میزِ حمله چیده شده | سه گزینه آمریکا برای حمله به ایران | کدام گزینه محتمل‌تر است؟

در حالی که مذاکرات میان تهران و واشنگتن در ژنو جریان دارد، فضای سیاسی ـ امنیتی خاورمیانه بار دیگر به‌شدت متشنج شده است. تهدیدهای صریح دونالد ترامپ درباره «حملات سنگین» علیه ایران، این گمانه را تقویت کرده که ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری گزینه نظامی را به‌عنوان ابزار فشار دیپلماتیک روی میز گذاشته است.

 میزِ حمله چیده شده | سه گزینه آمریکا برای حمله به ایران | کدام گزینه محتمل‌تر است؟

به گزارش دیروزبان،  آنطور که نشریه بلومبرگ ادعا کرده: به‌گزارش منابع نزدیک به پنتاگون، آرایش نیروهای آمریکا در منطقه نشان می‌دهد که سناریوهای مختلفی برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی طراحی شده‌اند.

به ادعای این نشریه، بر اساس ارزیابی‌های نظامی، پنتاگون سه «سبد» یا سطح از توانمندی‌ها را برای تهدید ایران در نظر گرفته است؛ سطوحی که از جنگ نامرئی آغاز می‌شوند و تا حملات گسترده و فلج‌کننده ادامه می‌یابند.

 سبد اول: جنگ بدون انفجار

نخستین گزینه، جنگ غیرجنبشی یا غیرسخت است؛ جایی که خبری از بمب و موشک نیست اما اثرگذاری آن می‌تواند عمیق باشد. حملات سایبری به شبکه‌های نظامی و زیرساخت‌های حیاتی، از کار انداختن سامانه‌های فرماندهی و حتی ایجاد اختلال در زندگی روزمره شهروندان، بخشی از این راهبرد است.

بیشتر بخوانید: 

 معمای فشار حداکثری | چرا ایران زیر سایه ناوها «تسلیم» نمی‌شود؟ 

 چگونه ایران برای جنگ طولانی آماده می‌شود؟ | یک کارشناس اسرائیلی پاسخ می‌دهد! 

به ادعای بلومبرگ در کنار آن، جنگ اطلاعاتی قرار دارد: افزایش جریان اطلاعات به داخل ایران، تقویت ابزارهای دور زدن فیلترینگ و تلاش برای تأثیرگذاری مستقیم بر افکار عمومی. هدف اصلی این سبد، تضعیف توان واکنش حکومت و هم‌زمان، افزایش نارضایتی اجتماعی بدون هزینه بالای انسانی است.

برخی گزارش‌ها حتی از استفاده از ابزارهای فرکانس رادیویی برای آسیب‌زدن به ریزتراشه‌ها و سامانه‌های حساس سخن می‌گویند؛ سلاح‌هایی که بی‌صدا عمل می‌کنند اما به ادعای بلومبرگ می‌توانند ستون فقرات فناوری نظامی را از کار بیندازند.

 سبد دوم: ضربات دقیق و محدود

سبد دوم، همان گزینه‌ای است که بیشترین بازتاب را در اظهارات عمومی ترامپ داشته است: حملات محدود اما دقیق. این سناریو معمولا شامل یک تا دو روز عملیات فشرده علیه اهداف کلیدی نظامی می‌شود؛ از مراکز تولید و انبار موشک‌های بالستیک گرفته تا مراکز فرماندهی.

در این چارچوب، حملات موشکی دوربرد، جنگنده‌های رادارگریز و پهپادها به‌کار گرفته می‌شوند تا پیش از هرگونه درگیری گسترده، برتری کامل هوایی به‌دست آید. آنطور که بلومبرگ مدعی شده این سطح از حمله همچنین می‌تواند مقامات ایران را با واقعیتی جدید روبه‌رو کند: حذف تدریجی ابزارهای چانه‌زنی، بدون ورود به جنگ تمام‌عیار.

سبد سوم: جنگ بزرگ و پرهزینه

اما خطرناک‌ترین گزینه، سبد سوم است؛ سناریویی که به‌معنای ورود به یک کارزار چند‌هفته‌ای و ویرانگر خواهد بود. در این حالت، نه‌تنها تأسیسات هسته‌ای و نظامی، بلکه شبکه برق، صنایع نفت و گاز  هدف قرار می‌گیرد.

چنین جنگی می‌تواند صادرات نفت ایران را متوقف کند و واکنش‌های زنجیره‌ای در اقتصاد جهانی به‌راه بیندازد. از سوی دیگر، احتمال گسترش درگیری به آبراه‌های حیاتی مانند تنگه هرمز نیز افزایش می‌یابد؛ نقطه‌ای که هرگونه بی‌ثباتی در آن، بازار انرژی جهان را ملتهب می‌کند.

دیپلماسیِ اجبار؛ شمشیری دولبه

طرفداران اقدام نظامی معتقدند فشار حساب‌شده می‌تواند تهران را به عقب‌نشینی وادار کند. اما منتقدان هشدار می‌دهند که «دیپلماسی اجبارآمیز» اغلب نتیجه معکوس دارد. حکومت‌ها ممکن است فشار را نشانه ضعف طرف مقابل بدانند یا تصور کنند زمان به نفع آن‌هاست.

در مورد ایران، این محاسبه با مؤلفه‌های روانی و تاریخی گره خورده است. نگاه ایران به خود، نه یک بازیگر درجه‌دوم، بلکه وارث یک تمدن کهن است؛ تصوری که تسلیم در برابر تهدید را دشوارتر می‌کند.

کدام گزینه محتمل‌تر است؟

با توجه به هزینه‌های انسانی و سیاسی جنگ گسترده، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگر واشنگتن به استفاده از زور متوسل شود، سبد دوم محتمل‌ترین گزینه خواهد بود: حملاتی محدود، سریع و دقیق برای نمایش قدرت و کاهش توان چانه‌زنی تهران، بدون فرو رفتن در باتلاق یک جنگ تمام‌عیار.

این راهبرد، اگرچه پرریسک است، اما از نگاه طراحانش می‌تواند بیشترین فشار را با کمترین هزینه مستقیم اعمال کند؛ قماری که نتیجه آن، نه‌تنها سرنوشت مذاکرات هسته‌ای، بلکه ثبات منطقه را نیز رقم خواهد زد.

ارسال نظر

خبر‌فوری: اشتباهات آمریکا و میل جدید ترامپ به جنگ | چرا ماجراجویی در ایران بد تمام می‌شود؟