ادعای ترور ایوانکا ترامپ توسط ایران | بازخوانی توطئههای ترور؛ تلاش واشنگتن و تلآویو برای جبران شکستهای میدانی؟
همزمان با تشدید فشارهای سیاسی و نظامی بر محور مقاومت، در هفتههای اخیر دو خبر امنیتی با محوریت «کشف نقشه ترور» توسط رسانههای غربی منتشر شده است که بسیاری آن را تلاشی برای برساختن «مشروعیت تهاجم» به ایران ارزیابی میکنند.
به گزارش دیروزبان، روزنامه «دیلی میل» در گزارشی مدعی شده که یک تبعه عراقی به نام «محمدباقر سعد داود السعدی» به اتهام برنامهریزی برای ترور ایوانکا ترامپ، دختر رئیسجمهور آمریکا، دستگیر شده است. در این گزارش که بدون ارائه مدارک مستدل و تنها با استناد به منابع ناشناس منتشر شده، ادعا میشود که این فرد قصد داشته با این اقدام، انتقام شهادت «سردار قاسم سلیمانی» را بگیرد.
بازسازی چنین روایتی در شرایطی که ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی پس از شکستهای راهبردی در منطقه، توان بازدارندگی خود را از دست دادهاند، بیش از آنکه بیانگر یک تهدید واقعی باشد، تلاشی برای القای «ایرانهراسی» و ایجاد پوشش خبری برای حملات آتی است. حتی در خود گزارش دیلی میل نیز اشاره شده که متهم ارتباط گستردهای با «نیروی قدس سپاه» نداشته و اتهامات بر اساس تماسهای او با یک خبرچین افبیآی بنا شده است؛ عاملی که اعتبار این سناریو را زیر سوال میبرد.
اسرائیل صاحب این جنگ است! | افشاگریهای جو کنت درباره جنگ علیه ایران | فرصت آمریکا رو به پایان است
ولکر بک؛ هدف جدید سناریوسازی آلمانی
از سوی دیگر، نشریه آلمانی «اشپیگل» نیز در گزارشی محدود، به طرح ادعایی مشابه درباره «ولکر بک» رئیس انجمن آلمان و اسرائیل پرداخته است. در این گزارش که توسط سرویسهای اطلاعاتی آلمان تغذیه شده، ایران به برنامهریزی برای ترور این سیاستمدار سبزپوش متهم شده است.
تاریخ انتشار این اخبار درحالی است که رژیم صهیونیستی پس از ناکامی در نبرد ترکیبی علیه ایران، به شدت به دنبال اقناع افکار عمومی غرب برای ورود مستقیم به یک درگیری تمامعیار است. تحلیل روزنامه «جروزالم پست» نیز اخیرا اذعان کرده بود که «ایران در جنگ فرسایشی مقاومت، ابتکار عمل را به دست گرفته است.»
بسیاری بر این باورند که غرب با انتشار هماهنگ این اخبار در آستانه تلاش برای توافق احتمالی، قصد دارد سه هدف اصلی را دنبال کند: نخست، پوشش دادن ناکامیهای اطلاعاتی و نظامی خود در برابر جبهه مقاومت؛ دوم، فشار مضاعف بر اروپا برای فعال کردن مکانیسم ماشه و قطعنامههای جدید علیه ایران و سوم، ایجاد یک «دلیل موجه» عمومی برای هرگونه اقدام متقابل علیه منافع ایران در خارج از مرزهایش.
به نظر میرسد سرویسهای غربی با بازتولید الگوی قدیمی «توطئهی ترور شخصیتها»، تلاش میکنند نقش بازنده میدان را به ایران تحمیل کنند، غافل از اینکه افکار عمومی منطقه دیگر فریب این شیوههای تکراری جنگ روانی را نمیخورند.