قادر به جلوگیری از همه حملات ایران نبود. رهبران خلیج فارس، مانند اسرائیل، نگرانند که واشنگتن ایران را مشتاق انتقام رها کند.

بدتر از همه اینکه، آمریکا قبل از شروع جنگ با متحدان خود مشورت نکرد یا تلاشی برای ایجاد ائتلاف نکرد. وقتی جنگ به سمت بی‌ثباتی رفت، رهبران ایالات متحده از متحدان خود خواستند که مأموریت‌هایی مانند باز کردن تنگه هرمز را بر عهده بگیرند،  کاری که نیروی دریایی آمریکا آماده انجام آن نبود.

متحدان احساس خشم و خیانت می‌کنند. حتی قبل از جنگ، بسیاری آمریکا را به عنوان یک بازیگر بی‌ثبات‌کننده می‌دیدند تا یک متحد اطمینان‌بخش. متحدان در خلیج فارس، حداقل فعلا، اگر به دنبال محافظت در برابر ایران باشند، هیچ جایگزینی برای حمایت آمریکا ندارند. متحدان اروپایی سرانجام در حال گسترش ارتش‌های خود هستند، اما راه درازی در پیش دارند.

در حال حاضر اغراق در مورد بحران‌ها آسان است؛ اتحادها همیشه فراز و نشیب دارند. در عین حال، احمقانه است که فرض کنیم این بحران، به ویژه هنگامی که پس از فجایع دیپلماتیک مانند تهدیدهای ترامپ برای حمله به گرینلند رخ می‌دهد، با تأثیر کمی خواهد گذشت.

چالش پیش روی رهبران آمریکا و اسرائیل صرفا جنگ نیست، بلکه هدایت تعاریف مبهم خودشان از پیروزی، آستانه‌های نامشخص تشدید تنش، واگرایی بالقوه در اتحاد و محدودیت‌های داخلی و بین‌المللی است. برای تحلیلگران و سیاست‌گذاران، وظیفه کمتر پیش‌بینی دقیق نتایج است و بیشتر شناسایی عدم قطعیت‌هایی است که بیشترین اهمیت را دارند و اینکه چگونه با هم تعامل دارند. آینده این درگیری نه تنها به توانایی‌ها و نیات، بلکه به چگونگی حل این سؤالات بی‌پاسخ یا بی‌پاسخ گذاشتن خطرناک آنها نیز بستگی دارد.

ارسال نظر

خبر‌فوری: آیا اسرائیل آتش‌بس را می‌شکند و آمریکا را غافلگیر می‌کند؟ | ۵ سوالی که تعیین می‌کند جنگ ایران به صلح می‌رسد یا تشدید تنش