از ناوگان پنجم تا تردید راهبردی | خلیج فارس دیگر برای آمریکا همان منطقه سابق نیست | پایان حضور آمریکا در خلیج فارس
تحلیلگران حوزه ژئوپلیتیک معتقدند تحول مهمی در خلیج فارس در حال وقوع است؛ تغییری که تا چند سال پیش بیان آن دشوار به نظر میرسید: دوران حضور گسترده و پایگاههای نظامی پیشروی آمریکا در خاورمیانه شاید به پایان خود نزدیک شده باشد.
به گزارش دیروزبان به نقل از المونیتور، چه واشنگتن مسیر رویارویی با ایران را انتخاب کند و چه به سمت کاهش حضور حرکت کند، نتیجه راهبردی ممکن است یکسان باشد؛ کاهش تدریجی و شاید برگشتناپذیر نفوذ آمریکا در منطقهای که از دهه ۱۹۷۰ نقش مسلطی در آن داشته است.
این دیدگاه در بحبوحه تنشهای کنونی با ایران بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. جان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل، معتقد است آمریکا در موقعیتی دشوار قرار گرفته و نمیتواند نفوذ ایران در خلیج فارس را بدون پرداخت هزینههای بسیار سنگین کاهش دهد.
این ارزیابی بازتاب تجربه دو دهه مداخلات پرهزینه آمریکا در منطقه است؛ مداخلاتی که به باور برخی تحلیلگران نهتنها به تقویت موقعیت واشنگتن منجر نشد، بلکه نظم منطقهای را به تدریج از مدار آمریکا دور کرد.
در حال حاضر آمریکا حدود ۴۰ هزار نیروی نظامی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس مستقر کرده است. بخش مهمی از این نیروها در پایگاههایی مانند «العدید» در قطر و مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین حضور دارند. اما منتقدان معتقدند این ساختار نظامی برای شرایطی طراحی شده بود که امروز دیگر وجود ندارد؛ زمانی که برتری هوایی آمریکا تقریبا بدون چالش بود، توان موشکی ایران محدودتر بود و شرکای منطقهای نیز وابستگی بیشتری به واشنگتن داشتند.
بیشتر بخوانید:
برنامه آمریکا برای کابلهای اینترنت زیر دریا | پروژه آکوس چیست؟
اکنون شرایط تغییر کرده است. توان موشکی و پهپادی ایران توسعه یافته و قدرت عملیاتی آنها افزایش یافته است. در چنین شرایطی، سیاستگذاران آمریکایی با یک دوراهی پیچیده روبهرو هستند. حمله نظامی علیه برنامههای هستهای یا موشکی ایران لزوما تهدیدها را از بین نمیبرد و حتی ممکن است به تشدید آنها منجر شود. برخی مقامهای نظامی پیشین آمریکا هشدار دادهاند که در صورت وقوع درگیری گسترده، جغرافیای خلیج فارس پایگاههای زمینی و دریایی آمریکا را در معرض آسیبپذیری جدی قرار میدهد.
از سوی دیگر، کاهش تدریجی حضور آمریکا نیز پیامدهای خاص خود را دارد. کشورهای منطقه بهتدریج به دنبال استقلال بیشتر در سیاستهای امنیتی خود هستند. امارات از «خودمختاری راهبردی» سخن گفته و عربستان نیز روابط و گفتوگوهای گستردهتری با چین دنبال کرده است. توافق ازسرگیری روابط میان تهران و ریاض با میانجیگری پکن در سال ۲۰۲۳ برای بسیاری نشانهای از تغییر موازنههای منطقهای بود.
برخی مؤسسات پژوهشی آمریکایی نیز به شکاف میان اهداف اعلامشده و توان واقعی آمریکا اشاره کردهاند؛ شکافی که باعث میشود تهدیدهای نظامی واشنگتن کمتر از گذشته بازدارندگی ایجاد کند.
به باور نویسنده، مسئله اصلی دیگر این نیست که آیا حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس قابل دوام است یا نه، بلکه پرسش مهمتر این است که آیا واشنگتن میتواند پیش از آنکه شرایط او را وادار به عقبنشینی کند، روند کاهش حضور خود را به شکلی کنترلشده و حسابشده مدیریت کند یا خیر.