صخره‌ای کوچک با ردپای امپراتوری‌های بزرگ

دیده‌بان خاکِ سرخ | جزیره لارک کُجاست و چرا اینقدر مهم است؟

درست در مدخل حساس‌ترین گلوگاه انرژی جهان، آنجا که آب‌های نیلگون دریای عمان به تلاطم خلیج فارس پیوند می‌خورند، جزیره‌ای کوچک و صخره‌ای به نام لارک سر از آب برآورده است.

دیده‌بان خاکِ سرخ  | جزیره لارک کُجاست و چرا اینقدر مهم است؟

به گزارش دیروزبان، این پاره‌خاک استراتژیک در ۴۵ کیلومتری بندرعباس، قرن‌ها پیش از آنکه نفت اهمیت تنگه هرمز را جهانی کند، گرانیگاه رقابت قدرت‌های استعماری، ناوگان‌های دریایی و امپراتوری‌های بزرگ بوده است؛ پهنه‌ای که وسعت تاریخی‌اش فرسنگ‌ها فراتر از ابعاد جغرافیایی آن امتداد دارد.

از «آگدانا»ی باستان تا خاک خون‌رنگ هماتیت

جست‌وجوی پیشینه تاریخی لارک، ما را به متون جغرافی‌نویسان کهن یونان و روم بازمی‌گرداند. مارسیانوس در نگاشته‌های باستانی از جزیره‌ای صخره‌ای به نام «آگدانا» یاد کرده که خاستگاه ماده‌ای سرخ‌فام و معدنی به نام سرنج بوده است؛ توصیفی که در قرن نوزدهم با شناسایی معادن غنی اکسید آهن (هماتیت) در دل صخره‌های لارک بار دیگر مهر تأیید خورد. این خاک سرخ پیش از ثبت در دفاتر دیوانی، هویت اقلیمی جزیره را رقم زده بود.

نبرد بر سر قطره‌ای آب شیرین و ورود استعمار

در عصر دریانوردی بادبانی، «آب شیرین» ارزشی معادل جان خدمه داشت. در جریان یورش آلفونسو د آلبوکرک، سردار کشورگشای پرتغالی به خلیج فارس در اوایل سده شانزدهم، مسموم‌سازی چاه‌های آب قشم توسط مدافعان محلی، ناوگان مهاجم را در تنگنایی مرگبار گرفتار کرد. در این بزنگاه، چاه‌های آب گوارای لارک به یگانه شریان حیات متجاوزان بدل شد.

همین مزیت حیاتی سبب شد نام لارک از حدود سال ۱۵۱۰ میلادی بر روی نقشه‌های کارتوگرافان اروپایی نظیر پدرو رینل و لازارو لوئیس ثبت شود. برای تثبیت این نقطه استراتژیک، پرتغالی‌ها دژی چهاربرج با نظارت معمار برجسته نظامی خود، «اینوفره د کاروالیو»، بر ساحل شمالی بنا کردند؛ قلعه‌ای که بعدها در نقشه‌های بریتانیایی به اشتباه «هلندی» نامیده شد، اما شالوده سنگی آن گواه تسلط نظامی لیسبون بر تنگه بود.

قبیله نیکیلوس؛ مرز باریک میان پاسداری و راهزنی

یکی از فصل‌های پرکشش تاریخ لارک، حضور طایفه‌ای از اعراب مهاجر به نام «نیکیلوس» (نخلو) است. پس از شکست در رقابت‌های منطقه‌ای، حاکم پرتغالی هرمز به آنان اجازه سکونت در لارک را مشروط به مأموریتی سخت داد: «حراست رایگان از تنگه در برابر یورش دزدان دریایی مکران».

با این حال، چرخش‌های روزگار مرزهای وظیفه را دگرگون کرد. این بومیان بعدها خود به کرانه‌های نخلو کوچیده و دست به راهزنی دریایی زدند تا آنکه با سرکوب نظامی پرتغالی‌ها ناگزیر به بازگشت شدند. از این دوران، پیوند فرهنگی و زبانی عمیقی با منطقه «کومزار» در شبه‌جزیره مسندم عمان شکل گرفت. مردمان بومی لارک تا امروز گویش کهن «کمزاری» (با ریشه‌های ایرانی) را در سینه‌های خود زنده نگه داشته‌اند.

کشاکش کمپانی‌ها در عصر صفوی و افشاری

پس از آزادسازی هرمز در عصر شاه عباس صفوی (۱۶۲۲ میلادی)، لارک به کانون تنش تجاری ـ نظامی میان کمپانی هند شرقی هلند و دربار ایران تبدیل شد. هلندی‌ها با ایجاد انبار بزرگ و مستحدثاتی موسوم به «خرابستان»، عملا کنترل مبادلات جزیره را در دست گرفتند.

در طول سده‌های هفدهم و هجدهم میلادی، حاکمیت این جزیره بارها میان حکام محلی، نیروهای عمانی و دولت مرکزی ایران دست‌به‌دست شد؛ از اخراج دزدان دریایی هندی «آنگریا» با همکاری مشترک ایران و هلند گرفته تا مرمت دوباره دژ توسط نادرشاه افشار در سال ۱۷۴۳ میلادی به عنوان پایگاه پایش تحرکات دریایی.

اقتصاد سنتی نمک و ماهی در گذر به عصر نفت

رویداد در این باره می‌نویسد؛ در قرن نوزدهم، شریان حیات این جزیره با استخراج نمک، صید ماهی و روغن‌گیری از لاک‌پشت‌های چرمی برای عایق‌بندی لنج‌ها گره خورد. در گزارش‌های دریانوردان بریتانیایی نظیر لوریمر، از سه آبادی «کوه»، «لبطیاب» و «سلمی» یاد شده که جوامع بومی قناعت‌پیشه با تغذیه از خرما و صید، بقای خود را حفظ می‌کردند.

در دوران معاصر، موقعیت ژئوپلیتیک لارک بار دیگر نقشی حیاتی در امنیت ملی ایفا کرد؛ جایی که در اردیبهشت ۱۳۶۶ و در بحبوحه جنگ نفتکش‌ها، پایانه شناور انتقال نفت آن هدف حملات سنگین هوایی جنگنده‌های عراقی قرار گرفت.

امروز، جزیره لارک با صخره‌های باستانی، آبراهه‌های فیروزه‌ای و گویش کمزاری، سندی زنده از پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک خلیج فارس است؛ جزیره‌ای کوچک که نبض تاریخ آن، با تپش امپراتوری‌های دریاپایه در گذر قرن‌ها هم‌نوا بوده است.

ارسال نظر